تبليغاتX
به وبلاگ میناخوش آمدید

به وبلاگ میناخوش آمدید

هر چی تو دوست داشته باشی

من اگه خدا بودم وقتی شیطان در برابر انسان سجده نکرد خشتکش رو در میاوردم و از بارگاه بیرونش میکردم ! چه معنی داره شیطان به حرف خدا گوش نکنه ! وقتی میخواستم پیغمبر برای خلق تعیین کنم از ۱۲۴۰۰۰ پیغمبر ۶۲۰۰۰ نفرش رو از زنان منسوب میکردم تا عدالت رعایت بشه !

 

کمی سلیقه به خرج میدادم و بجای اینکه خونه خودم رو در صحرای خشک و بی اب و علف عربستان بنا کنم در سواحل جزایر هاوایی یه خونه شیک و مدرن بنا میکردم با سوییت های مجهز و مجانی برای زواری که برای زیارت میومدن ! هیچوقت خونه خودم رو در انحصار مسلمون ها قرار نمی دادم و همه حق داشتن بیان خونه ام … حتی بی خدا ها ! قدمشون سر چشم ! زوار بجای اینکه تو صحرای عرفه بدو بدو کنن کنار ساحل بدو بدو کنن حالشو ببرن و بجای لباس احرام هم مایوی دوتیکه بپوشن ! یه مشت از این حوری ها و قلمان رو هم مامور میکردم به حجاج سرویس بدن و پذیرایی کنن تا زیارت بهشون بهتر بچسبه !

 

اصلا نمیذاشتم ادما صبح و ظهر و شب هی نماز بخونن و سجده کنن و حرفای تکراری بزنن ! کمبود که ندارم هی بخوام طفلکی ها رو اذیت کنم که ! همه مسجد ها رو هم جمع میکردم به جاش کافی شاپ و کتابخونه و سینما درست میکردم ! یه چند تاش رو هم قهوه خونه سنتی درست میکردم که محسن نامجو توش سه تار بزنه بخونه ! هر کسی هم که من رو صدا میزد و میگفت اِی خدا زود بهش میگفتم جانم قربونت برم …عزیز دلم … فدات بشم نه اینکه محل سگ هم نذارم ! بنده افریدم باید سرویس بدم دیگه … گوسفند که نیستن ول کنم تو بیابون !

 

قشری به نام روحانیت رو اصلا خلق نمیکردم  ! به بنده هام همه یه جو عقل میدادم تا بتونن بد رو از خوب تشخیص بدن و نیازی به فتوا و این …س شعر ها نباشه ! عزراییل رو هم میفرستادم اونجا که عرب نی انداخت بره غاز بچرونه ! به جای عزراییل یه حوری خوش هیکل سفید و بلوری میفرستادم تا جون مرد ها رو بگیره و یک جوان رعنای خوش هیکل رو هم میفرستادم تا جون خانمها رو بگیره ! ( اینجوری دیگه نه تنها کسی از مرگ نمیترسید بلکه این پیرزن پیرمردها هی از خدا مرگ میخواستن نصفه شبی ) ! جون بچه ها رو هم اصلا نمیگرفتم ! اصلا اجازه نمیدادم انسان ناقص و معلول به دنیا بیاد … ریشه جنگ رو هم خشک میکردم بجاش عشق و عطوفت و مهربونی میکاشتم ! سعی میکردم حضورم اینقدر در زندگی مردم ملموس باشه که دیگه هیچ کس نگه خدای چی ! کشک چی ! ….. خدا کیلو چند ؟ ….. کدوم خدا ؟

 

 اخ که اگه خدا بودم یه بهشت توی یکی از سیاره ها خلق میکردم اخرین مدل ! نه اینجوری که توی جوب هاش ( جوی هاش ) شیر و عسل بیاد ! شیر و عسلی که توی جوب ( جوی ) باشه به درد همون اعراب هزار و چهار صد سال پیش میخوره ! اونایی که بنده صالح بودن میفرستادم توی این بهشت و اونایی هم که خطا کار بودن و بنده های درستن درمونی نبودن بجای جهنم میفرستادم توی ایران زندگی کنن قدر عافیت رو بدونن ! از خدا بخاطر این همه اختلاف سلیقه عذر خواهی میکنم

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت 4:49 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

فکر کنم خیلی هاتون با آقای "ف.ح" مجری فوق لوده! برنامه فوق العاده آشنایی دارید.البته میدونم که عاشقان و سینه چاک های این عزیز هم خیلی زیادند و حاضر نیستند حتی یکی بگه آقای مجری بالای چشمتون ابرو هستش و اینا. راستش من قصد نداشتم واسه این دوست عزیزمون مطلبی بدم چون بچه محله و این حرفا!!! اما مصاحبه اخیر این جناب با یکی از مجلات و طرز صحبت به اصطلاح روشن فکرانه ولی در عین حال طرز فکر بسیار سطحی ایشون در بیان مسائل باعث شد یه حالی هم به این عزیز بزرگوار بدیم:


چگونه يك مجري تلويزيوني باحال شويم؟

در راستاي سلسله آموزش‌هاي چگونه فلان و بيسار شويم و در پهناي اين كه ممكن است سيندرم حاد «عشق بازيگري» در برخي جوانان به عشق مجري‌گري تبديل شود و در درازاي اين مقولات، راهنماي گاماس گاماس شومن شدن تقديم علاقمندان مي‌شود. براي مجري تلويزيوني يا شومن شدن از نوع باحال، بايد رويكرد جديد تلويزيون به جوان‌گرايي را به خوبي بشناسيد و از رفتارهاي برخي تيپ جديد و باحال آنها الگوبرداري كنيد. اين هم از راهنما. بوس بوس، جيگر همه‌تون!!!

* مليح باشيد
شومن شدن به تنهايي كافي نيست، بايد خيارشورمن باشيد. در قديم مي‌گفتند مرد آن است كه وقتي به تخت پشتش بزني از آن گرد و خاك بلند شود. يعني زحمت كشيده و كار كرده و عرق ريخته باشد. حالا براي مجري شدن بايد وقتي به تخت پشت‌تان بزنند همين‌جور ملاحت و نمك بريزد و گرد و خاك كند.
اين كه در مورد طنز هم هيچ مطالعه‌ا‌ي نداشته باشيد اهميتي ندارد. مطالعه و سواد به درد كارتان نمي‌خورد. مردم ساده و نادان به هر بامزگي و حرف‌هاي كوچه بازاري اسم طنز مي‌گذارند. بنابر اين فقط سعي كنيد مليح باشيد. سواد مهم نيست. كمي سلفژ و فن بيان تمرين كنيد بهتر است. به هر حال تنها مايه‌اي كه مي‌گذاريد از فك است ولاغير!
اگر هيچ كدام اينها نتيجه نداد، شب‌ها در يك وان قره‌قوروت بخوابيد. نمك بدون يد را در آب وان حل كرده و خوب به هم بزنيد تا قوام بيايد. مقداري هم فلفل و شنبليله و پياز رنده شده و ريحان و ترخون و آبليمو در تختخواب‌تان بپاشيد و شب مثل يك سيخ كباب اعلا لاي آن بخوابيد. قبل از رفتن به داخل استوديو هم آب نمك غرغره كنيد... شوخي كرديم، آخه آي كيو چرا فوري لباساتو درآوردي؟ اون بسته نمك چيه دستت؟

* غافلگيركننده باشيد
خانمي را به عنوان ميهمان برنامه دعوت كرده‌اند كه شاعر و اديب و استاد دانشگاه است و تاكنون چندين كتاب و رساله در زمينه ادبيات و شعر به چاپ رسانده و مشغول توضيح در مورد نكاتي در ادبيات و شعر است. برخورد شما بايد مثل برخورد با يك آدم عادي در كوچه و خيابان باشد. در اين هنگام وسط حرفش با يك سؤال نامتعارف بپريد كه:
- شما براي شوهرتونم قرمه‌سبزي مي‌پزين؟
اين استراتژي تاثير به‌سزايي در محبوبيت شما به عنوان يك مجري دارد و همه مي‌فهمند كه چقدر خودماني و بي‌شيله پيله هستيد و براي شكستن ساختار اين حرف‌هاي خشك و بي‌مزه تخصص بالايي داريد.
يا پيرمردي از همين فرزانگان يا مخترعين و دانشمندان و مفاخر آمده و مثلاً در مورد اختراعاتش يا علم و انديشه و اهميت آموزش و پرورش صحبت مي‌كند. در حيني كه فك ايشان گرم شده بگوييد: ببخشين من يه سوالي حضورتون داشتم. بعد از او بپرسيد: بگو دوچرخه؟
پيرمرد بيچاره هم با حجب و حيا لبخند زده و مي‌گويد: بله؟ دوچرخه!؟
شما هم بلافاصله مي‌گوييد: سيبيل بابات از خودش چرخ در وکنه! ... و بعد با قهقهه روي شانه‌ي پيرمرد بزنيد كه از خجالت تا قوزك پا سرخ شده و حالت كنفتي بامزه‌اي به او دست داده كه بينندگان را بيش از پيش به تسلط شما در امر خطير مجري‌گري واقف مي‌كند و اجمعين پاي تلويزيون مي‌گويند: ايول بابا عجب مُرجي كاردرستيه اين فري. بابا نمكدون، بابا خيارشور…
بعد در حالي كه كله‌ي پيرمرد را دودستي گرفته‌ايد يك ماچ گنده از لپش بگيريد و در حالي كه دست‌تان را با صميمت مثل آفتابه دور گردنش حلقه كرده‌ايد رو به دوربين ادامه بدهيد:
- اين آقاي فلاني، پدر محترم و فرزانه‌ي ما خيلي عزيزن. احترامشون واجبه. خيلي دوست داريم آقاي فلاني. خيلي آقايي. لطف كردي به برنامه ما تشريف آوردي. خيلي حال دادي.
يا يك بابايي را دعوت كرده‌اند كه پيشكسوت ورزش است و در مورد مسائل و مشكلات ورزش صحبت مي‌كند، وسط حرفش بپريد كه:
- ديدي زيدان چه كله‌ي خفني به شيكم اون يارو زد؟ اسكل بهش گفته تروريست. به هر حال مرسي آقاي فلاني به برنامه خوب ما تشريف آوردي. وقت ما خيلي كمه، ازتون خداحافظي مي‌كنيم و دم شما غيژ.

* آپ تو ديت باشيد
در مورد اخبار روز نظر بدهيد. منتها به همان زبان ساده و جوان‌گرا و بي شيله پيله. مثلاً:
ديدين اوضاع لبنان چطوري بي‌ريف شده؟ اين مردم بدبخت لبنان چطوري همين‌جور ديمي كشته ميشن؟ اسرائیل همینجوری بمب میشقله توی زمین لبنان.تیریپ نادخیه .نچ نچ نچ...
يا: آقا جون چرا مي‌گيم انرژي هسته‌اي حق مسلم ماست؟ خانم، آقا، با شمام. وقتي اين نفت لامصب تموم بشه شما با چي مي‌خواي كشك بادمجون درست كني؟

* جوانگرا باشيد
جوانگرايي اصلاً به معناي پرداختن به مشكلات جوانان نيست. اين حرف‌ها كهنه شده و به درد كار شما نمي‌خورد پس به اين چيزها فكر نكنيد. استفاده از زبان نسل سومي هم به تنهايي كافي نيست. شما بايد نسل شوتمي حرف بزنيد و در زمينه مسائل و مشكلات اساسي جوانان خودتان را بزنيد به اون راه.
لازمه‌ي جوانگرايي ياد گرفتن اصطلاحات روز جوانان است. اشكالي ندارد حتي اين اصطلاحات منفي و يا لمپني باشند. مهم اين است كه شما مجري خاك و خلي و خودماني و جوانگرا باشيد نه مثل اين مجري‌هاي شق و رق و اتوكشيده و بي‌مزه و عصا قورت داده. بايد ساختارشكن باشيد هر چند پيش از شما هزاران نفر در كوچه و خيابان اين ساختارها را بهتر از شما هم شكسته‌اند اما مثل شما روي آنتن نبوده‌اند. بايد بامزه و گوله‌ي نمك بدون يد باشيد. بعضي اصطلاحات خفن و مشتي و اند كلاس را خوب به خاطر بسپاريد و هنگام دعوت يك هنرمند يا دانشمند سعي كنيد خودتان به جاي او محور برنامه باشيد


* اهميت DNA
داشتن يك تهيه‌كننده‌ي فاميل و داراي نسبت ژنتيكي با او مساويست با هنرمند بالفطره بودن شما. اگر هم نداشتيد يا هيچ رابطه فاميلي نتوانستيد گير بياوريد، بايد «روابط عمومي و خصوصي»تان قوي باشد. خودتان را در راهروهاي سازمان يا محوطه يا هر جا كه پا داد آويزان طرف كنيد. بغلش بپريد و براي احساس صميميت هر چه بيشتر پايتان راهم مثلا كوآلا يا خرس تنبل دور كمرش حلقه كنيد و با دو انگشت دماغ يا لپش را بكشيد. هندوانه زير بغلش بگذاريد و چنان مخ طرف را سالاد كنيد كه انگار شما و او يك روح هستيد در دو دبه. اين نه تنها در مجري‌گري كه در خيلي چيزهاي ديگر به دردتان خواهد خورد.

*راحت باشيد
وقتي مهماني به برنامه دعوت شده خودتان را روي مبل‌ها پهن كنيد و لنگ‌تان را هم مي‌توانيد به ميزان دلخواه باز كنيد. راحت و صميمي همين طور كه در خانه نشسته‌ايد. اصلاً كفش‌تان را دربياوريد و پايتان را در حالي كه انگشت بزرگ آن از جوراب سوراخ شده زده بيرون، روي ميز بگذاريد. به ميهمان برنامه هم مي‌توانيد بگوييد: لطفاً راحت باشين، مجلس خودموني و بي‌تعارفيه. پيژامه بدم خدمتتون!؟
وسط حرف ديگران هم براي هر چه بيشتر طبيعي بودن اين «راحتي» و خودماني بودن مي‌توانيد انگشت توي دماغ كنيد و اگر افاقه نكرد دستمالي دربياوريد و با سر و صدا در آن فين كنيد.
وقتي كه مهمان برنامه مشغول صحبت كردن است شما با صدابردار و تصويربردار در پشت صحنه كل كل كنيد يا آنها را دست بيندازيد و قاه قاه بخنديد. وقتي مهمان برنامه با تعجب ساكت شد كه ببيند شما به او توجه مي‌كنيد، بگوييد: چيزي نيس عزيزم شما حرفتو بزن!

* مهم باشيد
به طور كل تاريخ بشريت به دو دوره تقسيم مي‌شود. يك دوره از خلقت آدم ابوالبشر تا قبل از آمدن شما به تلويزيون و دوره‌ي ديگر بعد از آمدن شما به تلويزيون كه يك انقلاب عظيم فرهنگي و رسانه‌اي به راه افتاد.
در مطبوعات در مورد اهميت وجودي و پرستيژ خود مصاحبه كنيد. مطبوعات زرد عاشق تيپ‌هايي امثال شما هستند و البته چون تيراژ بالايي هم دارند بيشتر از هر نشريه‌ي علمي و فرهنگي و ادبي، برو دارند . با اين كار به خيل مشتاقان سينه‌چاك شما كه اين‌قدر مهميد افزوده مي‌شود.
شما، بله شما مي‌توانيد با رعايت اين شگردها از آنتن بالا برويد و مشهور و محبوب‌القلوب باشيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 شهریور1386ساعت 3:45 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

فکر نکنم کسی تو دنیا به اندازه احمدی نژاد سوژه شده باشه؟ خبرگزاری کلاغنا گزارش داد که اهل خانه رئیس جمهور همه به دوربین مجهز شدند تا از ایشان در هر حالی عکس تهیه کنند.این عکس هم  احتمالا توسط آقا زاده ایشان تهیه شده است

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 بهمن1385ساعت 1:37 قبل از ظهر  توسط مینا  | 

گاو ما ما مي كرد
گوسفند بع بع مي كرد
سگ واق واق مي كرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي
شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او مي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند. پتروس در حال چت كردن غرق شد.
براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله  درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار همچين ريز ريز شدند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او اصلا پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد !! به همين دليل است كه ديگر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.
+ نوشته شده در  جمعه 6 بهمن1385ساعت 1:53 قبل از ظهر  توسط مینا  | 

اگر مردي و زني به قصد چت خصوصي وارد مسنجر شوند، واجب است كه قبل از شروع چت، صيغه حلاليت مجازي بين آن دو جاري شود. اين صيغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار مي گيرد تا با كليك به روي آن به صورت خودكار جاري گردد. كليك كردن هر دو نفر مستحب است

بديهي است كه اين صيغه، تنها تا باز بودن پنجره چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره، چه سهوا و چه عمدا، صيغه خود به خود فسخ مي گردد. اين نوع صيغه فقط مختص زنان بيوه مي باشد

زنان بيوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجره چت يا بيشتر از آن نيستند. دختران و زنان متاهل فقط مي توانند از صيغه مجازي محرميت استفاده كنند و حق استفاده از صيغه مجازي حلاليت را ندارند (چت در حد سلام و احوالپرسي

مردان متاهل حق باز كردن بيش از چهار و مردان مجرد پنج پنجره توامان چت را ندارند. فرستادن هر نوع ايكون بعد از جاري شدن صيغه حلال مي باشد. چنانچه ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد، اين ايكون حرام زاده بوده و احكام ايكون هاي حرامزاده در مورد آن مصداق دارد

اگر به هر علت غير ارادي، مثل وقوع زلزله، قطع شدن كانكشن يكي از دو طرف و ....، ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد، احكام ايكون هاي حرامزاده مشابه بر آن صادق است

بستن پنجره چت به اختيار مردان مي باشد. چنانچه زني قبل از مرد اقدام به بستن آن بكند، واجب است تا 4 روز عده پنچره بسته شده را به جا بياورد. قبل از پايان عده، حق چت با هيچ ذكور ديگري را ندارد

چنانچه زن متاهلي با يا بدون جاري شدن صيغه مجازي حلاليت اقدام به چت با مردي بكند، اين چت به منزله زناي محصنه مجازي بوده و حد سنگسار مجازي بر او لازم مي گردد

زنان و مردان مشمول صيغه مجازي حلاليت، درصورت چت كردن بدون جاري نمودن صيغه، در بار اول و دوم و سوم به حد تعزيري شلاق اينترنتي محكوم شده و درصورت تكرار در بار چهارم مصداق مفسد (ه) في النت بوده و اجراي حكم اعدام اينترنتي بر آنان لازم است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 دی1385ساعت 12:36 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

داشتم با خودم فکر میکردم اخرش که این سریالهای ماه رمضان تموم شد چه بلایی سر بازیگرها وکارگردانهای سریال میاد.خدا کنه ختم به خیر تموم بشه ولی حدس زدنش خیلی اسونه در این رژیم و در این ماه در افتادن با اسلام عاقبش اینه.


ریاست محترم قوه غذایی (مثلا فسنجون پر گردو)بدینوسیله اعلام میکنم بازیگران ذیل هر کدام به اتهام مخصوص خوداز صفحه روزگار محو ونابود وایگنور میشوند.
متهمان:
کانال یک مجموعه صاحبدلان:جلیل جاوید نیا(انکار خداوند ومحاربه با خدا) وحاج سید خلیل(ادعای پیغمبری ومعجزه)هردو متهم محکوم به اعدام


کانال دو مجموعه اخرین گناه:اقای پگاهقبول مال غیر وپس ندادن ان(منظورم چشم استاده ببخشید قرنیه استاد)خانم مینالاکانی هدیه مال غیر(هر دو محکوم به حبس ابد )


کانال سه مجموعه زیر زمین: خانم نجومی(به دلیل بلد نبودن وضو ونخواندن نماز)محکوم به سنگسار2اقای اویسی( کلاهبرداری شش میلیاردی)به دلیل اینکه مبلغ خیلی کلانه میتونن مثل اقای شهرام جزایری هر وقت که عشقش کشید شبهااخر وقت با ماشین صدو بیست ملیونیش بیاد یه سر به زندان بزنه وبرگرده خونش


شبکه تهران مجموعه بوی خوش زندگی:اقای عمو رستم شصت ساله(گرفتن پول نزول در ماه مبارک رمضان)محکوم به شصد سال حبس تعزیری


این حکم شامل گارگردانان وتهیه کنندگان این مجموعه ها را نیز شامل میشود
در ضمن اگر متهمان خواهر یا برادر مجرد هم در خانه دارند حکم شامل حال انها هم میشود


غازی شعبه چهارده (به نیت چهارده معصوم)
جوجه اردک زشت

+ نوشته شده در  شنبه 15 مهر1385ساعت 8:18 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

خانم الیکا وساناز  شما که یکسره به این وبلاگ سر میزنید و نظر مینویسید اگه میشه  ای دی و ایمیل خودتون رو هم بنویسید تا جوابتون رو بدم ترسوها.هرچند فکر نمیکنم اسمتون اینایی باشه که نوشتین فک کنم یه چیزی تو مایه های زینب باشهحالا ای دی منو میخوان تو چرا قلقلکت میگره حسود.کاش بیای یه کم با هم کل کل کنیم

+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1385ساعت 1:42 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

azadizan@yahoo.com

www.azadizan.com

Tel: +44-7789801250 Fax: +44-8701358385

 

22 خرداد روز مبارزه همه مردم علیه آپارتاید جنسی بود!

مردم آزادیخواه یکبار دیگر نشان دادند که این رژیم ضد زن را نمی خواهند!

در سلگرد ۲۲ خرداد۸۴ مردمی متشکل از کارگران، دانشجویان، زنان و مردان آزادیخواه که در اعتراض به ستم کشی زن به به سمت میدان هفت تیر میرفتند، با برخورد نیروهای انتظامی و پلیس ضد شورش رژیم اسلامی روبرو شدند.

نیروهای سرکوبگر رژیم قبل از ساعت ۵ بعد از ظهر در محل حاضر بودند و از تجمع مردم جلوگیری میکردند.

رژیم اسلامی در اقدامی جدید از زنان مسلح به باتوم در سرکوب زنان و مردانی که عیله بیحقوقی زنان به محل تجمع آمده بودند، استفاده کرد. گزارشات مختلف تعداد جمعیت حاضر در میدان ۷ تیر را حدود ۲ نا ۶ هزار نفر تخمین میزنند. زنان شعارهای "زن ستیزی کافیست و ما خواستار حقوق مساوی با مردان هستیم" را سر داده و در وسط میدان به راهپیمایی پرداختند. عده ای به خواندن سرود مشغول شدند. هجوم به تظاهرات کنندگان پس از آغاز سرود خوانی شدت یافت.

ماموران رژیم به مردم حمله کرده و بعد ازپخش گاز اشک آور و ضرب وشتم آنان تعداد زیادی از معترضین را دستگیر کرده و آنها را به محلهای نا معلومی انتقال دادند. شاهدان عینی از شقاوت جانیان رژیم و مقاومتی تعریف میکنند که در نوع خود بی نظیر بوده است.

گزارشات حاکی از آن است که اعظم الهامی، شهره کشاوورز( فعال حقوق زنان و کودکان)، زهرا حیات غیبی ( همسر منصور حیات غیبی عضو هیات مدیره شرکت واحد)، ژیلا بنی یعقوب، نوشین خراسانی، فواد شمس، فرناز معیریان دانشجوی دانشگاه علامه، فرشته حبیب اللهی دانشجوی دانشگاه شریف، لیلا محسنی نژاد دانشجوی پلی تکنیک و دو دانشجوی دیگر به نامهای شبنم کاظمی و نسیم سلطانبیگی در میان بازداشت شدگان هستند. بر اساس آخرین خبر دریافتی از تهران، سميرا صدري، بهاره هدايت، عاطفه يوسفي که در جریان تجمع اعتراض آمیز زنان در میدان هفت تیر بازداشت شده بودند، به زندان اوین منتقل شدند.

از ساعت 6 بعد از ظهر دامنه اعتراضات و درگیریها به خیابان میرداماد کشیده شده و مردم ساعتها مشغول پخش اعلامیه بودند.

بدنبال تجمع ۲۲ خرداد ۸۴ و ۸ مارس تجمع دیروز ابعاد توده ای و گسترده جنبش آزادی زن را به نمایش گذاشت. این نمایش قدرتی مهم در مقابل نیروهای سرکوب رژیم اسلامی بود. شجاعت و مقاومت زنان و مردان در میدان ۷ تیر قابل ستایش است. رژیم در هراس از این جنبش و قدرت آن یک نیروی ویژه پلیس تربیت کرده است. در هراس از این جنبش و قدرت آن نیروی سرکوب گسترده را به میدان ۷ تیر گسیل داشته بود. جنبش آزادی زن خواب آرام از چشمان این رژیم زن ستیز و جنایتکار ربوده است. جنبش آزادی زن عزم جزم کرده است که این رژیم ارتجاعی و سرکوبگر را به سر جایش بنشاند.

ما ضمن ابراز همدری با تمامی مردمی که مورد ضرب وشتم قرار گرفته اند از تمامی احزاب و سازمانها و مردم آزادیخواهی که در اعتراض به زن ستیزی جمهوری اسلامی از تجمع خرداد ۲۲ دفاع کرده بودند، میخواهیم که همصدا با ما خواهان آزادی هر چه سریعتر همه بازداشت شدگان شوند. باید بکوشیم تا این اقدام جمهوری اسلامی را در سراسرجهان افشاء کنیم و خواهان اخراج جمهوری اسلامی از کلیه نهادها و مجامع بین المللی شویم.

 

زنده باد آزادی زن

زنده باد آزادی و برابری

۲۳ خرداد۸۵

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 خرداد1385ساعت 9:37 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

Women in IRAN -تجمع زنان

Women in IRAN -تجمع زنان

Women in IRAN -تجمع زنان

Women in IRAN -تجمع زنان

Women in IRAN -تجمع زنان

Women in IRAN -تجمع زنان

Women in IRAN -تجمع زنان

Women in IRAN -تجمع زنان

Women in IRAN -تجمع زنان

Women in IRAN -تجمع زنان

Women in IRAN -تجمع زنان

Women in IRAN -تجمع زنان

Women in IRAN -تجمع زنان

Women in IRAN -تجمع زنان

Women in IRAN -تجمع زنان

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 خرداد1385ساعت 3:54 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

 

+ نوشته شده در  جمعه 11 فروردین1385ساعت 8:48 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

حافظ به روايت شيرفرهاد!

ناگهان پـــــرده بر انداخته اي ، يعني چه؟
مست از خانه برون تاخته اي ، يعني چه؟

"حافظ"

ناگهان پـــــرده برانداخته...." اي ، يعني چه؟"(!)
 
مست از خانه برون تاخته..." اي ، يعنيچه؟"(!)

عشق شون پت ، وَزده چنبـــــــره بر زندگيـم
 
سهم دل، خشکه نپرداخته!..."اي يعني چه؟!"

اي کَيانـــــــــوش که با مـــــا وَزدهشطرنجي
 
شـده چُلمنگ و فقط باخته!..."اي يعني چه؟!"

نَوَديدي کــــه "سحـــــــرناز" به روي "ليلــون"
 
باز هم خنجـــــر خود آخته؟!..."اي يعنيچه؟!"

وا وَکن چشم و وَبين گرد نخــود چي فوکولَه!

کــار ِ اي "دو برره" ساخته!..."اي يعني چه؟!"

"بوالفضول الشعـــرا" حافظ طنز است و "بگور"
 
پيش او لُنـــگ وَ يَنــــداخته!..."اي يعني چه؟!"
 
هر که پنداشت تــو تعريف زطنـــــزت فوکولي!

فعل معکــــوس تو نشناخته!..."اي يعني چه؟!"
 
 این هم دوبيتي هاي برره اي!

زعشقولي منـــو ويلون وَکردي!
 
ز غم عيـــــن ني قليون وَکردي!
 
همه وزن دوبيتي هامو، چُلمنگ!
 
"مفا ليلـون مفا ليلـون" وَکردي(!)
 
***
 
زنخدون تــو چال اسکندرون بيد!
 
دل مو کلّـه پا گشته در اونبيد!
 
دو من گرد نخـودمصرف وَِکردم
 
فراق شون پتت نئشه پرون بيد!

کیانوش!
 
از قضاي روزگار بد نهاد

يك نشيمن گز به پشتم بوسه داد
 
تا گشودم چشم ديدم يك سره
 
در دهي هستم به نام برره
 
مركز خنگان بي فكر و شعور
 
همچو سردار و سحر ناز و بَگور
 
چون كه من چومپت بُدم همچون بَگَور
 
زورچپون كردند سحرناز شرور
 
گرچه من شوهر بُدم از بهر او
 
ميكنم امرش اطاعت مو به مو
 
درحقيقت من زنم او شوهراست
 
اوكه بر دستش هميشه خنجر است
 
من كيانوشم كه باشم زن ذليل
 
گوييا خورده به مغزم دسته بيل
 
شب كه مي آيم كنار بسترم

تا بخوابم لحظه اي خيرِ سَرم
 
قلچماقي خِنگ مي خوابد بَرَم
 
آخ كه منهم واقعاً خيلي خَرَم

موش فرهادي كه مي خوابد به بَر
 
اوبرادر باشد از بهر سحر
 
آدمي چورمنگ تر از من بُوَد
 
صدبرابر خنگ تر از من بُوَد
 
چونكه خوب مانده است اين مادر زنم
 
دائماً اين را تو چشمش مي زنم
 
او زن خنگي است همچون شوهرش
 
اوبُوَد بي كلّه ترازدخترش

بر بگوري گفته ام شعري قشنگ
 
دركند از حال سالارمشنگ
 
بسكه خوردم من نخودهاي درشت
 
مي زنم شيپور از سوراخ پشت
 
 بادكرده اشكمم چون مشك آب
 
 حال و روزم را بكرده او خراب
 
 من چرادرهمچو جايي مانده ام؟
 
 در چنين ماتم سرايي مانده ام؟
 
بسكه بودند ابلهانمدر كنار
 
 هي نچفسكوخوردمي جاي ناهار
 
خود شدم ابله تر از اين قوم دون
 
 اي خدا من را بكن زينجا برون
 
آنقدر دركردم از خود حرف مفت
 
 تا كه« جاويد» ازبرايم شعر گفت
 
آن هم آن شعری نه مانند بگور
 
که ندارد قافیه یا وزن و شور

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 دی1384ساعت 1:57 قبل از ظهر  توسط مینا  | 

+ نوشته شده در  شنبه 17 دی1384ساعت 2:39 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

 

اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:
اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : "موقع تکان دادن پيانوی بابام پام مونده زیرش"
اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : "از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم"
اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگویید : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم"
اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : "دیشب با قهوه جوش اینجوری شد"
اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : "به سیم گیتارم گیر گیر کرده"
اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : "چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد"
اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: "که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است"
اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : "الکی می گویند زانتیا ایربگ داره "
اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:"حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد"
اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:"بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم!


ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي ؟
+ نوشته شده در  شنبه 17 دی1384ساعت 2:10 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

آیا میدانستید که نزدیکترین ستاره به ما یکسال نوری فاصله دارد ـ

آیا میدانستید که انسان برای اولین بار در سال 1783 م بود که پرواز را تجربه کرد و توانست هشت کیلو متر با بالن پرواز کند ـ

آیا میدانستید که یکصدو پنجاه ملیون سال پیش امریکایی جنوبی از افریقایی جنوبی از نظر جغرافیایی جدا شده است ـ

آیا میدانستید که در سال 2035 م جمیعت هند از جمیعت چین بیشتر خواهد شد و در سال 2050 م جمیعت هند به بیش از یک ملیارد ششصد ملیون نفر خواهد رسید

آیا میدانستید که جمیعت جهان تا پنجاه سال آینده از مرز نه میلیارد نفر خواهد گذشت ـ

آیا میدانستید که که گرمترین سیاره منظومه شمسی زهره می باشد این سیاره درجه حرارت تقریباً ثابتی دارد که برابر با 462 سانتی گراد می باشد ـ

آیا میدانستید که عمر خورشید پنج ملیون سال می باشد ـ

آیا میدانستید که عمر کهکشان راه شیری ده ملیارد سال می باشد ـ

آیا میدانستید که نقره صد ها بار بیش از سایر مواد ضد عفونی قوی تر است و ششصدو پنجاه نوع مکروب را از بین می برد ـ

آیا میدانستید که فیل بالغ روزانه 220 کیلو گرام غذا و 200 لیتر آب مصرف میکند ـ

آیا میدانستید که مساحت کره زمین 515 ملیون کیلو متر است ـ

آیا میدانستید که کهکشان راه شیری اضافه تر از صد ملیون ستاره دارد ـ

آیا میدانستید که حنجره زرافه تار صوتی ندارد و گنگ است ـ

آیا میدانستید که تنها غذائی که خراب نمی شود عسل است ـ

آیا میدانستید که پلکک زدن زنان دو برار پللک زدن مردان است ـ

آیا میدانستید که قدیمترین بنا در شمال توکیو است پنجصد هزار سال قدمت دارد ـ

آیا میدانستید که حلزون می تواند تا سه سال بخوابد ـ

آیا میدانستید که روزانه 14000 نفر به بیماری ایدز مبتلا می شوند ـ

آیا میدانستید که زمانیکه عطسه میکنید قلب شما به اندازه یک میلیونم ثانیه ایستاد میشود ـ

آیا میدانستید که خوک به لحاظ فیزیک بدن قادر به دیدن اسمان نیستند ـ

آیا میدانستید که مقاوم تریم ماهیچه در بدن زبان است ـ

آیا میدانستید که لایه پوستی که آرنج دست را پوشیده هر ده روز یکبار عوض میشود ـ

آیا میدانستید که در هر قطره آب 3300 ملیون اتم وجود دارد ـ

آیا میدانستید که تجربه نشان داده ست که مرغ با شنیدن موسیقی بزرگترین تخم را میگـــذارد ـ

آیا میدانستید که مورچه کارگر تا پنج سال و مورچه ملکه تا بیست و پنج سال عمر میکند ـ

آیا میدانستید که زنبور عسل دو معده دارد یکی برای جمع آوری عسل و دیگری برای هضم غذا ـ

آیا میدانستید که مورچه نسبت به بدن اش بزرگترین مغز را دارد ـ

آیا میدانستید که موش های صحرایی چنان تکثیر پیدا میکند که در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یک ملیون فرزند داشته باشند ـ

آیا میدانستید که جنین انسان بعد از هفده هفته می تواند خواب هم ببیند ـ

آیا میدانستید که گربه و سگ پنج نوع گروپ خون دارند در حالیکه انسان چهار نوع گروپ خون داد ـ

آیا میدانستید که روباه همه چیز را خاکستری رنگ می بیند ـ

آیا میدانستید که 1300 کره زمین در سیاره مشتری جای میگیرد ـ

آیا میدانستید که که اولین پسته در جهان در سال 1840 م در انگلستان به چاپ رسید ـ

آیا میدانستید که سریعترین پرنده شاهین است و میتواند تا سرعت 200 کیلو متر در ساعت پرواز کند ت

آیا میدانستید که در شیلی صحرایی وجود دارد که هزاران سال میشود در آن باران نباریده ـ

آیا میدانید که خرگوش و طوطی تنها حیواناتی استند که بدون برگشتن به عقب پشت سر خود را ببینند ـ

آیا میدانستید که میزان انرژی که خورشید در یک ثانیه تولید میکند برای تولید برق مورد نیاز تمام کشور های جهان برای مدت یک ملیون سال کافی است ـ

آیا میدانستید که دریای در کمبوج است که شش ماه از شمال به جنوب و شش ماه دیگر از جنوب به شما آب در آن جریان دارد ـ

آیا میدانستید که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست ـ

آیا میدانستید که شبکه چشم انسان 135 ملیون سلول احساس دارد که مسسوولیت گرفتن تصاویر و تشخیص رنگها را بر عهده دارند ـ

آیا میدانستید که بدن انسان پنجاه هزار کیلومتر رشته عصبی دارد ـ

آیا میدانستید که تنها موجود ایکه میتواند به پشت بخوابد انسان است ـ

آیا میدانستید که چشم سالم انسان میتواند ده ملیون رنگ مختلف را ببیند و از هم دیگر جدا نماید ـ

آیا میدانستید که همه نوزادان میگو نر متولد میشوند و بعد از چند هفته بخشی از نوزادان به ماده تبدیل میشوند ـ

آیا میدانستید که تعداد افرادی که در اثر گزندگی زنبور میمیرند بیش از افرادی استند که در اثر مار گزدگی میمیرند ـ

آیا میدانستید که حس بویایی خرس تقریباً صد برابر قوی تر از حس بویایی انسان است

آیا میدانستید که عریض ترین آبشار جهان خن در لائوس است عرضی تقریباً یازده کیلو متر و ارتفاعی بین پانزده تا بیست و یک متر دارد ؟

آیا میدانستید 105 سال پیش گروه های خونی انسان کشف، قبل از آن صد ها هزار نفر بخاطر تزریق خون از گروپهای متفاوت جان خود را از دست دادند ؟

آیا میدانستید بدن انسان قادر است در ظرف یک ساعت دو لیتر عرق تولد کند ؟

آیا میدانستید با چشم غیر مجهز به دوربین و یا تلسکوب شش هزار ستاره را در آسمان مشاهده کرد ؟

آیا میدانستید که کشور تایوان از نظر موقیعت جغرافیائی در خطرناکترین نقطعه جهان قرار دارد .منظور از نظر حوادث طبعی می باشد ـ

آیا میدانستید در جهان فقط هفت هزار ببر وجود دارد ؟

آیا میدانستید نیکوتین سگرت به سرعت جذب خون می شود و در مدت سی ثانیه به مغز میرسد و بالای ساولهای عصبی اثر میگذارد ؟

آیا میدانستید در هر ثانیه خورشید 540 ملیون تن هیدروژن را به 495 ملیون تن هلیوم تبدیل میکند و در این فرایند 45 ملیون تن ماده به انرژی تبدیل میشود ؟

آیا میدانستید تشکیل و تولد سیاره ای مشابه زمین حداقل به سه ملیون سال نیاز دارد ؟

آیا میدانستید برای فرار از جاذبه زمین به سرعت یازده کلیومتر در ثانیه نیاز است ؟

آیا میدانستید در یک ثانیه بیش از 5000 بلیون بلیون الکترون به صفحه تلویزیون برخورد میکند و تصاویری که شما مشاعده میکند بوجود می آورد ؟

آیا میدانستید که گرمترین نقطعه زمین دالول اتیوپی است ؟ در این منطقه در یک روز عادی گرمی هوا در سایه به 94 درجه فارنهایت میرسد ؟

آیا میدانستید فشار در مرکز خورشید تقریباٌ 700 ملیون تن بر شش و نیم سانتی متر مربع است ؟

آیا میدانستید که ظروف پلاستیکی پنجاه هزار سال در برار تجزیه و فرسودگی مقاوم اند ؟

آیا میدانستید که قد انسان تا 20 الی 25 سالگی و گاهی هم تا سن 40 سالگی بلند میشود و از 40 سالگی به بعد قد انسان هر دو سال حدود شش ملی متر کوتاه می شود ؟

آیا میدانستید ده کشور پهناور جهان شامل روسیه،کانادا، چین، امریکا، برازیل، هند آرژانتین، قزاقستان و سودان می باشند؟

آیا میدانستید که زخمهای سوسمار چرک نمی کند زیرا خون آنها دارای ماده است که از چرک کردن زخمها جلوگیری میکند ؟

آیا میدانستید که در بدن هر ثانیه تقریباً سه ملیون گلبول خون میمیرد ولی خوشبختانه در همان ثانیه سه ملیون گلبول سرخ در بدن ساخته می شود ؟

آیا میدانستید که آب گرم زودتر از آب سرد یخ میزند ؟

آیا میدانستید که چک قبل از پول وجود داشت ؟

آیا میدانستید که از یک درخت معمولی می توان پنجصد تا یکهزار کیلو کاغذ تولید کرد ؟

آیا میدانستید که آهن فلزی است که بیشتر از دیگر فلزات در جهان مصرف دارد ؟

آیا میدانستید که رازی غیر از کاشف الکول گورد را هم کشف کرد ؟

آیا میدانستید که مگس و پشه بالای برگهای گل آفتاب پرست نمی نشیند بلکه با سوختاندن برگهای اش نه تنها حشرات بلکه موش و بقه هم فرار میکنند؟

آیا میدانستید که مغز بیشتر انرژی را در بدن مصرف میکنند به همین دلیل هم از سایر نقاط بدن گرمتر است ؟

آیا میدانستید که از جمله 195 کشور جهان ، در 117 کشور مجازات اعدام اجرا نمی شود ؟

آیا میدانستید که انجیر خشک کرده شش برار انجیر تازه مقوی تر است ؟

آیا میدانستید که سالانه 86 ملیون نفر به جمعیت جهان اضافه می شود ؟

آیا میدانستید که در جهان بیش از سه هزار نوع نعناع یافت می شود ؟

آیا میدانستید اطفالی که از مادر سیگاری تولد میشوند 250 گرم کمتر از دیگران وزن دارند و قد شان هم کوتاه تر است ؟

آیا میدانستید که با پیشرفت جهان هنوز برای دانشمندان و محققان ساختن عسل کشف نشده است ؟

آیا میدانستید که 90%مردم در نیمکره شمالی زندگی میکنند؟

آیا میدانستید که درخت خرما نر هرگز بار نمی آورد ؟

آیا میدانستید که پروتین تخم مرغ بیشتر از شیر و گوشت است ؟

آیا میدانستید که اولین عکس دنیا توسط ژوزف نسیفورنی نیپس افسر متقاعد فرانسوی در سال 1827 از املاک شخصی خویش به ثبت رسانید ؟

آیا میدانستید که سرکه قدیمیترین تیزابی است که توسط مصریان در حدود سه هزار سال قبل کشف و شناخته شد ؟

آیا میدانستید که اشعه اکس از بلور الماس رد نمی شود و منعکس میگردد از این طریق میتوان به شناختن الماس واقعی پی برد ؟

آیا میدانستید که آب یکی از چند ماده ء است که در حالت مایع متراکم تر از حالت جامد است به همین دلیل یخ بالای آب شناور است ؟

آیا میدانستید که محققان نوع بکتریا کوچکی را کشف کردن در گرده بعضی اشخاص موجود است و باعث تولد سنگ گرده می شود ؟

آيا ميدانستي که هر چشم مگس داراي 10 هزار عدسي ميباشد

آيا ميدانستي که مقاومت موش صحرايي در برابر بي آبي بيشتر از شتر ميباشد؟

آيا ميدانستي که جمعيت ميمونهاي هند بالغ بر پنجاه ميليون مي باشد

آيا ميدانستي يک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود سم كافي براي كشتن دوهزار و دويست انسان در اختيار دارد؟

آيا ميدانستي 350 هزار جور مختلف کفش دوزک در جهان وجود دارد

آيا ميدانستي که در هر 2.5 سانتي متر مربع از پوست انسان 36 متر رشته عصبي، هزار و سيصد سلول عصبي، 100 غده عرق، 3 ميليون سلول و 30 متر عروق خوني وجود دارد؟

آيا ميدانستي که نوشابه هاي زرد رنگ زيان بارتر از نوشابه هاي سياه رنگ هستند؟

آيا ميدانستي در عرض بيست سال گذاشته حوادت طبيعي چون زلزله و سيل ، يک ميليون و دويست هزار نفر را بکام خود کشيده و بد نيست اين را هم بدانيد که نود و نه درصد قربانيان در کشورهای فقير بوده اند؟

آيا ميدانستي که شش چپ اندكي از شش راست كوچكتر ميباشد تا فضاي كافي براي قرارگيري قلب فراهم آيد

آيا ميدانستي بزرگترين مرواريد دنيا، 6.4 کيلوگرم وزن دارد. اين مرواريد حدود هفتاد و يک سال پيش در فيليپين از داخل يک صدف بسيار بزرگ در آورده شد. متاسفانه اين مرواريد گرد نيست

آيا ميدانستيد هزارپا، ده هزار نژاد متفاوت دارد و جالبتر اينکه هيچ کدام هزار پا ندارند و بيشترين پا را يک نوع نژادی دارد که در کاليفرنيا يافت ميشود، تعداد پاهای آن به هفتصد و پنجاه تا ميرسد؟

آيا ميدانستي که موناليزا فاقد ابرو ميباشد زيرا در دوران رنسانس تراشيدن ابرو مد بوده

آيا ميدانستي که تقريبا نيمي از كل نشريات جهان در دو كشور آمريكا و كانادا منتشر ميگردد

آيا ميدانستي که تعداد سلولهاي گيرنده بويايي در سگهاي معمولي يک ميليارد و در سگهای شكاري چهار ميليارد عدد ميباشد

آيا ميدانستي که انسان براي اولين بار سال 1783 ميلادي بود که پرواز را تجربه کرد و توانست هشت کيلومتر با بالن پرواز کند

آيا ميدانستي در قديم مردم روزانه بين پنجاه تا شصت گرم نمک ميخورند علت اين امر استفاده نمک براي نگهداري مواد غذايي بوده است که اين باعث استفاده بي رويه آن بود ، انسان امروزي بين پنج تا شش گرم نمک در روز استفاده ميکند

آيا ميدانستي سريعترين جابجاي اطلاعات توسط اينترنت بين ژنو و کاليفرنيا بوده است که پژوهشگران توانستند اطلاعاتي با بيش از يک ترابايت را در کمتر از نيم ساعت جابجا کنند ، جالب است بدانيد که يک ترابايت برابر است با هزار گيگابايت

آيا ميدانستي در دنيا از هر پنج نفر چهار نفرش موهايش تيره ميباشد

آيا ميدانستي که خرس كوالا هر گز آب نمي‌نوشد و آب مورد نياز خود را با خوردن برگ گياهان تامين مي‌كند

آيا ميدانستي که نقره صد ها بار بيش از ساير مواد ضد عفوني كننده موثر است و ششصد و پنجاه ميكرب را از بين مي برد

آيا ميدانستي که فيل بالغ در روز 220 كيلوگرم غذا و 200 ليتر آب مصرف ميكند

آيا ميدانستي که مساحت سطح کره زمين ۵۱۵ ميليون کيلومتر مربع است

آيا ميدانستي که درياچه بايکال کهنسالترين درياچه دنيا ميباشد ، قدمت آن تقريبا" به هفتاد ميليون سال ميرسد

آيا ميدانستي مساحت خيلــــــج فــــــــارس 240 هزار کيلومتر مربع ميباشد

آيا ميدانستي که روزانه فقط در قاره آفريقا سه هزار نفر جان خود را در اثر مبتلا به بيماري ماراليا از دست ميدهند و سالانه فقط يک ميليون کودک در دنيا جان خود را بر اثر اين بيماري از دست ميدهند

آيا ميدانستي اولـيـن تــمـاس تـلفـني ايـران سـال 1285 خـورشـيـدي در تـهـران برقرار
شد؟
 آيا ميدانستي که نوعي كوسه داراي 3500 دندان مي بـــاشد كه از هيچ يك از آنها استفاده نميكند؟
 آيا ميدانستي که بـدن انـســان براي حفظ تعادل خود در حـال ايستادن از سيصد عضلاستفاده ميكند؟
 
آيا ميدانستي که يك موش كور قادر به حفر تونلي به طول 9 كيلومتر تنها در يك شب ميباشد؟
 
آيا ميدانستي که اغلب ماتيكها حاوي فلسهاي ماهي ميباشند؟
 
آيا ميدانستي سرعت سريعترين حلزون 2.3 ميليمتر در ثانيه ميباشد يعني يک کيلومتر در پنج شبانه و روز؟
 
آيا ميدانستي که چـگـالـي زمـيـن از سيارات ديـگر منظومه شمسي بيشتر است؟
 
آيا ميدانستي که هر فرد هنـگام غــذا خـــوردن بطور مـتـوسط 295 بار عمل بلعيدن را انجام مي دهد؟
 
آيا ميدانستي که خواب كمتر از 6 ساعت و بيشتر از 8 ساعت، خطر ابتلا به ديابت را افزايش ميدهد؟
 
آيا ميدانستي که ريسک ابتلا به آنفلوانزای مرغی يک بر صد ميليون ميباشد؟
 
آيا ميدانستي مساحت گروئلند برابر است با مجموع مساحت کشورهای انگليس، اسپانيا، ايتاليا، بلژيک، سويس و آلمان ولي با اين تفاوت که در اين کشورها جمعا" سيصد و هفده ميليون نفر زندگي ميکند ولي در گروئلند فقط پنجاه و هفت هزار نفر زندگي ميکند؟
 
آيا ميدانستي طولاني ترين دوران حاملگي متعلق به فيل هندی هست که ششصد روز به طول ميانجامد، بهتر است بدانيد که دروان حاملگي کرگدن نيز به چهارصد و نود روز بطول مي انجامد؟
 
ا ميدانستي که پستانداران بغير از انسان و ميمون، رنگها را بدرستي تشخيص نميدهند؟
 
آيا ميدانستي که اثر سيب در بيـدار نـگـهـداشتن افـراد در شـب بـيشـتر از قـهــوه و كافئين 

((((               اولين نامه الکترونيک را چه کسی پست کرد؟
 
تاکنون چهار تحول عظيم در سيستم ارتباطات دنيا صورت گرفته است : تلگراف ، تلفن ، بی سيم و پست الکترونيکی که هر يک از آنها تاريخچه جالبی دارند که ذکر آن ها خالی از لطف نيست.
 
اولين تلگراف در 24 ماه مه 1844 ميلادی (سوم خرداد 1223 هجری شمسی) توسط سامول مورس فرستاده شد که شامل اين پيغام بود : بابا، اين خدا چه چيزی را خلق کرده. مورس می دانست که با اين اختراع به تاريخ پيوسته است.
حدود 32 سال بعد يعنی در دهم مارس 1876 ميلادی (19 اسفند 1255) الکساندر گراهام بل تلفن را اختراع کرد و در اولين پيغام تلفنی که برای دستيارش واتسون مخابره نمود چنين گفت : آقای واتسون بيا اينجا باهات کار دارم.
 
گاگليلمو مارکونی 19 سال بعد يعنی در سال 1895 (1274 هجری شمسی) ارتباطات بی سيم را پايه گزاری کرد، بطوری که جايزه نوبل فيزيک را در سال 1909 ميلادی به خود اختصاص داد.البته فن آوری بی سيم سی سال بعد يعنی در سال 1924 با افتتاح ارتباط مخابراتی بين انگلستان و آفريقای جنوبی پا به عرصه وجود گزاشت. اولين پيغام بی سيم که بين سرادگار والتون، کميساريای عالی آفريقای جنوبی و ژنرال هرتزوگ نخست وزير اين کشور ارسال شد بدين شرح بود : ما بر فراز زمان و مکان با يکديگر سخن می گوييم و اميدواريم که اين فن آوری جديد باعث صلح ميان ما شود.
و اما پست الکترونيکی : همانند تلگراف، تلفن و بی سيم زمان ارسال اولين پست الکترونيکی را می توان يک لحظه تاريخی دانست.
 
اولين پيغام پست الکترونيکی عبارت از حروف QWERTYUIOP بود که توسط مهندس ری تاملينسون در سال 1971 ميلادی به عنوان يک نمونه آزمايشی از يک کامپيوتر به کامپيوتر ديگر و برای خودش ارسال شد.
 
متن اين پست الکترونيکی را با متن اولين تلگراف، تلفن و بی سيم مقايسه کنيد .فکر نکنم که هيچ پيغامی از اين بی محتواتر هم پيدا بشود.جناب تاملينسون حروف رديف اول صفحه کليد را تايپ کرده بود.انگار يک نفر هم پيدا نشده بود که محض رضای خدا او را راهنمايی کند و به بگويد حالا که قرار است به تاريخ بپيوندی لااقل يک مقدار روی متن اولين پست الکترونيک و محتوای آن دقت کن.
از آبروريزی در کتاب های تاريخ که بگزريم ظاهراً خود تاملينسون هم نمی دانسته که بنيانگزار چه سيستم مهمی شده وگرنه قطعا محتوای پيام چيز ديگری از کار در می آمد  )))                                                                                

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 دی1384ساعت 8:31 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

 
پروفسور بیژن داوری
 معاون ارشد شرکتIBM
بزرگترین شرکت سخت افزار کامپیوتر در جهان
فریار شیرزاد معاون وزارت   بازرگانی آمریکا و دستیار ریاست جمهوری آمریکا در کاخ سفید
حسين اسلامبلچي
رئيس شرکت مخابرات آمریکا
  AT&T
فرزاد ناظم مدير فني سايت
Yahoo
اميد كردستاني معاون ارشد سايت
 google
پيير اميديار موسس و رئيس شركتebay
 بنیانگذار تجارت الکترونیک در جهان
 
 
محمد حسین طباطبائی فوق تخصص مفاهیم قرآن از دانشگاه انگلیس
 
ایمان ضیابری مسلط به 4 زبان زنده دنیا و جوانترین خبرنگار فارسی در جهان
 
مهرداد فیاض بهروزی قهرمان تکواندو کشور در ایران
محمد شعبانی رئیس شرکت اطلاعات سیسکو در سن 17 سالگی
 
فرهنگ فلاح فوق لیسانس فیزیک در سن 13 سالگی
 
پروین بهاروند عضو تیم فوتبال ایتالیا 16 ساله
 
رضا كهلولي 17 ساله  برترین مخترع جهان در سال 2005
علیرضا خسروی 17 ساله کاشف پمپ قلب مصنوعی
توکا نیستانی انیمیشن ساز کارتونهای بین الملل
 دکتر نصرت الله نزاکت گو پیوندکبداز زنده به زنده( از مادر به فرزند) برای اولین بار در خاورمیانه
پروفسور مجید سمیعی رئیس جراحان مغز جهان در آلمان
رئیس بخش سی ان ان در آمریکا
 
خانم ماریا خرسند
رئیس شرکت اریکسون
 
استاد فیزیک دانشگاه در آمریکا و عضو پژوهشگران ناسا
 
دانشمند ایستگاه فضایی ناسا
 
مدیر شرکت
NEA
 
رئیس موسسه تکنولوژی تل کام
 
مدیر موسسه نرم افزار در سوئد
 
خلبان زن در سوئد
 
تنها زن ایرانی پارلمان هلند
 
همسر وزیر امور خارجه آلمان
 
هنرمند سینما در آمریکا
 
نماینده پارلمان سوئد
 
خانم صبا ولدخانی برنده جایزه جوانترین کاشف جهان
 
 
محمد رضا شجریان دارنده مدال پیکاسو از سازمان یونسکو
جعفر پناهی برنده اول جایزه جشنواره سینمای ونیز و منتخب جایزه اسکار
پروفسور محمد جمشيدي مدير برنامه هاي داخلي ايستگاه فضايي ناسا
فيروز نادري مدير برنامه اجرايي سياره مريخ در ايستگاه فضايي ناسا
بهرام مهذبی مدیر شرکت ماکروسافت در سال 2000 در دوبی
قاسم اسرار عضو هيئت مديره ايستگاه فضايي ناسا
بيژن پاكزاد بزگترين سازنده عطر و طراح لباس جهان
 
نادر مدانلو رئيس اولين شركت خصوصي پرتاپ ماهواره در آمريكا
حمید عظیمی عضو ارشد شرکت
در آمریکا intel
پروفسور لطفي زاده استاد دانشگاه آمريكا و پدر منطق فوزي . کامپیوتر هوشمند
و بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان
دکتر نادر نجفی مخترع سنجشگر فشار خون به اندازه دانه برنج
+ نوشته شده در  سه شنبه 13 دی1384ساعت 3:35 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

کامپيوتر چيز بسيار خوبی ميباشد و برای ما خيلی لازم داريم . پدرم به من قول داده که که برای
 
هر نمره بالای ۱۲ در کارنامه ام يک تکه از آن را برای من بخرد ! فعلا پدرم يک موس خريده 
 
و قول داده ماه به ماه سيستم را آپديت کند ! پدرم در کامپيوتر  خيلی ميفهمد و  حتی توانسته
 
 يک بار به اينترنت وارد کند !  مادرم در برخورد با کامپيوتر خيلی شاس ميباشد و روزی دوبار
 
 موس من را با جارو و بيل ميزند ! حتی تازگيا در خانه تله موش هم کار گذاشته است به همين
 
علت انگشت شست هر دو پای پدرم قطع  شده ميباشد ! پدرم  شب ها به کافی شاپ  ميرود  و
 
 داخل ميکند و چت ميکند‌ ! مادرم  و پدرم هميشه در حال چک و لقد ميباشند و مادرم به پدرم
 
 ميگويد تو مگه خودت خواهر و مادر نداری که ميری با دخترای خارجکی چت ميکنی ! من هم
 
در اين مواقع حرف نميزنم چون ميدانم مادرم به  من  ميگويد : کپو اوغلو ! اوشاخ پيس !
 
بيشين مشقاتو بينويس !
 
پدر من تازگيها در اورکات ميباشد و من ميدانم که اورکات خيلی بی ناموس ميباشد و شنيده ام
 
که خيلی دختر دارد و خيلی بد حجاب ميباشند ! پدرم چند روزی است که موس من را قايم کرده
 
و ميگويد  مزاحم درس خواندن  من ميباشد‌ ! خواهرم خيلی وقت است شوهرش را  کرده  است
 
و الان هم خيلی  بچه  دارند !  من گاهی  وقت ها به خانه  آنها  ميروم و  از آنجا  کانتکت  ميکنم
 
و با يک آيدی دخترانه با پدرم چت ميکنم و لاو ميترکانم ! پدرم خيلی دوروغ  ميگويد و در کامپيوتر
 
ميگويد بچه جردن بوده است و يک روز صبح بلند شده است و  ديده  در جوب  دروازه دولاب است
 
او ميگويد آب زده ما  رو  آورده پايين ! من هر روز در چت با پدرم قرار  ميگذارم و سر قرار نمی روم
 
پدرم شبها وقتی به خانه می آيد  عصبانی است و من را  کتک  ميزند و فحش  ميدهد  شايد به
 
اين  خاطر  که  در سر قرار هيچ کس نمی آيد  . پدرم  ديگر  کمتر  آب  و  ماست  خيار  با چيپس
 
ميخورد چون  شبها ديگر وقت ندارد  و به کافی شاپ  ميرود و وارد می کند  کامپيوتر بسيار مفيد
 
ميباشد و من آن را خيلی دوست دارم !
 
و اين بود انشای من ... !
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 دی1384ساعت 2:1 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

1-دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند

2-اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده!
3-یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه

4-یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که 3 تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون!!!

5-دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره!

6-دخترا می خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بزارن و در نهایت موفق میشن

7-اگر به یه دختر بگی دوست دارم فکر میکنه تو چقدر خوبی و عاشقت میشه اما اگر به یه پسر بگی دوست دارم فکر میکنه تو چقدر بی جنبه و جوات هستی دست به هر کاری میزنه تا از شرت خلاص شه!

8-نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست.

9-دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت میکنن اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف میکنن و در هر تصادف رد پای یک دختر به چشم می خوره.

10-دخترا فکر می کنن بهترین راه برای بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله!

11-دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند!

12- پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن.

13-اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعی می کنید با اون دختر آشنا بشید ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید.

14-دختر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن

15-دخترا زندگی مشترک رو در عشق و صفا و صمیمیت می بینن ولی پسر ها در غذا و و خواب و تخت خواب(نکته:منظور از تخت خواب عملیات قبل از خواب می باشد=عملیات فتح المبین به قول آقای مصطفی تیفوسی)

16-اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک چمع فقط سوتی میدن!

17-یک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت میکنه.

18-پسر ها میدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین ازش متنفرن ولی دختر ها نمیدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین طرفدارشن!

19-یک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر دیگه دوست میشه!

20-یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه:ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم!

21-اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه , پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش!

22-دختر ترشیده میشه اما پسر نه!!!!

23- بعد از خوندن این مطلب پسرا اول 2 دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی باهال بود اما دخترا بعد از خوندن این مطلب 2 ساعت حرص می خورن و فکر میکنن به شخصیت دخترای ایرونی توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن به نویسنده اش میل میزنن و فحش میدن!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 دی1384ساعت 3:49 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

دیگران وخودمان را بهتر بشناسیم
آیا تا به حال به طریقی که کفش هایتان را در می آورید فکر کرده اید؟ آیا آنها را از پا در آورده و به گوشه ای پرت می کنید؟ آیا به طریقه در آوردن آنها در هر روز توجه می کنید؟ تنها با توجه اندکی به کارهای متفاوتی که انجام می دهید (مثل در آوردن کفش ها) می توانید چیزهای بسیار مهمی را در مورد خودتان یاد بگیرید. و در عوض این کار یک زندگی با شکوه تر و کامل تری را به شما ارزانی می دارد. تمام این موارد به این دلیل است که قلب شما گشوده ميگردد، ذهن شما پالايش ميشود، روح شما حاضر ميگردد و به شما می گوید که به راستی چه کسی هستید. تمام این موارد جزء رازهایی هستند که شما می توانید راه عاشق شدن را  از طریق آن بیاموزید.
اگر از تنهایی و یا سر و کله زدن در رابطه های فعلی خود خسته شده اید وقت آن رسیده است که خود حقیقی تان را بهتر بشناسید. باید بدانید که انتظارات شما در یک رابطه چیست و چگونه می توانید با آزاد کردن ذهن خود عشق حقیقیتان را پیدا کنید. می توانید از همین جا شروع کنید. یکی از 6 حرکت زیر را از "هنر عاشق شدن" انتخاب کنيد.
  • به کسی که در نزدیکیتان است توجه بیشتری کنید
  • عشق را بازیچه دست خود قرار ندهید
  • به پدر و مادر اجازه اظهار نظر دهید
  • چمدان های خود را بر روی زمین بگذارید
  • هدیه دهید
  • با خودتان آشتی کنید
به کسی که در نزدیکیتان است توجه بيشتري کنید
خیلی رایج است که بیشتر افراد وقت زیادی را صرف می کنند تا بتوانند "فرد ایده آل" خود را پیدا کنند. از این ور و آن ور چرخیدن باز ایستید و درست با چشمانی باز پیش رویتان را بنگرید.
به شخصی که همین حالا ارتباط نزدیکی با شما در زندگی دارد نگاه کنید. حال این فرد چه یک دوست باشد چه یک همکار یا هر کس دیگر، به کارهایی که برای دور کردن او از خودتان انجام می دهید دقیق تر شوید. انجام چنین کارهایی را متوقف کنید. اجازه دهید که در مسیری که هر دو دوست دارید بیفتید. همه چیز را در رابطه همانطور که هست قبول کنید.
کارهایی را که گفتیم فردا با فرد مورد نظر خود انجام دهید. البته منظور ما این نیست که با هر شخصی که در حال رد شدن از مقابل تان است، طرح ازدواج بریزید. کاری که به شما پیشنهاد کردیم تنها تمرینی است که به خودتان ثابت شود چقدر ساده از بسیاری از افراد تنها با این امید که به فکر پیدا کردن "مرد ایده آل" هستید می گذرید. اما هر چقدر که شما با دیگران درست برخورد کنید به همان اندازه نیز می توانید به شانس خود برای پیدا کردن فرد مورد علاقه تان نزدیک شوید.
عشق را بازیچه  خود قرار ندهید
بسیاری از افراد مجرد گله می کنند که هیچ گاه مورد محبت دیگران قرار نمی گیرند. دلیل این امر بسیار ساده است. آنها آنقدر درگیر زندگی روزمره هستند که حتی علاقمندان بالقوه آنها حتی فرصت پیدا نمی کنند که آنها را به درستی بشناسند.
شما در رابطه خود چه مقدار نقش بازی می کنید؟ انتظار دارید تا دیگران در مقابل شما چه کارهایی انچام دهند و چه نقشی بازی کنند؟  شاید به نظرتان شانس با شماست که می توانید طرح خودتان را همانطور که می خواهید دنبال کنید؛ اما سوال اینجاست که: آیا شما عاشق فردی که نقش بازی می کند و یا نقشی که بازی می کند، می شوید؟ اگر به نقش هایی که بازی می کنید اعتباری نیست پس برای مدتی نقش بازی کردن را کنار بگذارید. سعی کنید نقش های دیگری را بازی کنید نقش هایی که تا به حال به غالب آنها فرو نرفته اید. می توانید با فردی ارتباط برقرارا کنید که نقش هایی بازی می کند که شما به آنها علاقه ای ندارید آنگاه متوجه خواهید شد که چه حالی به شما و سایرین دست می دهد.
هدف ما این است که بین شما و نقش هایی که بازی می کنید تمایز قائل شویم. و در نتیجه می توانید به راحتی نقش های ساختگی را به دور بریزید و خیلی راحت خود واقعی تان را آشکار سازید. که این قسمت خود بخشی از موفقيت است. شما همیشه دوست داشتنی و زیبا هستید. و این دو نقش هایی هستند که باید در زندگی خود همیشه به غالب آنها فرو روید.
به والدین خود اجازه اظهار نظر دهید
یکی از بزرگترین مشکلاتی که در زندگی عاطفی وجود دارد این است که هر کس میخواهد به تنهایی روی پای خودش بایستد و حضور دیگران را نادیده می گیرد. ما آنچنان سخت به یکدیگر می چسبیم و به دیگری اجازه انجام امور دلخواهش را نمیدهیم که جایی برای رشد عشق و علاقه باقی نمی ماند. ما نبايد این کار را انجام دهیم.
اگر کسی می خواهد به زندگی شما وارد شود به او اجازه انجام این کار را بدهید. حتی می توانید به او خوش آمد هم بگویید. اصلا مهم نیست که او چه تیپ آدمی است. از چیزهایی که با خود به همراه دارد نهایت استفاده را ببرید، حتی اگر این رابطه برای مدت زمان کوتاهی ادامه داشته باشد.
زمانی که نوبت به آن رسید که فردی پایش را از زندگی شما بیرون کشد به او اجازه انجام این کار را بدهید. طوری او را رها نکنید که همیشه یک تجربه تلخ عدم پذیرش، یا از دست دادن در زندگی اش باقی بماند. به خاطر داشته باشید که زندگی شخصی او به شما هیچ ارتباطی ندارد. فقط قبول کنید که وقت آن رسیده که پایش را از زندگی شما بیرون کشد.
با خودتان نیز یک چنین کاری را انجام دهید. اجازه دهید که آزادانه در عرصه زندگی گام بردارید. و بی جهت خود را در دام زنجیر های بی پایه و اساس گرفتار نکنید. هر چقدر که خود و سایرین را آزادتر بگذارید خیلی راحت تر می توانید عاشق شوید.
چمدان هایتان را روی زمین بگذارید
برخی از افراد تصور می کنند که تا زمانیکه تمام نیازهایشان بر آورده نشده باشد نمیتوانند عاشق شوند. و جالب تر این است که همین افراد زمانی که به تمام نیازها و خواست هایشان می رسند متوجه می شوند که آنقدر ها هم که فکر می کردند نتوانستند به خوشبختی و سعادت دست پیدا کرده و خوشحال باشند. به همین دلیل درخواستهای مکرر تنها به عنوان مانعی بر سر راه عاشقی هستند.
"باید" های شما در یک رابطه به چه چیزهایی ختم می شود؟ اگر نمی دانید بهتر است یک تکه کاغذ بردارید و لیستی از آنها تهیه کنید و نگاه دقیقی به تک تک آنها بیندازید. می توانید آنها را به چمدانی تشبیه کنید که باعث می شود تمام فرصت ها و انسان های خوبی را که در پیش روی شما قرار می گیرند تنها به دلیل بار اضافی که بر دوش می کشید نبینید. این چمدان همچنین باعث می شود که شما احساس ترس و انعطاف ناپذیری هم بکنید. شما بايد تمام خواست ها و نیازهای کهنه خود را به دور اندازید تا بتوانید آزادانه زندگی کنید.
اجازه دهید که تنها یکی از توقعات شما برای چند روز هم که شده از ذهنتان بیرون رود. ببینید که بدون وجود آنها چه احساسی به شما دست می دهد. (البته به خاطر داشته باشید که هر زمان که اراده کنید می توانید مجددا" آنها را به ذهن خود راه دهید) بعد یکروز دیگر هم این کار را انجام دهید. زمانیکه این کار را چندین بار انجام دادید، به این نتیجه می رسید که چیزهایی را که تصور می کردید واقعا برای زندگی شما حیاتی هستند در حال فراموش شدن می باشند. هر چه بیشتر این کار را انجام دهید خیلی خوشحال تر و سبک تر زندگی خواهید کرد. همچنین چنین طرز فکری، اجازه می دهد تا بسیاری افراد جدید، فرصت های و امکانات نوین پا به عرصه زندگی شما بگذارند. شما تنها با گذاشتن چمدان های خود بر روی زمین به آنها اجازه می دهید تا به زندگیتان قدم بگذارند.
هدیه دهید
بخشیدن و دریافت کردن یکی از موارد ضروری در هر رابطه می باشند. زمانی که ما عاشق می شویم هیچ مشکلی نباید بر سر راه ما پیدا شود. خیلی راحت بخشش می کنیم و هر چه که در مقابل به ما برسد ما را بسیار خوشحال می کند. اگر می خواهید عاشق شوید این موارد را باید با جان و دل بپذیرید و داد و دهش را تمرین کنید.
شما در یک رابطه به طرف مقابل خود چه هدایایی می دهید؟ انتظار دارید در مقابل آنها چه چیزهایی دریافت کنید؟ حالا چند دقیقه بر روی چیزهای دیگری که می توانید به دیگران بدهید فکر کنید. سپس دست به کار شوید و آنها را در اختیار دیگران قرار دهید. این کار را هر روز انجام دهید. هر روز چیز تازه ای به آنها دهید. هدایای شما حتما لازم نیست که یک کادوی رویایی یا گران قیمت و حتی از انواع اجناس مادی باشد فقط کافی است چیزی باشد که از جانب شما دریافت کنند. سپس این کار را برای افراد مختلف انجام دهید. ذن معتقد است که شما باید این کار را به دور از هر گونه سر و صدا و انتظار برای دریافت چیزی در ازای آن انجام دهید.
این کار را در مورد خودتان نیز انجام دهید. چند دقیقه بر روی این موضوع فکر کنید که دوست دارید چه هدایایی به خودتان دهید. هدیه شما می تواند قدم زدن در پارک، خرید یک رژ لب و یا گذراندن وقت با کسی که دوستش می دارید باشد. بهتر است که هر روز به خودتان یک هدیه بدهید.
هرچند این تمرین بسیار ساده می باشد، اما از قدرت خارق العاده ای برخوردار است. انجام این کار به طور روزانه می تواند هر رابطه ای را از این رو به آن رو کند. زمانی که چیزی می بخشید نباید هیچ گونه چشم داشتی به جبران آن از طرف مقابل داشته باشید.( حتی نه یک تشکر خشک و خالی و نه یک لبخند) فقط برای بخشندگی ببخشید بدون داشتن هیچ گونه انتظار و خواهشی. اگر با یک چنین ذهن باز و سخاوتمندی زندگی کنید به طور طبیعی تمام هدایای مورد نظرتان به سمت شما سرازیر می شوند.
با خودتان آشتی کنید
بسیاری از افراد حتی اگر با یکی از دوستانشان هم زندگی کنند باز هم اظهار میدارند که فرد تنهایی هستند. تنها مشکل این افراد این است که با خودشان قهر هستند. زمانی که به شناخت خود دست پیدا کردید و متوجه شدید که چه کسی هستید، غیر ممکن است که از آن به بعد تنها بمانید.
با خودتان آشتی کنید. وقت بگذارید تا خودتان را بهتر بشناسد. تمام اندام ها و اعضای بدنتان را همانطور که هستند بپذیرید. از سرزنش و قضاوت جریاناتی که اتفاق می افتد دست بردارید. آرام باشید و نگاهی به درون خود بیندازید.
با همین تمرین آخر کار خود را شروع کنید. به تنفس خود دقت کنید و ببنید که در داخل بدن شما چه تحولاتی در حال روی دادن است. آنها را با کمال میل بپذیرید و دوباره به تنفس کردن باز گردید. نفس به نفس خود را درک کنید و ببینید که به دور از تمام این هیاهو ها و غوغا ها شما چه فرد کامل و بی عیبی هستید. آیا می توانید این شخصیت را در روابط خود نیز نگه دارید؟ ایا با کسانی ارتباط برقرار می کنید که خود واقعی شما را می شناسند و برایشان قابل تحسین هستید. در زندگی و همچنین در روابط خود تغییرات مثبتی ایجاد کنید. این کار می تواند به سادگی دقت کردن به طرز در آوردن کفش ها از پا باشد.
"زمانی که شما به خود واقعی تان اجحاف پیدا کنید موفقيت برای شما معنا پیدا خواهد کرد. زمانی که خود واقعی تان باشید تمام دنیا عاشق شما می شود."


 مراحل عاشق شدن

عشـق مـيـان دو فـرد طــي چنـــدين مرحله متفاوت تكامل
مي يـابد كه به مـنـظور بــقاي عشق هر كدام ازاين مراحل
اهميت خاص خود را دارا ميباشد اين مراحل شامل:

مجذوب شدن، دلربايي، هوس (اشتياق مفرط)، صميميت
و تعهد است:
 
 
1- مرحله مجذوب شدن
واكنــش مـثـبـت نسـبت به يك شخص است كه خود به دو
مرحله تقسيم بندي ميگردد:

* مجذوب شدن فيزيكي: هنگامــي روي مــــي دهد كه
جـسم شمـا نــــسبت به يك شخص از خود واكنش نشان
ميدهد. واكنشهايي همچون: افزايش ضربان قلب، افزايش درجه حرارت بدن، تعريق كف دستها و دلهرگي. اين مرحله سطحي ترين و ابتدايي ترين مرحله عشق ميباشد اما در عين حال يكي از قدرتمند ترين عوامل است.

* مجذوب شدن عاطفي: هنگامي كه اوضاع و احوال مساعد و مطلوب باشد شكل ميگيرد. پس از آنكه شما از لحاظ فيزيكي مجذوب شخصي گرديد سپس باب گفتگو را با وي خواهيد گشود و اگر متوجه شديد كه اشتراكاتي با يكديگر دارا ميباشيد از قبيل سرگرميها، طرز تفكر، ايدئولوژي، شغل، تحصيلات، علايق و ديگر زمينه هاي مشترك سپس از لحاظ احساسي مجذوب يكديگر خواهيد گشت.

همچنين مجذوب شدن از لحاظ عاطفي حتي ميتواند در فقدان مجذوب شدن از لحاظ فيزيكي نيز به وقوع بپيوندد. در اين صورت پيوند و رابطه مستحكم تري ممكن است ميان دو فرد ملاقات كننده پديد آيد. زيرا پيشداوريها و پيش فرضهاي مبتني بر ظاهر فيزيكي ديگر وجود نخواهند داشت.

2-دلربايي
در اصل به عمل تلاش براي تاثيرگذاري و جلب توجه و نظر فردي ديگر توسط توجه متقابل و اهداي هدايا و غيره اطلاق ميگردد. دلربايي نيز دو قسم است:
 
دلربايي خودخواهانه و دلربايي غير خودخواهانه و با خلوص نيت.
دلربايي خود خواهانه: هنگامي روي ميدهد كه شما اقدام به اعمال رمانتيك ميزنيد صرفا بمنظور منفعت شخصيي خودتان. مانند هديه دادن براي تحت تاثير قرار دادن شريك خود. در واقع شما دلربايي را بعنوان يك آلت و به عنوان معامله بكار ميبريد.
دلربايي خالصانه:هنگامي روي ميدهد كه شما تنها براي دلخوشي و لذت شريكتان دست به اعمال رمانتيك ميزنيد. شما نيز تنها از خوشحالي و لذت شريك خود ابراز خوشنودي ميكنيد.

دلربايي (و يا عشق) خودخواهانه خيلي زود به سردي گراييده و زايل ميگردد. اما دلربايي ( و يا عشق) عاري از هر گونه خودخواهي تداوم خواهد يافت. از آنجايي كه دلربايي و رمانتيك بودن يك عمل ميباشد بسياري از افراد كه مدت زيادي را با يكديگر گذرانده اند آن را به دست فراموشي ميسپارند اما با تلاش آگاهانه قادر خواهند بود شعله هاي آن را مجددا افروخته سازند.

3- مرحله هوس(اشتياق مفرط)
آرزوي داشتن فردي، تا آن حد كه جدايي از آن فرد غير ممكن ميگردد. اين هنگامي است كه رابطه احساسي مبدل به رابطه فيزيكي ميگردد. اين مرحله بسيار حائز اهميت است. اين مرحله لحظه اي است كه رابطه به يك دو راهي منشعب ميگردد كه دو فرد ميبايد يكي از آن دو راه را براي ادامه مسير برگزينند: يك راه كه به تباهي مي انجامد و مسير ديگر كه به مرحله والاتر منتهي ميگردد.

4- مرحله صميميت
به يك ارتباط تنگاتنگ و بسيار نزديك اطلاق ميگردد. دو فرد افكار، عقايد، احساسات و روياهايشان را با يكديگر قسمت ميكنند. در يك صميمت حقيقي چيزي براي پنهان ساختن از يكديگر وجود نخواهد داشت. صميميت يك پديده ناگهاني نبوده بلكه يك روند تدريجي و پيشرونده ميباشد كه هيچگاه متوقف نميگردد. هرگاه صميميت در يك رابطه وجود نداشته باشد ممكن است آن رابطه براي مدتي دوام بياورد اما هميشگي نخواهد بود.

5- مرحله تعهد
به التزام براي صادق و وفادار ماندن به همسر خود در سراسر سختيها و خوشيهاي زندگي اطلاق ميگردد. اگر شما قادر بوده ايد تا اين مرحله از عشق پيشروي كنيد پس چرا ميخواهيد به همه چيز پشت پا بزنيد؟ به يكديگر گوش دهيد، با يكديگر سازش كنيد و به خاطر داشته باشيد كه براي دستيابي به اين مرحله و موفقيت مسير دشواري را پيموده ايد. بنابراين قدر جايگاه خود را بدانيد



چرا مردان زنان را نمی پذیرند

دليل عدم پذيرش مردان توسط زنان
 

شما مرد هستيد -- بالاخره جرات پيدا كـرده ايـد كـه از زن
مورد علاقه خود تقاضاي ازدواج نماييد.

اكنون او نزد شما است، يا همين حالا يا هيچ وقت.
يك قدم بسمت وي برميداريد
 
همانند باران بهاري عرق ميريزيد و قلبتان مانند يك ماهي
در حـال مـرگ بـه تـپش افتاده و معده تان چنان اسيدي از
خود تراوش ميكند كه قادر است فولاد را ذوب كند.
آرام بـاشيد. ميدانيد كه نمي توانيد از خواسته خود صـرفه
نظر نماييد.

به طرف او قدم ميگذاريد. ناگهان متوجه ميشويد درحال بيان اين جملات سرنوشت ساز
هستيد: "ميشه يه وقتي با هم بريم بيرون؟"
"نه."
چي؟
او گفت "نه."
با نا اميدي دور ميشويد، در حاليـكه چشم خـود را پـايين انداخته و دعا مي كنيد كسي شاهد اين تحقير شدن شما نبوده باشد.
عدم پذيرش گريبانگيرتان شده است.
متاسفانه با وجود هياهوهاي بسياري كه از طـرف زنـان براي "تساوي حقوق" در جامعه مطرح مي گردد، بار مسؤليت تقاضـاي ازدواج هـمچنان بر دوش مـردان سنگيني ميكند. هنور اين وظيفه مردان باقي مانده كـه اگـر بـخـواهنـد بـا جنـس مخالف خود ارتباط برقرار كنند بايد ريسك خرد شدن شخصيتشان را بپذيرند.
و عدم پذيرش ازدواج توسط زنان باعث آسيب مي شود -- تقريبا غيـر مـمـكن اسـت كـه بعنوان يك مرد هنگام عدم پذيرش توسط يك زن احساس درماندگي و شكست ننمود.
 
چرا زنان مردان را رد ميكنند؟
علل بيشماري مي تواند دخيل باشد، و همه آنها لزوما بدليل اشتباه مردان نيستند. در اين قسمت برخي از اين دلايل آورده شده است.
1- نگرشهاي غلط
اجتماع معاصر مملو از زنان جسور و خـود مـحـوري اسـت كـه فقط به خود اهميت داده و كـلا هيـچ عـقيده اي در مـورد احساسات مردان ( و يا احساسـات زنـان ديـگـر ) نـدارنـد. طرز فكر اينگونه زنان چـنين است: من يك اتيكت قيمت جنـسي ميـليـاد تـوماني دارم و هر مردي مجبود خواهد بود براي دستيابي به آن سـر تـعظيـم فـرود آورده، در بــنــد او در گرفتار شده و بــهاي سنــگيني را پــرداخت كنــد. ايــن قبــيــل زنان كساني هستنـد كه ميخواهند با نپذيرفتن مردان در آنها ايجاد سرخوردگي و سستي نموده و از ناراحتيشان احساس سرور و هيجان كرده و از قدرت جنسي خود سوء استفاده كنند.
2- عدم تمكين مالي
از آنجايي كه پول معيار شماره يك برخي زنـان هنگام سـنجش يك مـرد بـراي انـتخاب او بـعنوان همسر آينده شان بشمار مي رود، اگر شما آنـرا نداشته باشيد و يا بنظر نـرسـد كه آن را داشـته باشيد، آنگاه در ابتداي ليست كانديداهاي او جايي نخواهيد داشـت. تـا زماني كـه از پول خرج كردن براي جلب توجه اين گـونه زنان امتناع ورزيد، آنها نيز از شما دوري مي جويند.
3- او صاحب دارد
از آنـجـايي كه براي يك زن داشتن رابطه دوستي با جنس مخالـف بـسيـار آسـان اسـت ( فقط كافي است بخواهد )، مـمـكن است در بـازار بدليل داشتن نامزد يا يك عاشق دو آتشه خريداري نداشته باشد. اگر اين گونه زنان خوب باشـنـد مـوقيعتـشان را از كــسي مخفي نميكنند در غير اينصورت ممكن است با بيرحمي شمـا را بازيچه دست خود قرار دهند. بنابراين هميشه بهتر است قبل از اينكه شخصيتتان خـرد شود، تـكاليـف خــود را انـجام دهد -- بدين ترتيب ميتوانيد خود را از تحقيرها و شرمندگي هاي بسياري نـجـات بخشيد.
4- او يك هنرپيشه است
برخي از زنان متـاهـل و زنـانـي كـه داراي اعتماد بنفس پاييني مي باشند جزء اين گروه هستند -- آنها هميشه نياز دارند مطمـئن شـونـد كـه هنـوز جـذابيت خود را براي مردان حفظ كرده اند و براي هر مردي كه بسمت آنها مي رود، فقـط بـراي ديـدن واكـنـش او، رخ مي نماينــد. آنــها عــلاقه اي به ايجاد رابطه با شما ندارند -- فقط ميخواهند احساسات شمـا را بيدار نموده و سپس تركتان كنند. اين نيز نوع ديـگري از سـوء اسـتـفاده آشــكار زنان از قدرت جنسي خود بر عليه مردان است.
5- دلايل روانشناختي
بــسيــاري از زنــان بــه گفتــه خــودشــان "مــرداني بـد" را انتخاب كرده اند و يا به دلايل روانشناختي، خود را درگير روابطي مصيبت آمير كرده اند و اكنون بخاطر همه مشكلاتي كه خود بوجود آورده اند، مردان را مورد سرزنش قرار ميدهند. برخي از آنها كاملا از روابط عاشقانه حذف گرديده و يــا مــرتبا به دلــيــل رفــتــارهاي آشفته شان توسط مردان ترك شده اند. آنها شما را رد مي كنند فقــط بــه ايــن دلـيل كه شما هم يكي از آن "مردها" هستيد.
6- شما حركاتي اشتباه انجام داده ايد
انجام برخي حركات و رفتارهاي ناشايست كه بـدور از شان يك انسان مي باشد ممكن است باعث شود تا فرد مورد پذيرش قرار نگيرد.
7- زمان نامناسب
اگر يك زن شما را رد كرد، ممكن است از بدشانسي هنگام مرحله اي عجـيـب و غـريـب كه در طول مـاه يكبار براي او اتفاق مي افتند بسراقش رفته باشيد، زمانيكه همه مردان بد هستند، و يا او احساس ميكند جذاب نيست، و يا بخاطر هر يك از هزاران واكنشهاي هورموني مربوط به دنياي معاشقه. شما مي توانيد چند روز بـعد بـسراقش رفته و چراغ سبز را دريافت كنيد.
8- تجربه هاي تلخ قبلي
هنگامي كه يك زن در جواب تقاضاي شروع رابطه از طرف شما پاسخ دهـد " كـمي وقت لازم دارم كه زندگيم را سر و سامان بدهم، " معمولا به اين معني است كه او بتازگي از يك رابطه ناخوشايند رهايي يافته و مايل نيست بسرعت خود را درگير رابطه اي جــديــد بـنـمايد. با اين دسته از زنهاي آسيب ديده، بهترين ايده اين است كه يك رابطه دوستـي معمولي را تدارك ديده و يا تا زمانيكه او آمادگي خود را بدست نياورده، صبر نماييد.
9- شما خسته كننده هستيد
بـعبــارت ديگر شما فاقد هرگونه صميميت و اطمينان جنسي بوده و هنگاميكه وي در ده قدمي شما قرار ميگيرد مانند بستني آب مي شويد. لازم نـيست جيمز باند باشيد، اما اگر نميتوانيد پيش او حتي يك جمله هم بدون لكنت زبان بيان نماييد، آنـگاه هيچ راهي براي پذيرش شما توسط وي باقي نخواهد ماند.
10- او مجذوب شما نشده است
به همين سادگي. اين اتفاق مي افتد و كاري از دسـت شـما برنمي آيد. بهترين راه اين است كه به راه خود ادامه داده و فرد ديگري را پيدا كنيد.
عدم پذيرش را پذيرفته و ادامه دهيد
اكنـون بــا بــرخـي از دلايـل كه ممكن است يك زن شما را رد كند آشنا شده ايد. بعضي چيزها را ميتوانيد تغيير دهيد ( اخلاق و رفتار خود) و برخي چيزها را نميتوانيد ( اخلاق و رفتار او ). با اين كه خيلي مشكل است كه بخواهيم اين موضوع را يك مسئله شخصي در نظر نگيريم، اما بهترين عقيده اين است كـه آنرا بـه تجربيات اضافه نموده، از آن درس گرفته و از تكرار اشتباهات خودداري كنيم



ارتباط تلفنی

برخي از مسائل وجود دارند كه مردان و زنان هيـچـگاه در مورد آنها به اتفاق نظر نمي رسند. مانند لذت خـريـد يـك جفت كفش، ريختن كشك در آش رشته، ديدن فيلمهاي  جنگي و البته صحبت كردن پشت تلفن براي ساعتـهـاو  ساعتها... و ساعتها.
فكر كنيد كه چقدر به تماشاي فـوتبال علاقـه داريـد. آن را  در عدد 10 ضرب كنـيـد تا مـيـزان عـلاقـمـنـدي زنـان بـراي صحبت كردن پاي تلفن بدست آيد. براي اغلب آنها تلفن  بسيار بيشتر از يك وسيله ارتباطي بشمار ميرود. بـلـه،  در واقع تلفن يك فعاليت بـي انـتـها براي آنـهـا است؛ يـك   رويداد؛ يك وسيله تفريحي به جذابيت يك شبانه روز رقص و پايكوبي.
تلفن فقط يك وسيله تفريحي براي زنان نبوده و مي تواند دارويي سالم از تحريك ذهني فراهم آورد. درحقيقت يك مكالمه خوب تلفني ميتواند حتي جايگزين مطالعه موضوعي  از هر مجله مربوط با زنان گردد.
 
 
به او تلفن كنيد
هرگاه متوجه عشق آتشين زنها به تلفن و نقش حياتيش در زندگي آنها شديد،خواهيد توانست آن طـور كـه سـزاوار و شـايـسـتـه است به طرف تلفن رفته و مكالمات خود را با بردباري و تبحر انجام دهيد و نه بصورتي آزار دهنده و خسته كننده.
فراگيري روشهاي برخورد متبحرانه با مكالمات تلفني مي تواند تفاوتهاي بين يك رابـطـه معمولي را با يك رابطه آتشين مخشص نمايد. اگر مي خواهيد با صحبت به قلب او نفوذ نماييد، ممكن است لازم باشد برخي از اين صحبتها پاي تلفن انجام گيرد.
در ادامه 8 نكته جهت بهبود مهارتهاي تلفني را مشاهده مي كنيد.
1- چيزي براي گفتن داشته باشيد
اگر شما تماس مي گيريد، مطمئن شويد كه مطلب خاصي براي گفتن داشته باشيد - چيزي كه او علاقمند به شنيدنش باشد. تماس براي دعوت كردن او براي گردش،لباسي كه قرار است در ميهماني بپوشيد و بيان اينكه از مدل موي او خوشتان مي آيد، همگي مي توانند آغازگر هاي خوبي براي مكالمه باشند. ( بخصوص بخش مدل مو )
2- به مكالمه خود جنبه شخصي دهيد
بسياري از مـردان از ايـن گـله دارنـد كه تلفن خيلي غير شخصي است، در حاليكه براي اغلب زنان تلفن يكي از شخصي ترين ابزارهاي ارتباطي محسوب مي گـردد. زنـها فقط براي درخواست تاكسي از تلفن استفاده نمي كنند. آنها هنگام استفاده از تـلفـن هيچ موضوعي را آنقدر شخصي به شـمار نـمي آورنـد كـه نـتـوان در مـوردش صـحبت نمود و ساعتها در مورد اسـرار زنـدگي، دوران بـچگي و ديگر مسائل احساسي تلفني به بحث و گفتگو مي نشينند.
اگرچه ممكن است شما آمادگي صحبت درباره احساس درد عمـيـق ناشـي از تـصـادف سگتان با يك ماشين نداشته باشيد. با اينحال مراحلي وجود دارد كه با طي نمودن آنها مي توانيد با مكالمه خود با او جنبه شخصي تر ببخشيد.
در خلال صحبت، سعي كنيد به عكسي از او نگاه كنيد. ديدن صـورت وي هنگاه مكالمـه ممكن است باعث گردد احساس پيوستگي بيشتري نسبت به او نـمـوده و كـمي بازتـر عمل نماييد
3- انجام چندين كار بطور هم زمان را بياموزيد
شما فكر ميكنيد كه صـحـبـت بـا تـلفن وقت تلف كن است؟ نظر همسرتان ممكن است چيز ديگري باشد. ادامه دهيد، فعلا گوشي را قطع نكنيد. صحبت پاي تلفـن بـه مـعـنـاي مـعلق گذاردن مابقي امور نيست؛ فـقـط كـافي است هـم زمـان انـجام دادن كــارهــا را بياموزيد.
جهت اجتـنـاب ورزيـدن از اخـتـصاص هـمه تـوجـه خود به تلفن، نوع بلندگو دار آن را تهيه كنيد تا بتوانيد در حين راه رفتن صحبت نيز بكنيد.بهتر از آن اين است كه نوع گوشي دار را خريداري كنيد تا هر دو دستتان  بـراي انـجام مـابقي كارها آزاد باشند. حتي يك تلفن بي سيم هم مي تواند به شـما امـكان مرتب كردن لباسها يا حتي شستن ظروف را در حين صحبت با همسرتان بدهد!
4- حواستان را به تلفن دهيد
هـر كـسـي نـمي تواند از عهده انجام دادن كارها بصورت همزمان برآيد - اگـر واقـعـا قـادر نـيستيد كه همزمان با كوتاه كردن ناخن ها با تلفن هم صحبت كنيد، بهتر اسـت تــمـام حواس خود را صرفا متمركز مكالمه نماييد. درغير اينصورت ممكن است به خوبي متوجه حرفهاي طرف مقابل نشويد. بنابراين عاشقانه به تلفن خيره شده و فقط گوش دهيد!
5- سؤالات سرگشاده بپرسيد
جواب اين سؤالات فقط محدود به "بله" و "خير" نشده و احـتـيـاج بـه بـسط بيشتر دارند. آماده باشيد. ليستي از سؤالات "بي خطر" نـزد خـود داشـته باشيد تا بيشتر مكالمه را او بـتـوانـد انـجام دهد. براي مثال سؤالاتي در مـورد ضـبط صــوت و يـا لـبـاس جــديــدش مي تواند تلفن پسند باشند.
سؤالاتي در مورد چگونگي رابطه با مادر و نيز آن عكس اسرار آمـيز روي ميز سوژه هاي مناسبي نمي باشند. اگر به دلايل پيش بيني نشده گفتگوي شـمـا به خارج از مسـيـر اصليش منحرف شد، با به ميان آوردن سؤالاتي نظير مدالها و افتـخـارات ورزشـي او، به صندلي تكيه داده و بگذاريد وي سكان صحبت را به دست بگيرد.
6- كنترل مكالمه را در دست داشته باشيد
مكالمـات زنـان هيـچ حـد و مرز احساسي نمي شناسد و چنانچه خودسرانه ادامه پيدا كند، ممكن است منتهي به سراشيبي هاي عمـيـق و خـطـرنـاك احـسـاسـي گردد. اگر مي خواهيد فقط زماني كه مشغول پوست كندن پياز هستيد اشك چشـمانتان سـرازير گردد، سعي كنيد مكالمات را تحت كنترل خود نگاه داشته و از منحرف شدن آن بـسمت مسائل احساسي جلوگيري بعمل آوريد.
براي كنترل نمودن مكالمه شا بايد بيشتر سؤال كننده باشـيد تـا پاسـخ گو. اگر صـرفا به پاسخگويي به سؤالات وي بپردازيد ممكن است زيركانه باعث گردد در مـورد احساسات و "موقيعت هاي  بدون پيروي" خود صحبت بميان آوريد.
7- او را تشنه نگاه داريد
اسرار آميز و غير قابل پيش بيـنـي بـودن بـاعـث جـذابـيـت بـيشتر مي گردد. همانند مرد عنكبوتي بافته اي سراسر رمز و راز پـيـرامـون خـود بـتـنـيد. هـمه جزئيات و ريزه كاريهاي زندگي خود را براي او بازگو نكنيد. شايد يك پينـگ پـنـگ باز مشهور جهاني باشيد - اما اين موضوع را براي دفعه ديگر نگاه داريد.
8- موقرانه خارج شويد
خوشبختانه هر مكالمه اي پايان خواهد پذيـرفـت. اما اشتباه نكنيد. بايد حداقل 5 دقيقه را براي انجام مراسمات خداحافظي اخـتـصاص دهيـد. گـفـتن خداحافظ به يك زن همانند وقت اضافه در ورزش هاكي است - فكر ميكنيم كه وقت تمام شده، اما نه مثل اينكه يك نيمه كامل باقي مانده.
بنابراين جملاتي مانند "بايد برم، بازي شروع شده" را نميتوان به عنوان يك خداحافظـي معقول مورد پذيرش قرار دارد. عباراتي بكار ببريد كه او تصور كند شما از اين گفتگو لـذت برده و اميدواريد بزودي او را ديده و با وي صحبت كنيد. اگر واقعا عجله داريد به او بگويـيـد كه مادرتان وارد خانه شد، غذا در حال سوختن است، باتري تلفن دارد تمام مي شود و يا  مار زنگي خانگي شما در قفسش نيست



اولین ملاقات(بایدها ونبایدها)

قرارهای مـلاقات یکی از مهم ترین مسائل در زندگی افراد
مـجـرد بـه حـسـاب مــی آید. همه تلاشتان را می کنید تا
بتـوانید تاثیر خوبی روی طـرف مـقـابــلتان بگذارید. با همه
امیدها و انتظارات و ترس هایی که اغلب خانم ها و آقایان
در اولـیـن روز ملاقات دارند، خیـلی عجـیب است که مردم
ایـن روزهـا تـوجهی به این مسئله ندارند. می خواهیم به
شـمـا کـمـک کنـیـم کـه یـاد بـگیرید چطور با اولین ملاقات
مـهرتان به دل طرف مقابل بنشیند. در اینجا به چند باید و
نباید در این زمینه اشاره می کنیم:
 

باید ها
ـــــــــــــــ
خودتان باشید. البته بهتر است بگویم که بهترین حالت خودتان را در آن روز نشان دهید. آن روز وقت آن نیست که بخواهید از دردها و نگرانی هایتان صحبت کنید، همچنین لزومی ندارد که داستان خيانت نامزدتان را برای او تعریف کنید. دست از داستان پردازی برداشته و در عوض خاطراتی را برای او تعریف کنید که شخصیت شما را بهتر به او معرفی می کند.
شنونده خوبی باشید. این مسئله دو هدف را دنبال می کند. اگر شما زیاد سخنگوی خوبی نیستید و در عوض طرفتان می خواهد فرصت این را پیدا کند که با تعریف داستان هایش، شما را مجذوب خود کند. به او اجازه دهید که صحبت کند، و با این کار می توانید بیشتر با اخلاقیات او آشنا شوید. اگر شروع به بدگویی از دوست دخترهای سابقش کرد، کمی هم مسئله را از جانب آنها تصور کنید. اگر گفت که اهل ازدواج و تشکیل خانواده نیست، خیلی خوب است که از حالا بدانید.
سعی کنید که تا می توانید تفریح کرده و خوش باشید. زندگی را نمی توان پیش بینی کرد. این فقط یک قرار ملاقات ساده است. تنها کاری که باید انجام دهید این است که با یک آشنای تازه کمی گردش کنید. پس سعی کنید که خوش بگذرانید.
 
 
نباید ها
ـــــــــــــــ
سعی نکنید که خود را طوری دیگر جلوه دهید. اگر شما گوشت می خورید اما او یک گياه خوار است، دروغ نگویید. اگر کسی هستید که حداقل روزی دو پاکت سيگار می کشيد اما او به آن لب هم نمی زند، به او حقیقت را بگویید. ماه هیچوقت پشت ابر نمی ماند، پس بهتر است خودتان همه حقایق را همان اول به او گویید.
سعی نکنید که آنچه راجع به او فکر می کنید را برملا کنید. اگر به نظرتان خیلی دهاتی و بد تيپ آمد آن را همان موقع بر زبان نیاورید. باز به او فرصت دهید که خود را نشان دهد. اگر برای ابراز نظرتان در مورد او عجله کنید، مطمئناً بعد پشیمان خواهید شد. زیرا ممکن است همین شخص تبدیل به مرد یا زن زندگیتان شود.
اگر می خواهید باز او را ملاقات  کنید، بگویید که وقت خوبی را با او گذرانده اید و اینکه چقدر زمان زود می گذرد. بله، می توانید آنشب به او شب به خیر بگویید ولی برای گذاشتن قرار ملاقات بعدی خیلی تلاش نکنید. بگذارید پیشنهاد از طرف مقابل باشد.
مهمترین نکته این که: سعی کنید قرار ملاقاتی  بی خطر داشته باشید. حواستان باشد که امنیتتان را به خطر نیندازید. اینکه دوست رئیس پسرخاله تان او را به شما معرفی کرده، دلیل نمی شود که فرد سالمی باشد و شما او را به منزل دعوت کنید. در ضمن اگر صمیمیتتان را کم کم جلو ببرید، همیشه چیزی باقی می ماند که قرار ملاقات های آینده به خاطر آن گذاشته شود



دختر ها بخونید

"نميدونم به چي فكر ميكنه چون اون هيچوقت درمورد
احساسش با من حرف نميزنه."

ايـن جـمـله بـه گـوشتان آشنا است؟ براي اكثر زنان واداشتن
شـوهـرشـان بـراي ايـنكه احـساسات دروني خود را با آنها در
ميـان بـگـذارنـد، كـار مشكلي بنظر ميرسد. در اين شرايط زن
احساس ميكند كه ناموفق بوده و براي مرد سوء تعبير پـيــش
مي آيد. اما در اين ميان موضوعي وجود دارد كه اغلب زن هـا
از آن بـي اطـلاع هستند. مردها ميخواهند صحبت كنـنـد. تحـت شـرايـط منـاسـب، آنـهـا سرتاسر شب به صحبت ميپردازند. اكثر مردان نياز دارند كه با همسرشان درد دل نموده و كمي سبك شوند. اما رمز و راز واداشتن همسرتان براي بيان احساساتش چـيسـت؟
 
راز شماره 1
مردان حقيقي از عدم پذيرش وحشت دارند -- واقعا!
اين درست است. اغـلب مـردها احساس مي كنند كه زنها در مورد آنها بسيار منتقدانه رفتار مي نمايند، و نگران اين هستند كه نكند بعد از بيـان آنچـه كـه در ذهنشان ميگذرد توسط همسرشان مورد استهزاء قرار گرفته و به عـلت عـدم پذيش او تحقير شوند. براي زنها مهم اسـت بدانند كـه نفس و شخصيت يك مرد شكننده تر از نفس و شخصيت آنها بوده و آسانتر مورد تهديد قرار ميگيرد. اين موضوع بخصوص زمانيـكه يك مرد در رابطه اي نـزديـك و صمـيـمانه بـا هـمسرش قـرار گرفته است بيشتر نمود پيدا مي كند: او مشتاق تصديق و عكس العملهاي مثبت همسرش بوده و دوست داردبداند كه موجب خشنودي او شده است.بنابراين اگر مردي احساس نمايد كه شما تصميم داريد در موردش قضاوت كنيد، و يا بدليل گفتـه هـايش به گونه اي متفاوت به او نگاه كنيد، مطمئن باشيد كه وي صحبت نخواهد كرد.
داوري كردن در مورد شريك زندگي به معناي اجازه دادن به او بـراي بيان ذهنياتش نبوده و شما را مشتاق براي شنيدن حرفهاي او نشان نخواهد داد.منـظور اين نيست كه شما نظر و ايده اي نداشته باشيد و يا نتـوانيد آن را در فرصـتي بيان كنيد. يك مرد جهت بازگو نمودن درونش لازم است احساس كند بدليل آنچه كـه هست مورد پذيرش حقيقي قرار گرفته، نه به دليـل آنـچه كه ممكن است شما دوست داريد باشد. صبر و بردباري نماييد. اگـر عـجـولانـه تـوسط پيشنهاد دادن نقطه نـظرات خـود با گفتن جملاتي از قبيل "خوب، اشتباه ميكني، من قبول ندارم" يا "از كجا اين فكر مسخره بـه ذهنـت رسيــده"، در برابر عقايد او عكس العمل نشـان دهيـد، هـر مـردي از سـخـن گفـتن بـاز خواهد ايستاد. آنها نگران آن هستند كه مبادا حرفي بسيار خصوصي از دهانشان خارج شـود كـه مطابق با تصور ذهني شما از آنها نبوده و يا تصويري كه بروز از خودشان در ذهن شما ايـجاد كرده اند را مخدوش كند.
يـك مرد داراي ايده هاي متفاوت بسياري در موضوعات مختلف زندگيش اسـت -- حتـي در طـول يـك هفـتـه و يـا يـك روز مي تواند بسيار متفاوت عمل نمايد. به او اجـازه دهـيـد جنبه هاي مختلف خود را بشما نشان دهد.اگر بتوانيد از انتظارات خود صرفه نظر نموده و حقيقتا سعي در شناخت هويت و ماهيت او نماييد،وي فورا اين موضوع را حس كرده، احساس راحتي زيادي نموده و از صحبت كردن با شما لذت خواهد برد.

راز شماره 2
شما نيز درون خود را آشكار كنيد
بين زوجين بيان احساسات دروني بايد به صـورت متقـابـل انـجام بگيرد. هر فردي داراي مشكلات، دغدغه ها و مسائل پنهاني در صندقچه قلبش مي بــاشد. بسياري از مردان تصور مي كنند " اگر اين مسـائـل را به او بگويم، تركم خواهد كرد." شما مجبوريد نشان دهيـد كـه جـريان ايـن نيست. به اين منظور براي او از خود چيزي را فاش كنيد كه نشان دهد به همان اندازه اي كه او به شما اعتماد دارد، شما نيز به او اعتماد داريد.
هنگاميكه او شروع بـه بـيان احساسات دورني خود ميكند، به آنچه كه ميگويد گوش فرا داده، قدمي به جلو بـرداشته و در عـوض پيشنهادي مثبـت ارائـه دهيـد. بعد از اينكه وي مسئله اي خصوصي را ابراز نمود، چيزي شبيه اين بگويد "خوب، اينكه چيز بدي نيست من بدتر از اينها بودم." يا "من واقعا آن چيزي كه اتفاق افتاده را تحسين مي كنـم." و آن چيزي از داستان را كه واقعا مي پسنديد انتخاب كنيد. ( از مسائل ساختگي دوري كنيد چون موضـوع لوس شده و تبديل بـه دست انداختن خواهد شد. مردم هميشه ميتوانند متوجه شوند كه كسي آنها را دسـت انـداخـته و اين موضوع هيچ گاه ثمر بخش نخواهد بود.) به او اجازه دهيد بداند كه شما جانبدار او هستيد و با تجربياتش تنها نخواهد ماند.
در حاليكه عملا نشان ميدهيد، مطمئن شويد كه از او طرفداري ميكنيد. بسياري از زنها فقط به اين دليل به داستانهاي شوهرشان گوش مي دهند كه به او بگويند كه چقـدر در مورد آن در اشتباه بوده است. آنها طرفداري شخص ديگري را ميكنند. با ايـن حـال مـهـم است كه موضوع را از اين نقطه نظر بنـگريد: اكنـون زمـان درس دادن بـه او نـيست، بلكه زمـان "ايـجاد دوستي و مودت" است. وقتي دو نفر پيمان دوستي مي بندند، بـه تـبـادل متقابل تجربيات خود پرداخته، و به همين دليل احساس نزديكي و آسودگي مي كنــند. اين جـا شـما در حال ايجاد سازگاري و تفاهم مي باشيـد، احساسي كه هر دوي شما سياره اي يكسان را اشغال نموده و در دنيايي متشابه زندگي مي كند.
اينكه چه تعدادي از مردان احساس تنهايي شديد مينمايند، شگفت انگيز است. نه تنها بـه آنهـا آمـوزش داده شـده اسـت كـه هـميشه سـاكـت بـاشـنـد، ايـن تـصور غلط نيز در ذهـنشان پـرورانده شـده كه صحـبـت نـمودن در مورد احساسات دروني عملي به دور از شان و منزلت مردان بشمار ميرود.عـكس العملهاي مثبت و صادقانه شما بسيار ضروري است. اگر بـه ايـن نـحو رفـتـار نـماييد، شـوهر شما احساس خواهد كرد كه كسي وجود دارد كه او را درك كند، و آنگاه حتي بيشتر و بيشتر از ذهنياتش برايتان خواهد گفت.
راز شماره 3
گذشته را فراموش كنيد
آيـا تـا بـه حـال بـا شـوهـر خـود "گـفـتـگويي" داشـتـه ايـد كه به بگو مگوهاي مـربـوط بـه نارضايتي هاي گذشته،اشتباهاتي كه انجام داده،اذيت و آزارهايي كه بشما روا داشته، و آنچه كه اكنون مديون شما است، منتهي شده باشـد؟ چنـيـن مـوضوعي تقريبا در هر رابـطـه اي اتــفاق مي افتند اما واقعيت باقي مي مـاند؛ مـردها وقـتـي آمـدنـش را حـس ميكنند، آشفته حال شده و عقب مي نشينند.
وقتي مردي از اين وحشت دارد كه صحبتهايش در آينده تـحـريف و سـوء تـعبـير شده، به ديـگران گــفته شده و يا عليه خودش مورد استفاده قرار گيرد، بيان احسـاسـات بـرايـش غير ممكن مي شود. و تنها راه عبور از اين تله ارتباطي اين اسـت كـه بدانيد آنچه كه در گذشته اتفاق افتاده، و هــر آنچه كه او انجام داده و يا گفته، شما نيز درگـيـرش بوده ايد. روابط همگي مانند رقص هستند. هيچكس خوب مطلق و يا بد مطلق نيست. در واقـع، بجاي در نظر گرفتن يك فرد به عـنـوان شخصي بد يا خوب، بهتر است كه نقشهاي بازي شده در روابط و نحوه گرفتار شدنمان در نـقشهايـي كه قدرت رها ساختن خود را از آنها نداريم، مورد توجه قرار داده شوند.
بـراي مثـال بـرخـي از زنـها عـاشق بازي نمودن با قرباني عشق خود هستند. آنها براي اعتبار بخشيدن و توجيه كردن احساسـات خودشان و نيز  احساس قدرتـمندي در بـرابـر شريك زندگي خود، اشتباهات و خطاهاي گذشته او را بهانه ميــكنند. در حقيقت ممكن است با اين روش مدتي او را براي خود نگه دارند ولي آنچه كه مشخص است اين رابطه متزلزل بوده و در آستانه شكست قرار دارد.
اگر ميخواهيد اين وضعيت تاسف بار زندگي زناشويي را تغيـيـر داده و يـا از آن پيشگيري كرده و به شوهرتان كمك نماييد تا راحت با شـما حـرف بـزند، اين راه را امتحان كنيد: به سهم خود در شرايطي كه پيش آمده مسئوليتي را بعهده بگيريد و ببينيد كه به چه نحو در مورد اتفاقي كه روي داده مـمكن است دخيل بوده باشيد. البته اين موضوع به معناي مقصر دانستن خود نيست. به شرايـط با ديدي باز بـنـگريد. به روي تمام مسـائلي كه او "درست،" و نه "غلط" انـجـام داده، تمركـز كـنـيـد. اگـر نــياز به راهنمايي بيشتر داشتيد، ليستي از آنچه كه در رابطه تان عايد شما شده است، و آنـچـه كه شما در عوض نصيب شـوهـرتـان نـموده ايد، تـهيه كنيـد. بـه زمان هـايي كـه شما نيز مرتكب كوتاهي و قصور شده ايد، و به راه هايي كـه هـر دوي شـما تـوسـط آن رشد يافته و تغيير كرده ايد، توجه نماييد.
توانايي بخشش ديگران ممكن است فقط بـسادگي دانستن اين باشد كه آنچه در مورد او يكسال پيش حقيقت داشته ( و نيز در مورد خـود شما ) شايد اكنون حقيقت نداشته باشد. در زمان حال متمركز باشيد. يك ارتباط ماندگار و راستين مستلزم داشتن قابليت ماندن در زمان حال و فراموش كردن گذشته ميباشد

راز شماره 4
شنونده اي استوار و ايمن باشيد
آيـا داشتن روابط صادقانه امكان پذير است؟ فرض بر اين است كه همه افراد بـراي صـادق بودن تلاش مي كنـنـد. حـقيـقت اين است كه تعداد اندكي چنين هستند. و دليل عمده عدم صداقت اين است كه عواقب و نتايج آن خوب و قابل توجه مي بـاشد. اغـلـب مردان احساس مي كنند كه زنهـا مي خواهد و نياز دارند كه دروغ بشنوند چون قادر به پذيرش صادقانه حقيقت نيستند. برخي از مردها تصور ميكنند كه از بيان حقايق زندگي خود به هـمسرشان وحشت دارند چـرا كـه باعث آشفتگي و اضطراب وي خواهد شـد. در واقـع، بسياري از زنان براي كنترل شوهر -- و رابطه -- خود از احساساتشان استفاده ميكنند. آنها پاسخهاي بخصوصي را از شوهر خود طلب مي كـنند و در صورتي كه آن پاسخها را دريافت ندارند، احساس پريشاني خواهندنمود.سپس وقتي شوهرشان دهان نگشوده و صحبتي نمي كند، متعجب ميگردند.
متاسفانه، بسياري از زنان تصوراتي قدرتمند از چگونگي احسـاس و تـفكر يك مرد را نيز در سـر مـي پرورانند كه اين نـوع خـيـال پـردازي بـاعث ويراني حقيقت شده، و بـنـابـراين اين گـونه بـه مردان اجازه ميدهند كه از طريق طرز برخوردهاي مختلف متوجه شوند كـه نيازي به بيان حقيقت نداشته و آنها نيز تمايلي به دانستن حقيقت ندارند.واضح است؟ اكثر زنها در اين مـورد مقصرند، امـا اشـتياق بـراي گوش دادن به آنچه كه او مجبور است بگوييد سرآغاز يك رابطه  كامل حقيقي محسوب ميگردد. اين باعث مي شود تا يك مرد احـساس كند شريكي ثابت قدم دارد كه در پستي بلندي هاي زندگي همراه او خـواهـد بود.
اگر براي خروج از ايـن تصورات غير واقعي آمادگي داريد، زمان آن رسيده كه سه چيز را از خـود سـؤال كنـيد. چه ميزان از حقيقت را ميتوانيد تحمل كنيد؟چقدر واقعا نياز داريـد؟ آيا از شوهر خود مي خواهـيـد كـه تـصـويري خيالي بـراي شما باشيد، و آيـا مشتاقيد به او اجـازه دهيـد حقيقي گردد؟ اينها سؤالاتي بزرگ هستند. شايد نتوانيد همين حالا تمام واقعيت را به يك باره دريابيد، اما قطـعـا مـي توانيد عـضلات بردباري خود را پرورش داده و در مسيري مستقيم حركت نماييد.
به طرز عجيبي، همه تصور مي كنيم كه تخـيـلات بـاعـث ايـجاد احساسي شگرف در ما ميگـردد، اما در واقع، هر قدر بتوانيم حقايق بيشتري را دريابيم، نيرومندتر رشد خواهيم كـرد. تـوانـايي پـذيرش حقيقت از ديگران همچنان كه متوجه مي شويم امنيت واقعي نه از تصديق ديگران بلكه از صادق بودن با خود نشات ميگيريد، افزايش مي يابد.
راز شماره 5
با خودتان صادق باشيد -- آگاه باشيد
اين پرسشي قديمي ولي خـوب است: اگر با خودمان صادق نباشيم چگونه ميتوانيم با ديگران صداقت داشته باشيم؟بهترين روش كمك بـهر مـرد براي بيان راحت احساساتش اين است كه ابتدا خود شما راحـت بـوده، طبـيعي رفـتـار نـمـوده صادق بوده و جو گرم و قابل پذيرشي ايجاد كنيد. كساني كـه در زنـدگـي بـا آنـهـا مـواجـه مـي شويم انـعــكاس بـخشهاي مختلف خودمان هستند و ما افرادي را جذب مي كنيم كه هركدام بنـحوي ما را در عشق ورزيدن به بخش ديگري از خودمان ياري مي كنند.
به همين دليل است كه عناوين مصرح شده در اين مقاله را نه تنها در مورد مردان، بلكه بايد در رابطه با خـودمـان هـم بكـار بـبـنديم. بــراي مثال آيا شما قادريد از قضاوت درمورد خودتان بگذريد؟ آيـا نارضـايـتي حـاصـل از اشتـبـاهاتي كـه در گذشته مرتكب شده ايد را پايان ميدهيد؟ و آيا هميشه در انجام اشتباهاتي كه مرتكب شده ايد پافشاري ميكنيد؟ وقتي با خود به اين طريق رفتار مي نـمايـيـد، طبـعـتا با شريك زندگي خود نيز به همين مـنوال رفــتار خواهيد كرد. اگر شما در جواني هميشه مورد بد رفتاري قرار گرفته و يـا در برخي از مسائل احساس كمـبود نـمـوده بـاشيد، احـتمـال دارد هميـن رويـه را در مــورد شوهرتان در پيش بگيريد.
آگاهي در اينجا نقش تعيين كننده اي دارد. اگر مي خواهيد فضاي پوياتر و باز تري را بين خود و شوهرتان ايجاد كنيد، فهرست دقيقي از نـحوه رفـتار و مراعات خود با خود و نحوه برخورد نـزديكانتان در گذشته با خود را تهيـه كنـيد. اگر صدمه ديده ايد، اين فرصتي براي شما خواهد بود كه تصميم بگيريد ديگر زندگي خود را بر اسـاس معـيـارهـاي گذشته بنا نكنيد. آنرا تغيير دهيد. تصميم بگيريد در بـرابـر خـود و كـسي كـه با او هستيد، مهربان و پذيرا باشيد.
گاهي اوقات ما در برابر فرد ديگري تسليم ميشويم به اين انتظار كـه او نـيـز همين كار را انجام دهد. وقتي آن محقق نميشود، خشمي پنهاني شروع به پيدايش ميكند. چنـيـن حالتي باعث بروز رفتارهاي متـنـاقـص و عـدم صـداقـت با خود و ديگران خواهد شد. براي رسيـدن بـه عدالت واقعي بايد بدانيد كه به همان اندازه اي كه مي بـخشيد، بـه هـمـان انـدازه هم بدست مي آوريد. وقتي به فردي احترام و توجهي مطلق را روا مي داريـد، آن احترام و توجه را به خود نيز مبذول مي نماييد. شما بهترين روش را در پيش گرفته ايد و اثرات و نتايج سودمنـد آن ديـر يـا زود نـمايـان خواهند شد. زمانيكه با ديگران طوري رفتار ميكنيد كـه مـورد احـترامتان است، درحقيقت حسي از ارزش و اعتبار را ايجاد مينماييد.
با خودتان صادق باشيد و متوجه خواهيد شد كه اين عمل مسري است. شريك زندگـي شما به همين منوال رفتارش را پيش خواهد گرفت. او بصورتي راحت و طبيعي صحبــت كرده و احساست واقعيش را ابراز خواهد نمود


پسرها بخونید
 
بدون در نظر گرفتن خصوصیات فردیتان – چه یک مرد قدرتمند با عقاید جسورانه باشید، چه یک فرد میانه رو و صلح طلب و یا یک انسان غیر فعال با هیکل ژله ای – حدس بزنید چه اتفاقی برای شما رخ می دهد؟ حتی اگر از سنگ هم ساخته شده باشید، شما به قرار ملاقات دعوت می شوید، به بحث و مشاجره کشیده می شوید و "از دیدگاه فمینیستی" به طور قطع در آن شکست می خورید.
پای هر فردي، در هر شرایطی به هر حال روزی به مشاجره باز خواهد شد. شاید زمانی که نوبت به اثبات مردانگیتان می رسد، در انجام آن ناتوان باشید.حتی اگر نیت شما پاک باشد، باز هم طوری صحبت می کنید که بازنده بودنتان از همان ابتدا به ساکن واضح و مبرهن است.
تنها استراتژی که می تواند ما را از این خطرات در امان نگه دارد؛ این است که همواره برای مواجهه با یک چنین شرایطی از قبل خود را آماده کنیم. هیچ وقت اتفاق نمی افتد که با جیب خالی و زیرپیراهنی بلند شده و به خیابان بروید؛ پس چرا در یک رابطه چنین کاری را انجام نمی دهید؟
 
 
قوانینی براي پیروزی
هیچ مردی نمی خواهد در مقابل دختر مورد علاقه اش شکست بخورد و مشاجره را ببازد و به دختر اجازه دهد تا آنجا که می تواند او را مورد عتاب و سرزنش قرار دهد. در این مورد قوانین خاصی وجود دارند. حواس خود را جمع کنید.
در زمان مشاجره تنها به یک دلیل عقل و منطق  شما زایل می شود: خانم ها هیچ وقت نمی پذیرند که در اشتباه هستند. از این بابت مطمئن باشید و بهتر است که در این یک مورد اصلا فکر نکنید. اصلا مهم نیست که حق تا چه اندازه با شماست و حرف خانم تا چه حد اشتباه است. قرار نیست که این مسئله در ردیف بازی های جوانمردانه قرار بگیرد. در این قسمت چند تکنیک حرفه ای وجود دارد که با به کارگیری آنها هیچ گاه در بحث با خانمتان بازنده از میدان خارج نمی شوید.
1- هیچ گاه صدای خود را بلند نکنید
با توجه به طبیعت دعواهای خانوادگی (مثلا اگر برایشان بستنی سفارش دهی تصور می کنند که شما با آنها دشمنی دارید و می خواهید آنها دچار اضافه وزن شوند، اگر این کار را نکنید، این معنا را در بر دارد که در حال حاضر بیش از اندازه چاق هستند!) پس بهتر است مراقب تن صدای خودتان باشید. بدون در نظر گرفت دفاعیات دیگر، همیشه باید به نرمی و با آهستگی سخن بگویید. او فقط به دنبال خشمگین کردن شماست. تنها با این امید که بالاخره شما برنده میدان می شوید، با او به نرمی لب به صحبت بگشایید.
2- اولین مردی باشید که به او گوش می دهد
معمولا نام آقایون به عنوان شنونده های خوب به ثبت نرسیده است. متفاوت عمل کنید. او می خواهد آنقدر با شما صحبت کند که خوابش بگیرید؛ پس این کار را از او دریغ نکنید. اما زمانی که هنگام دفاع کردن از خودتان سر رسید، تمام گفته هایش را بر علیه خودش استفاده کنید، تا متوجه شود که شما به او گوش می دادید.
اگر برای شناسناندن او به خودش از گفته های شخصی خودش بهره بگیرید، او شما را به عنوان مشتاق ترین شنونده تلقی می کند و زمانی که با چنین صحنه ای مواجه می شود شما به قدرتمندی نیو در فیلم ماتریکس مبدل می شوید. زود باش نیو، ادامه بده، دنبال خرگوش سفید برو!
3- از این شاخه به آن شاخه نپرید
حال بحث شما در مورد هر چیزی که می خواهد باشد (در مورد موسیقی، رزرو میز شام، برخوردهای ناآگاهانه و ...) شما باید با قدرت و مستحکم ظاهر شوید. برد و باخت در چرخیدن حول محور موضوع مورد بحث، تعیین می گردد. پس بهتر است در یک چنین شرایطی سعی کنید از موضوع اصلی دور نشوید.
4- اشتباه را قبول کنید تا برنده باشید
گاهی اوقات پیروزی در یک مشاجره در عواقب بعدی آن نمود پیدا می کند. اگر شما از همان آغاز مشکل را بپذیرید و اشتباه را قبول کنید، او به هیچ وجه پیروز میدان نخواهد بود. اگر پیروز میدان باشید آنوقت تحمل کردن مقداری غرغر چندان ناخوشایند به نظر نمی رسد. در این شرایط اجازه دهید تا هر اندازه که راضی می شود شما را تیرباران کند و بعد هم مثل افراد بی جان خود را به مردن زده و بر روی زمین پهن شوید. گاهی اوقات عقب نشینی بهترین راه مقابله با دشمن به شمار می رود. با به کار گیری این شیوه بدون شک پیروزی از آن شما خواهد بود.
5- از احساسات کمک بگیرید
بیشتر مواقع خانم ها به این دلیل دعوا و مرافعه راه می اندازند که احساساتی می شوند. چیزی که نباید فراموش شود این است که ما مردها نیز زمانی که احساساتی می شویم از بحث و مشاجره کمک می گیریم. این عمل به عنوان نوعی تخلیه روحی به شمار می رود. و تنها کاری که از دست ما ساخته است، این است که به آنها اجازه دهیم که احساساتشان را به بیرون بریزند.
با قدرت و افتخار بجنگید. اما از چیزهایی که او به زبان می آورد نرنجید. برای یک خانم، مردی که توانایی حفظ خونسردی خود را در گیراگیر بحث و مشاجره داشته باشد، پادشاه به شمار می رود. در این صورت او همیشه فاتح است.
6- کار را تمام کنید
بعضی از مردها آنقدر قدرتمند متولد نشده اند که بتوانند مطابق امیال درونی شان رفتار کنند. و دقیقا این نقطه ای است که مردها را از پسر بچه ها جدا می کند. اگر پیروزی در مشاجره ارزش ویران کردن رابطه را دارد و یا اگر خراب کردن ارتباط ارزش پیروزی در مقابل او را دارد؛ پس می توانید به راحتی از کلمات توهین آمیز بهره بگیرید. اخطار: اگر این کار را انجام دهید هیچ راه برگشتی برایتان باقی نخواهد ماند. همانطور که همه شما می دانید ساختن پل های خراب شده پشت سر کار اسانی نیست.
به خاطر مشاجره
وقتی زمان مشاجره می رسد حواس خود را جمع کنید و تمام مسائل پیچیده را برای همسر خود روشن کنید. دلایل آنرا همین چند لحظه پیش برای شما توضیح دادیم.
بحث و مشاجره به هر دلیلی که سر بگیرد، ما باید توانایی رویا رویی با آن را در خود تقویت کنیم و در تمام شرایط از آماگی لازم بر خوردار باشیم. طبیعت انسان طوری سرشته شده است که همیشه تمایل به دفاع از باورهای شخصی خود دارد. اگر تمام مدت به دفاع از آنها بپردازیم دیگر زمانی برای زندگی کردن باقی نخواهد ماند




دلایل کشش زنان به مردان

اکـثـر خـانـمها برای بدست آوردن مرد مورد نظر خود از
حـــس رقابت بسیار زیادی برخوردار هستند. مثل این
اسـت کـه آقــایون بدون اینکه واقعا قصد چنین کاری را
داشـته باشند دارای نوعی کشش غریزی خاص برای
جذب خانم ها بـه رقـابـت هسـتـند. اگـرچـه بـعضی از
خانم هـا هنگامی که متوجه شوند همسر آنها با فرد
دیـگــری ارتباط برقرار کرده است موقرانه صحنه را ترک
مـی کــنند ولی بسیاری از خانمها چنین موقعیتی را
مثل یک میدان جنگ تصور می کنند که هیچ چاره ای جز مبارزه در آن را ندارند. در حقیقت آنها تصور می کنند مردهایی که از جانب خانمها توجه بیشتری را به خود جلب می کنند از سایر مردها برتر هستند. اما دلیل تمام این مسائل چیست؟ چرا خانمها برای بدست آوردن آقایون با یکدیگر چشم و هم چشمی می کنند؟
عشق
ـــــــــــــــــ
کم اهانت آمیزترین و بدیهی ترین دلیل این است که خانمها عمیقا عاشق هستند. اگر خانمی واقعا معتقد باشد که یک مرد بخصوص می تواند همسر ايده آل  او در آینده باشد و آنها در میانه راه برای رسیدن به یکدیگر قرار داشته باشند، خانم مورد نظر از هیچ کاری برای پایان بخشیدن به این راه دریغ نخواهد کرد. این حقیقت که مرد مورد علاقه آنها درگیر رابطه با خانم دیگری است برایشان هیچ اهمیتی ندارد زیرا تصور می کنند که او با شخص مناسب ارتباط ندارد و دیر یا زود خودش متوجه این مطلب می شود.
چنین زن هایی سعی می کنند تا نقص ها، عیوب، ضعف ها و کاستی های خانم دیگر را پیدا کنند و از آنها به عنوان وسیله ای در راه رسیدن به اهداف خود استفاده کنند. او فکر می کند که اگر خانم دیگر در ذهن آقا بد جلوه کند به خودی خود تصویر ذهنی خودش برای آقا خوب خواهد شد. او حتی ممکن است تا حد فحش دادن و تهدید کردن خانم دیگر پیش رود زیرا تصور می کند که انجام چنین اموری او را در راه رسیدن به هدفش کمک خواهد کرد.
شاید در نگاه اول مردها از چنین روشی استقبال کنند اما بعد از مدتی به کارهای او بی اعتنایی خواهند کرد و او را فردی متجاوز و چاپلوس تلقی می کنند و او از این طریق نمی تواند به اهداف شوم خود دست پیدا کند. عشق حقيقي را نمی توان با اتکا به نفرت، تزویر و حقه بازی بدست آورد.
قدرت
ـــــــــــــــــ
بعد منفور جنس مونث در رقابت هایش هیچ ارتباطی به عشق ندارد و تنها به خاطر کسب قدرت می باشد. متاسفانه در جهان امروزی تعداد بسیار زیادی از خانم های تشنه قدرت وجود دارند که از تصاحب مردانی که متعلق به دیگران هستند لذت می برند. بله این حقیقت است: زیان زدن و آزردن خانم های دیگر باعث ایجاد خوشی و مسرت در آنها می شود. البته دردآورترین جای قضیه این است که آنها ممکن است به مردی که برای رسیدن به او تلاش می کنند به هیچ وجه علاقه نداشته باشند و در اکثر موارد مردها جزء آخرین افرادی هستند که از این مطلب با خبر می شوند. شاید آقایون تصور می کنند این عشق شدید از یک علاقه خالص نشئت می گیرد و این مطلب که آنها تنها وسیله ای برای رسیدن به اهداف خانم ها (دست یابی به قدرت) هستند، به ذهنشان هم خطور نمی کند.
ما در این قسمت هشدارهای لازم را به آقایون دادیم. از این پس با خود شماست که تشخیص دهید آیا عشق یک زن نسبت به شما واقعی است و یا نه تنها قصد او به بازی گرفتن احساسات شماست. یکی از راههای مناسب برای روشن شدن مطلب این است که واکنش های او را در زمانی که شما در حال گفتگو با خانم های دیگر هستید زیر نظر بگیرید. اگر رابطه شما با خانم دیگر معقول باشد و هیچ چیز خاصی بین شما دو نفر رد و بدل نشود خانم شما نباید بیش از اندازه از خود واکنش های غیر معمول نشان دهد.
میوه ممنوعه
ــــــــــــــــــــــ

هوا و هوس برای رسیدن به چیزهایی که انسان از آنها منع می شود از دیگر عوامل برانگیزاننده حس رقابت در خانم ها به شمار می رود. اگر دلایلی وجود داشته باشد که از رسیدن زنها به یک مرد خاص جلوگیری کند حس رقابتشان برای تصاحب مرد موردنظر بیدار می شود. بسیار ساده است آنها تنها به دنبال چیزی هستند که نمی توانند آنرا داشته باشند.
عوامل بسیار زیادی مثل ثروت، وضعیت ظاهری و تاهل می تواند یک مرد را برای خانم ها تبدیل به میوه ممنوعه کند. البته همه آقایون به خوبی می دانند که تا چه حد می توانند از این مطلب به نفع خود استفاده کنند. خود را دست نیافتنی جلوه دهید تا خواستنی تر به نظر برسید. البته من پیشنهاد نمی کنم که برای رسیدن به این هدف در انگشت خود از حلقه ازدواج استفاده کنید زیرا متاهل بودن شاید بتواند تا حدودی نظر عده اندکی از خانم ها را به خود جلب کند اما هنوز تعداد بسیار زیادی از خانم ها وجود دارند که برای رابطه دیگران ارزش قائل هستند.
مردهای خوب کم یاب شده اند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یکی از دلایل دیگری که خانم ها برای رسیدن به مردها با یکدیگر رقابت می کنند این است که آنها معتقدند که تمام مرد های خوب توسط خانم ها تصاحب می شوند. به این معنا که اگر مردی متاهل است و یا در حال ازدواج پس او مرد ایده آلی است، و اگر مردی مجرد باشد، تنهایی او دلیل خاصی دارد. این نوع استدلال ها باعث به وجود آوردن یک چرخه نادرست می شود که در آن مجردها همانطور مجرد باقی می مانند و آنهایی که متاهل هستند به دلیل توجه نابه جا و افراطی از سوی خانم های دیگر همیشه در حال قطع روابط خود و برقراری روابط جدید هستند.
شما می توانید از این طرز فکر خانم ها به نفع خود استفاده کنید. چگونه؟ بسیار ساده است. فقط کافی است آرام باشید و به صندلی خود تکیه دهید، به زودی متوجه خانم هایی که از آسمان برای شما به زمین می آیند، خواهید شد. فقط باید خونسردی خود را در تمام شرایط حفظ کنید و طوری رفتار کنید مثل اینکه آنها توجه شما را به خود جلب نکرده اند. این کار باعث می شود که در نظر خانم ها تبدیل به مردی شوید که برای آنها غیر قابل اجتناب است.



اختلاف در زندگی زناشویی

بهره گيري از اختلافات براي تداوم رابطه
 
از زمان های قـدیـم، وقــتی زوج ها با هم دعوا داشتند، یا
دچار سوء تفاهمات شده و احساس کمبود می کردند و یا
بـا یـکــدیگر ناسازگاری کرده و تفاهم نداشته اند. اما اولین
چاره ای که در این زمان به ذهنشان میـرسـیده فرار از این
مـوضـوع بـوده و خـود را توجیه می کردند که: "دیگر درست
نمی شـود، مـا خیـلی اختلاف داریم." در کتاب "صمیمـیت
نوین" خلاف این مسئله را نشان می دهند و میـگـویند که
فقـط در عـمـق همـــین اختلاف نظرهاست که می توان به
عشق حقيقي دست یافت
 
با تعهد، جرات و انتخاب هایی سالم یاد خواهید گرفت که چطور با همین اختلاف ها بتوانید به پیشبرد رابطه تان کمک کنید. بنابر اصول و روش های گفته شده در کتاب "صمیمیت نوین" اختلاف های بین زوجین دیگر باعث دشمنی بین آنها نمی شود.
"خلاقیت آگاهانه" نام عملیاتی 9 مرحله ای برای بررسی و حل و فصل مشکلات به جای فرار کردن از آنهاست. این یکی از تکنیک هایی است که جودیت و جیم در كتاب "صميميت نوين" به آن توصیه می کنند. هدف شما باید از نو ساختن و یافتن راه هایی نوین برای با هم بودن باشد، راه حلی که هر دوی شما را راضی کند. بنابراین، هر کدام از شما باید در مورد آن مشکل صحبت کند و بعد با احترام نظرات
شریک زندگیتان را هم با علاقه گوش دهید.
 
1- مشکل را پیدا کنید: با صداقت و دقت بگوئید که چه چیز باعث آزار شما شده است.
2- احساسات خود را بفهمید: احساسات خود را با صداقت و روراستی همان لحظه بیان کنید.
3- به یاد داشته باشید که برایتان مهم است: به خاطر داشته باشید که روابط شما مانند موزائیکی است که از تراشه های بسیاری ساخته شده است. بیشتر از هر چیز دیگر به شریک زندگیتان اهمیت دهید.
4-  از عمق احساسات خود آگاه باشید: در طی لحظات سخت و دشوار در رابطه تان آگاه باشید که درونتان چه می گذرد. اجازه ندهید که رفتار های بد گذشته زندگی شما را تحت تاثیر قرار دهد.
5- فکرتان را عوض کنید: باور کنید که هر مسئله و مشکلی را به طرق مختلف می توان حل کرد، و اگر نه این کشمکش هر چه بیشتر و بیشتر خواهد شد.
6- مسئولیت را بپذیرید: از خود بپرسید که از چه راه هایی برای برطرف کردن ناراحتی خود استفاده می کنید. به ندرت پیش می آید که در یک ارتباط تقصیر از هر دو جانب نباشد.
7- به یاد داشته باشید که همسرتان مثل خودتان نیست: راه حل های شما زمانی میتواند مناسب و قابل توجه باشد که هر دوی شما را راضی کند نه فقط خودتان را.
8- خلاق باشید: با همسرتان طوری رفتار کنید که می خواهید با شما رفتار کنند. تجربه های همسرتان را درک کرده و به آنها ارزش بگذارید.
9- دنبال راه حل باشید: در حین اینکه دنبال راه حل می گردید، به یاد داشته باشید که شما دو فرد متفاوت هستید. لازم نیست که کسی برنده این راه حل باشد. توسط این راه حل باید صمیمیت و احترام بیشتر شده و روابطتان بیش از پیش جلو رود.
با این باور خطرساز که با همسرتان مشکل دارید مقابله کنید. این به این معنی است که رابطه ی شما نیاز به کوک شدن یا تعویض روغن دارد. فقط در تخیلات رمانتیک است که همه چیز بدون نیاز به دقت و توجه و تغییر و به راحتی پیش می رود.



سوالاتی که زنان از مردان می پرسند

در این قسمت پنج پاسخ درست به 5 سؤال مشکلی که ممکن است همسرتان از شما بپرسد و شما هم معمولا پاسخ نادرست به آنها می دهید، را برایتان آورده ایم.
5 سوال عبارتند از: 1- "به چی فکر می کنی؟"، 2- "دوستم داری؟"، 3- "به نظرت من چاقم؟"، 4- "فکر می کنی اون خانم از من زیباتره؟" و 5- " اگر من بمیرم تو چی کار میکنی؟"
چیزی که این سوال ها را اینقدر پیچیده کرده این است که یک پاسخ اشتباه ممکن است یک دعوای طولانی مدت را به وجود آورده و در بعضی موارد منجر به طلاق شود. به نمونه های زیر توجه کنید:
 
1- "به چی فکر می کنی؟" مطمئنا پاسخ مناسب به این سوال چیزی جز این نیسـت: "ببخشید اگه ناراحتت کردم، عزیزم، فقط داشتم به این فکر می کردم که تو چه خانم فوق العاده، با ارزش، با ملاحظه، باهوش و زیبایی هستی و من چقدر خوش شانس هستم که تو را در کنار خود دارم." این سوال به طور حتم افکار درونیتان را برای خانم فاش نمی کند. به عنوان مثال ممکن است شما در آن موقع در حال فکر کردن به یکی از موارد زیر بودید:
 
ب) فوتبال
ث) چقدر چاق شدید
ج) خانم زیباتر است یا شما
د) اگر شما مردید پول بیمه را چطور خرج می کند
 
پاسخ مناسبی که به این پرسش داده شده برگرفته از کتاب "ازدواج با بچه ها" نوشته ال باندی است. این اتفاق درست زمانی روی داد که همسر ال، "پگی" به او گفت: "میخواهم بدانی که..." و ال هم گفت "بیشتر ترجیح می دهم حرف بزنم تا فکر کنم."
سوال دیگری که تنها یک پاسخ مثبت دارد و هزاران جواب منفی عبارتست از:

2-
"منو دوست داری؟" پاسخ مناسب به این سوال "بله" است. کسانی که میخواهند کمی استادانه تر عمل کنند می توانند بگویند: "بله عزیزم." پاسخ های اشتباه شامل موارد زیر می شود:
الف) فکر کنم اینطور باشه
ب) اگه بگم آره خوشحال می شی؟
ث) بستگی داره منظورت از دوست داشتن چی باشه
ج) فرقیم می کنه؟
د) کی؟ من؟

3-
" به نظرت من چاقم؟" پاسخ مردها باید به این سؤال مطمئنا " نه، البته که نیستی" باشد و بعد هم باید به سرعت اتاق را ترک کنند. موارد نادرست عبارتند از:
الف) نه چاقی نه لاغر
ب) در مقایسه با کی؟
ث) یکم وزنت زیاده ولی بهت می یاد
ج) من خانم های چاق تر از تو هم دیده ام
د) چی گفتی؟ من داشتم به بیمه نامت فکر می کردم

4- "فکر می کنی اون خانم از من زیباتره؟" "اون خانم" می تواند هر کسی از نامزد قبلی شما گرفته، تا یک عابر که شما آنچنان به او خیره شده اید که باعث یک سانحه اتومبیل می شوید، و یا یک هنر پیشه ای که در یک فیلم بازی می کند، باشد. در هر شرایطی پاسخ درست این است: "نه، تو خیلی زیباتری" پاسخ های اشتباه شامل موارد زیر می شوند:
الف) زیباتر از تو نیست، اما زیبایی های خودش را دارد
ب) نمی دونم آدم باید زیبایی رو چطوری دسته بندی کنه
ث) آره، ولی شرط می بندم که شخصیت تو از اون خیلی بالاتره
ج) فقط از این نظر که از تو جوانتر و لاغر تره
د) می توني دوباره سوالت رو تکرار کنی؟ من داشتم به بیمه نامت فکر می کردم

5-
"اگر من بمیرم تو چه کار می کنی؟". پاسخ مناسب: "محبوب من، اگر تو به طور ناگهانی چشم از جهان ببندی زندگی دیگر برای من هیچ معنایی نخواهد داشت و خودم را زیر چرخ های اولین کامیونی که ببینم می اندازم." همانطور که در چند خط بعدی می بینید، مشاهده خواهید کرد که یک پاسخ نا بخردانه شما را تا کجاها میشکد:
خانم: عزیزم، اگر من بمیرم تو چه کار می کنی؟
آقا: چرا عزیزم؛ خوب معلومه خیلی ناراحت می شم.
خانم: دوباره ازدواج می کنی؟
آقا: نه معلومه که نمی کنم
خانم: دوست نداری ازدواج کنی؟
آقا: خوب دوست که دارم
خانم: پس چرا ازدواج نمی کنی؟
آقا: خیلی خوب، دوباره ازدواج می کنم
خانم: تو این کار رو می کنی؟
آقا: بله
خانم:( پس از یک مکث طولانی) باهاش توی تخت من می خوابی؟
آقا: خوب آره، فکر کنم همچین کاری کنم
خانم:خوبه، حالا فهمیدم، لابد میذاری لباس های من رو هم بپوشه؟
آقا: فکر کنم اگه بخواهد بهش اجازه بدم
خانم: (با سردی) واقعا؟! حتما جای عکس های من رو هم با عکس های او عوض میکنی؟
آقا: آره فکر کنم کار درستی باشه
خانم: این طوریه؟ آیا بهش اجازه میدی که با چوب گلف من بازی کنه؟
آقا: نه عزیزم آخه اون چپ دسته!!!!



دلایل ازدواج

بـرخي اوقات افراد گوناگون به دلايل عجيب و غريبي ازدواج
ميكنند. گاهي نـيز دلايل خوب و موجهي براي انتخاب فرد
بخصوصي در سر دارند. آيا شما تحت فشار هسـتـيـد كـه
هرچه زودتر ازدواج كنيد؟ آيا در اين مرحله از رابطه تان بايد
ازدواج كنيد؟ بهتر است كه خوتان را ارزان نفروشيد. به اين
دلايل بد براي ازدواج نگاهي بياندازيد:
 
1- ازدواج كردن فقط براي پول
فــرض ميكنيم فردي كه شما شيفته و عاشقش شده ايد
شـخـص ثـروتـمـندي بـاشـد كـه خـوش بـه سعادتان. البته
عـاقـلانـه هم نيست كه با فردي كه كاملا بي پول اسـت و
هـيچ قــصدي هم ندارد كه در آيـنـده در تامين هزينه هاي زندگي سهمي داشته باشد، ازدواج كرد. مـگر آن كـه حـاضـر باشيد 18 ساعت از روز را با كمال رضايت كار كنيد تا قادر باشـيد مخارج سنگين زندگي را تـامين كنيد. اما ازدواج كردن با فردي تنها به خاطر پول، صـرفـنـظـر از احـسـاس شـمـا نسبت به آن فرد، تقريبا همواره اشتباه ميباشد.
2- ازدواج اجباري
50 سـال پـيـش شـمـا چـاره اي جـز ازدواج در ايـن شـرايط نـداشـتـيد ( با فردي كه رابطه جنسي داشته ايد و منجر به بارداري شما گرديده) اما امروزه خير. مگر آنكه حـقــيقتا به فرد مورد نظر علاقمند باشيد و حاظر باشيد تا 40 سال با وي زير يك سقف زندگي كنيد. تحت فشار تصميمي نگيريد كه يك عمر پشيماني و اندوه برايتان به بار بياورد. اگــر مردد و دو دل مي بـاشيد صبر كنيد تا كودك بدنيا بيايد سپس يك تصميم عاقلانه و هوشيارانه اتخاذ كنيد.
3- ازدواچ به خاطر ترك و فرار از خانه والدين
وقـتـي وضـعيت در خانه شوم و اندوه بار باشد، ازدواج يك راه گريز محسوب مي شـود. و تعجبي ندارد كه بسياري از افراد اين راه گريز را انتخاب ميكـنـند. اما معمولا اين مسيري است كه شما را از چاله در آورده و درون چاه مـي انـدازد. دوام آوردن در خـانه پـدر و مادر يكي دو سال طولانيتر، كمتر رنج آورتر ميباشد تا آنكه با نخستين پيشنـهاد ازدواجي كه از سوي فردي به شما داده شد ،آن را پذيرفته و تن به ازدواج دهيد زيرا آن وقـت مـمـكـن است آن فرد تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.
4- والدين شما به آن فرد علاقه دارند
البـتـه جـاي تـعــجب دارد كه والـدين شـمــا واقعا همسر آينده شما را دوست بدارند! اما دوست داشتن ايـن فـرد از سـوي آنها دلـيل كافي براي مد نظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نمي بـاشد. سالهاي آينده زماني كه آنها درگذشتـند و از ميان شما رفتند شما كماكان بايد اسير فرد روياهاي آنان باشيد. فردي كه شايد مرد و يا زن روياهاي شما نباشد.
5- عادت به رابطه دراز مدت
هنگامي كـه دو فرد بـراي مـدتـي بــا يـكـديگر ارتباط داشته و سـپـس تـصـمـيـم ازدواج با يكديگر را مي گيرند، اشكالي نـدارد. امـا چـه وقـت اجـبـار بـدليل عـادت مـحـض خـطرناك ميشـود؟ زمــانيكه دو فرد با يكديگر ازدواج كرده اند و يـا از يكديگر طلاق گرفته اند تصميم بگيرند كه شانس خودشان را مجددا امتحان كنند. مـطمـئـن بـاشـيـد هـرگاه بار نخست كارساز نبوده باشد بار دوم نيز كارساز نخواهد بود.
 
6- خواهان فرزند بودن
بله. صاحب فرزند شدن قويترين نيروي محرك براي بسياري از افراد براي ازدواج ميباشد-اما آيا شما حاضريد كه فرزندان خود را در شرايط نه چندان ايده آل پرورش دهيد؟ موضوع اينجاست كه زماني كه فرزندان بزرگ ميشوند و از كنار شما مي روند شـما مجددا با آن فرد خواهيد بود. هيچ فردي كامل نيست. امـا حـداقل پـدر و يـا مـادري بـراي فرزندان خود برگزينيد كه بتواند براي آنان يك پدر و يا مادر خوبي بوده و همـچـنـين شـما به وي علاقه داشته و برايش احترام قائل باشيد. درغـير اين صـورت گـزيـنه ديـگري را مدنظر قرار دهيد مانند تك سرپرستي و يا كودكي را به فرزند خواندگي بپذيريد.
7- با فردي كه رابطه جنسي داشته ايد ازدواج كنيد
مواردي وجود دارد كه اينگونه ازدواجها ثمر بخش بوده اند. امـا معمولا اين گـونـه ازدواجها زيـاد دوام نخـواهـد آورد و پـــايه اي براي يك رابطه دراز مدت نخواهد بود. مـوضـوع رابـطـه جنسي با ازدواج متفاوت مي بـاشد. ايـن سناريو را در نظر بگيريد: فردي كه شخصي را مي يابد كه حاظر است به همسر و يا نامزد خـود خيانت كند و خـود آن شخص نيز ترديد نميكند كه با فرد ديگري رابطه جنسي برقرار كند، مسـلـما رابطه آنها رابطه مستحكمي نـخـواهد داشت. زيـرا فـردي كـه تـوسـط شـما بـه فـرد ديگري خيانت  كرده، روزي نـيـز به خود شما خيانت خواهد كرد.
8- براي فرزند خود پدر و يا مادر ميخواهيد
اگر توانستيد فرد مناسبي را بيابيد كه به شما تبريك ميـگوييم. اما اگر ترديد داريد دست نـگـاه داريـد. اين براي فرزند شما به مراتب سختتر و ناگوارتر است كـه يـك نـامـادري و يـا ناپدري بي رحم داشته باشد تا آنكه يك پدر و يا مادر تك اما دلسوز و مهربان.
9- فشار اجتماعي
تمام دوستان شما ازدواج كرده اند. اما شما هنوز مجرد هستيد...امـا مطمئن باشيد كه يكي دوتاي آنها هم اكنون طلاق گرفته اند. پس خودتان باشيد. هنگــامي كه خاله شما در مورد آنكه آيا تصميم به ازدواج داري يا خير از شما سوال مي كند به وي اعتنا نكنيــد. بهتر است تنها باشيد تا آنكه با شخصي ازدواج كنيد كه سبب بـد بـخـتـي شـمـا گــردد. هيچگاه تنها بخاطر آنكه متاهل هستيد معيارهاي خود را پايين نياوريد




دوران نامزدی

4 هفته اول آشنايي دوران نامزدي

دیگر از این بدتر نمی شود. احساس مریضی می کنید، نمی توانید لب به غذا بزنید و نمی دانید که چه احساسی دارید و به چه فکر می کنید. اما فکرتان خیلی مشغول است. یک لحظه خوشحالید و یک لحظه ناراحت، احساس آشفتگی و بی ثباتی میکنید. چه اتفاقی برایتان افتاده است؟ چهار هفته ی اولی است که با شوهر آينده تان قرار ملاقات گذاشته اید.
اولین چیزی که ممکن است قبل از یک قرار ملاقات اتفاق بیفتد، احساس آشفتگی و وحشت است. ممکن است تا به حال براي يافتن مرد ايده آل خود با افراد زیادی قرار ملاقات داشته باشید، اما هر بار این احساس رخ می دهد. بعد از قرار، با اینکه همه چیز عالی و خوشایند بوده باز ممکن است دچار این احساس شوید، چون اینجاست که مجبور می شوید در مورد این موقعیت و فرد مزبور کمی فکر کنید. باید تصمیم بگیرید که آیا می خواهید با این فرد ادامه دهید یا اینکه همه ی وعده هایی را که شب گذشته با طرف داشته اید را امروز صبح فراموش کرده اید و نمی خواهید ادامه دهید.
 
برای بسیاری از افراد، روز های بعد از قرار روزهای فوق العاده ای هستند. احساس جذابیت و علاقه می کنید و احساس می کنید که کسی هست که دوستتان می دارد و برایش جذابیت دارید. اما ممکن است در قرار دوم به این نتیجه برسید که کاملاً در اشتباه بوده اید و احساستان درست نبوده است.  پس از اتمام قرار ملاقات دوم، باز احساسا فوق العاده ای به شما دست می دهد چون این بار دیگر آزمایشی واقعی بوده است و یکدیگر را دقیق تر مورد بررسی قرار داده اید. وفاداری ها ،قوه ی تعقلتان و جنبه های دیگر شخصیتیتان  مورد آزمایش قرار می گیرد. تا این مرحله شما نباید هیچگونه رابطه ی فيزيكي با فرد داشته باشید.
بعد از قرار ملاقات دوم اگر واقعاً به این فرد علاقه مند شده باشید، احساس اضطراب و نگرانی خواهید داشت-- نگرانی برای از دست دادن این فرد. یا ممکن است این نگرانی به خاطر این باشد که فکر می کنید برای علاقه مند شدن عجله کرده اید و دوست دارید که از این مسئله خلاص شوید. اینجاست که ممکن است یک آینده ی ایدآل، دچار فاجعه و مصیبت شود. دست از نگران بودن بردارید و بگذارید که زندگی مسیر همیشگی اش را طی کند. خونسردیتان را حفظ کنید، هیچ  جای نگرانی نیست. و در هیچ کار هم عجله نکنید.
از طرف دیگر ممکن است هنوز مطمئن نشده باشید که با این فرد صمیمیت برقرار کنید یا خیر، اما باز هم نگران نباشید. جذابیت روزهای اول آشنایی با یک فرد در همین است. در یک رابطه ی طولانی مدت، این روزها دیگر تکرار نمی شوند، پس سعی کنید که تا می توانید از این جو لذت ببرید. لزومی ندارد که یک رابطه ی جدیدی حتماً به ازدواج ختم شود. دیگر چنین طرز فکری نداشته باشید و از قرارهایتان نهایت لذت را ببرید.
تردیدهای زیادی در روزهای اول آشنایی وجود دارد، مثل اولین برخورد، اینکه سر قرار بروید یا نه، اینکه تلفن کنید یا نه، چه می شود اگر او سر موقع به شما تلفن نکند و...همینطور جلو می رود و هر روز تردیدها و دوراهی های جدیدی برایتان پیش می آید مثل اینکه، او را برای صرف قهوه دعوت کنید یا نه، اینکه با او به سينما برويد یا نه، اگر احساستان نسبت به او بیشتر شد چه کنید و....باز هم چیزی که به شما کمک میکند تغییر طرز فکرتان است، باید بگذارید زندگی روال عادی خود را طی کند، نباید نگرانی در مورد چیزی به خودتان راه دهید. شما زندگی همیشگیتان را داشته باشید، سر موقع همیشگی به باشگاه بروید، کارهایتان را انجام دهید و نگذارید که زندگیتان از مسیرش منحرف شود.
وقتی دیر به دیر قرار ملاقات داشته باشید، آن انرژی لازم برای پیشبرد یک رابطه وجود نخواهد داشت. باید از همه فرصت هایتان استفاده کنید و با فرد مورد نظر بگذرانید. اگر فردی را واقعاً دوست داشته باشید، طبیعتاً می خواهید همیشه با او باشید تا بتوانید او را بیشتر بشناسید و عاشقش شوید. برای این منظور باید قرار ملاقات هایتان را بیشتر کنید تا صمیمیت بین شما بیشتر شود و گرنه فقط وقتتان را تلف کرده اید.
اولین چهار هفته زمان مهمی است چون در این دوران است که همدیگر را خواهید شناخت. اگر بتوانید این دوران را به خوبی پشت سر بگذارید، حتماً خواهید توانست رابطه ی محکمی ایجاد کنید. به عقیده ی من بهتر است از هر گونه رابطه ی جنسی در این دوران و تا قبل از ازدواج خودداری کنید. این دوران فقط دوران آشنایی است و اینکه ببینید از هر لحاظ با هم سازگاری دارید یا خیر. دوران پر خاطره ای خواهد بود، پس سعی کنید بهترین استفاده را ازاین دوران ببرید.
ممکن است احساس بی ثباتی و آشفتگی کنید، اما همه ی ما وقتی به گذشته نگاه می کنیم تا ببینیم عاشق شدنمان چه روندی داشته است، یاد چهار هفته ی اول آشنایی می افتیم. سعی کنید این چهار هفته را به قشنگ ترین حالت ممکن بگذرانید



دوران نامزدي به پايان رسيده

اجازه دهید من با یک مثال این مطلب را برایتان بیشتر باز کنم. "مريم" با "بابك" ازدواج می کند. مريم در دوران نامزدی موهایش را تا شانه ها بلند می کند زیرا میداند که بابك آن را دوست می دارد. روزهای پنج شنبه اغلب برای تماشای فوتبال تیم مورد علاقه بابك ('F**H&J3. هر چند مريم از فوتبال خوشش نمی آید اما دوست دارد وقت خود را در کنار بابك بگذراند و می داند بابك هم دوست دارد که با او به تماشای مسابقه بنشیند. او برای پیروزی تیم مورد علاقه بابك فریاد می کشد و بابك هم تصور می کند که او از تماشای بازی فوتبال لذت می برد.

زوجین هر شب با هم تلفنی صحبت می کنند، احساسات، آرزوها، ناکامی ها و کلیه وقایعی که در طول روز برایشان اتفاق افتاده را با یکدیگر در میان می گذارند. مريم از روی گشاده ای که بابك از خود نشان می دهد لذت می برد و بابك نیز لذت می برد که توانسته کسی را پیدا کند که شباهت های زیادی به او دارد. بارها و بارها جمعه شب ها بابك مريم را برای صرف شام به یک رستوران زیبا می برد. مريم از گل هایی که بابك برایش هدیه می آورد بسیار خوشحال می شود.
بعد از مدتی بابك پول هایش را پس انداز می کند و برای مريم یک انگشتر می خرد. وقتی از مريم می خواهد که با او ازدواج کند، او با کمال میل قبول کرده، پاسخ مثبت می دهد و بعد از چند ماه با یکدیگر ازدواج می کنند.
برای یک سال اول هر دو بسیار شاد و خوشحال هستند، اما در نیمه های سال دوم کم کم همه چیز تغییر می کند. مريم حرف مادرش را گوش داده، موهایش را کوتاه می کند تا سریع تر بتواند آنها را درست کند. او در این مورد به هیچ وجه با بابك مشورت نمیکند زیرا آرایشگر از قبل به او گفته" موهای توست و نه همسرت." زمانی که مريم به خانه می آید بابك متوجه کوتاه شدن موها می شود.
مريم با لبخندی از او سوال می کند: "خوشت می یاد؟" بابك با کمی تعلل میگوید:"بله" تنها به این خاطر که احساسات خانم را جریحه دار نکند. اما بابك ناراحت می شود چراکه او تا بعد از اینکه کار خود را انجام داده، از او هیچ نظری نخواسته بود. به همین دلیل احساس می کند که مريم کمی غیر صمیمی است و کم کم در حال دورشدن از او می باشد.
برای بدتر شدن روابط، مريم به همراه بابك به تماشای مسابقات ورزشی نمی رود. اول به بابك می گوید که کارهایی زیادی در خانه است که باید به آنها برسد، اما بعد از چند مرتبه که بابك پاسخ منفی از او می شنود دیگر در این زمینه از او سوالی نمی پرسد و به تنهایی به مسابقات می رود.
به دلیل شکافی که در بین این دو نفر به وجود آمده، بابك از محل کار خود با مريم تماس نمی گیرد. اول فراموش می کند که در اوقات بیکاری تماس بگیرد و پس از مدتی این کار به طور کامل قطع می شود. او دیگر برای مريم گل هم نمی آورد زیرا آنقدر خسته است که دوست ندارد در طول مسیر خود به سمت خانه برای خرید گل توقف کند. زمانی که این شکاف بیشتر می شود، بابك دیگر وقایع روزانه خود را برای مريم تعریف نمی کند. زمانی که خانم از او می پرسد امروز چه خبری بود، او معمولا آهی می کشد و می گوید: " خوب بود."
یکسال بعد، پای آنها به دفتر مشاوره خانواده کشیده می شود و در مورد طلاق صحبت می کنند. متاسفانه، این یک موقعیت کاملا طبیعی است که در بسیاری از خانواده های امروزی به چشم می خورد.
روزهای خوش قدیم
در حین دوران نامزدی معمولا شما بهترین لباس های خود را می پوشید تا بتوانید بیشترین تاثیر را بر روی همسر خود بگذارید و با او به بهترین نحو رفتار می کنید. به احتمال قریب به یقین ساعت های متمادی به صورت تلفنی با هم صحبت می کنید و در این میان کلیه احساسات، آرزوها و علایق خود را با هم در میان می گذارید. شاید به تماشای فیلمی بروید که اصلا خوشتان نمی آید اما این کار را تنها به آن خاطر انجام می دهید که زن و یا شوهرتان از دیدن آن لذت می برد.
و مطمئن هستم که هیچ کدامتان اصلا فکر نمی کنید که با شروع زندگی مشترک هیچ یک از آنها تغییر کنند.
شاید تعجب کنید اگر به شما بگوییم که بسیاری از مشکلاتی که در زندگی های زناشویی روی می دهد، تنها با تثبیت "ارزش های دوران نامزدی" قابل برگشت خواهد بود. همچنن زوج های تازه ازدواج کرده باید اصول اولیه پیوند زناشویی را برای همیشه در ذهن خود نگه داند و به انجام آن بپردازند. این کار نیازمند کار و برنامه می باشد اما نتیجه بدست آمده ارزش آن را خواهد داشت.
به موفقیت پشت نکنید
اگر همسر شما بداند که با شروع زندگی مشترک شما از انجام کارهایی که قبلا میکرده اید دست خواهید کشید، آیا به هیچ وجه راضی می شود که با شما ازدواج کند؟
ازدواج مسئله ای استرس زاست در حالی که نامزدی چنین خصوصیتی را دارا نمیباشد. شاید بسیاری از افراد معتقد باشند که دوران نامزدی جزء زمانهای رویایی می باشد و ازدواج جزء واقعیت های زندگی است. درست است که ما نمی توانیم تمام کارهایی را که می خواهیم بعد از ازدواج نیز انجام دهیم، اما می توانیم به انجام کارهایی که ما را به سمت ازدواج رهنمون ساختند ادامه دهیم.
دچار سوء تفاهم نشوید، منظور من این نیست که چون طرف شما تغییر می کند پس شما نیز ملزم به انجام تعهدات خود نیستید. بلکه باید موفقیت را با تمام وجود بخواهید البته اگر طالب یک زندگی موفق زناشویی هستید. شما همسر خود را بر اساس شخصیت و رفتارهایش انتخاب می کنید و او نیز شما را بر همین اساس انتخاب میکند. اگر در رفتار هر یک تغییری مشاهده شود، دیگری احساس ناراحتی کرده تصور می کند که گول خورده و به او خیانت شده.
بنابراین تا آنجا که ممکن است سعی کنید برای همیشه کارهایی را انجام دهید که در همان روزهای اولیه زندگی خود انجام می دادید. با ادامه دادن به این کارها به راحتی می توانید قلب همسر خود را برای همیشه به تصاحب خود در آورید.
اگر ازدواجتان آنطور که مد نظرتان است پیش نمی رود، سعی کنید همه چیز را از اول شروع کنید. از پیشرفتی که در ارتباطتان ممکن است اتفاق بیفتد متعجب خواهید شد .




نشانه عشق جاودان

بسياري از رابطه ها بصورتي يكسـان آغـاز مـي شـونـــد:
مـرد و زن نـسـبت به هر كلمه اي كه ابراز مي دارنــد، هر
نـفسي كه مي كشند و هر حركتي كه انجام مي دهـند،
وفـادار و پايبندنـد. همه چـيـز در ابـتـداي هـر رابـطـه جـدي
بسيار دلپسند و خوب است، اما از كجا ميتوان فهميد كه
اين شرايط بعد از سه ماه باز بـهمين صـورت تداوم خواهد
يافت يا خير؟ چطور متوجه مي شـويد كه همسرتان براي
شما مناسب است؟ آيا او به شما علاقمنديش را خواهـد
 گفت، آيـا او عـلاقمنديش را به شما نشان خواهـد داد يـا
فقط به ديگران خواهد گفت كه ميخواهد شما در زندگيش

باشید

من در لحظه دوستت دارم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هرگز بنظر نميرسـد كـه خبرهاي بدي در رابطه هاي تازه و نو وجود داشته باشد. زوجين
در مورد هر چيزي با يكديگر موافقند، از نوع غذايي كه در رستوران سفارش مي دهـنــد گرفته تا مقدار كره اي كه در سينما روي ذرت بو داده خود ميريزند. متاسفانه، در نهـايـت
لبخندهاي ساده حاكي از رضايت و موافقت و نيز ابراز علاقه هاي پـر شـور و نشاط پايان مي يابند.
زماني فرا ميرسد كه جمله دو كــلمه اي معروف گفته شده و احساسات سرد و بي روح موجود در  آن آشكار مي گردد. هرچند گـفتن "دوستت دارم،" لـزوما جهتي صـحيح براي حـركت كـردن نـــيست. اين عبارت كوچك بايد براي زمان مناسبش كنار گذاشته شـده و نبايد همانند نقل و نبات در عروسي مرتب بالا انداخته شود.
گفـتن اين كـه صادقانه به شريك زندگي خود علاقمنديد، ارزشش بسيـار والاتـر از ادعاي دروغين دوسـت داشتــن او مي باشد. دروغگويي همچنين ممكن است يك رابطه خوب بالقوه را به خطر بيندازد. اين قانون در مورد زن و مرد هر دو صادق است ، از آنـجـايي كه زوجين گاهي اوقات مايل ميگردند احساسات خود را طريق نشان دادن علايق خـود بــه ديـگري بــزرگ جلوه دهند. اين به آن معنا نيست كه برخي از زوج ها هـرگـز هـمـديـگر را دوست نخواهند داشت، بلكه منظور اين است كه نبايد گرفتار لحظات لذت بــخش كاذب و زودگذر شد و آنچه كه واقيعت دروني نيست را بروز داد.
 
واقعيات را به او نشان دهيد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از قديم گفته اند "دو صـد گفته چو نيم كردار نيست،" اين جمله در مورد روابط خانوادگي نـيـز صادق است. ما عادت ميكنيم جمله اي قديمي و تكراري را بارها و بارها بشنـويـم، اما براي اينكه آن كلمات مؤثر واقع شوند، بايد عمل خـود را نـيـز به آنها اضافه كنيم. پس دفعه بعدي كه به همسرتان ميگوييد كه براي شما ارزشمند اسـت، فــراموش نـكنيد كه چگونگي احساس خود را در عمل به او نشان دهيد.
براي اين كار لازم نيست برايش گوشواره الماس بخريد. چرا كمي نوازشش نكرده و او را جايي كه هميشه دوست داشته برود، نبريد؟ گفتن به يك زن كـه او دنـيـاي شـمـا است خيلي آسان اســت، اما آيا ثابت نمودنش هم به اين آساني است؟ چه تعدادي از شما در اين لحظه از رابـطه تان به همسر خود مي گوييد كه براي او هر كاري انجام ميدهيد و در فـرصـت بـعـدي خــلاف جـهـت حرك كرده و جمعه شب به جاي اين كـه وقــت خود را با همسرتان سپري كنيد با دوستان خود به گردش و تفريح ميرويد؟
نامزد شما اين حقيقت را كه شما از يك شب تفريحي بياد ماندني با دوستانتان صـرفـه نظر نموده و ترجيح مي دهـيــد كه وقتي او نياز به شما دارد، وقت خود را با وي بگذرانيد بـسيار تحسين ميـكـنـد. يك رابطه مانند شركتهاي تجاري است؛ نـيـاز بـه زمـان، تـلاش و از خود گذشتگي بسيار دارد. زوجين ميـآيند و مــيروند، اما رابطه هاي حقيقي آنهايي هسـتـنــد كه علي رغم مشكلات زندگي تداوم يافته و زن و مرد بـيش از پـيـش بـه هـم نزديك ميگردند.
يك راه ديگر براي فهميـدن ايـنكه هــمسر شما آيا واقعا همان كسي است كه ميخواهيد باقي عمر خود را با او سپرس كنيد ايـن است كه مطمئن شويد داراي ديدگاهي يكسان درباره آينده ميباشيد. آيا هر دوي شما خودتان را  چندين سال دورتر در حـال مشـاركـت براي بدست آوردن خانه اي براي زندگي و ارتقاي خانواده اي صميمي  تصور ميكنيد؟ اگر به همگي سؤالات فوق به يك نحو پاسخ مي دهيد، به رابطه خود اميدوار باشيد.
 
نامزد به عنوان فرزند دختر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

يك آزمون ديگر كه در كتابهاي تاريخي عشـقـي مـؤثر شـنـاخته شده، اين است كه از او بخواهيد با پدر و مادر و ديگر افرادي كه آنـها را دوست مي داريد ملاقات كند. اغلب اوقات افراد در روابط چشم و گوششان را مي بـنــدند چرا كه احساساتشان كنترل حواس پنج گانه آنها را بدست گرفته و قضاوتشان را نا كارآمد مي كند. بهترين راه تشخيص مسائـل در چنين شرايطي اين است كه مـحبـوب خـود را به پـدر، مـادر يـا يـك دوسـت صمـيـمي معرفي نماييد. از آنجايي كه ما به نظرات والدين و دوسـتـان خـوبـمان اعـتـماد داشـتـه و برايشان ارزش قائليم، آنها مي تـوانند بـصورتي شايسته قضاوت كنند كه آيا اين شخص مناسب ما است يا خير.
بسياري از افراد مي گويند كه اعضاي خانواده مايلند در روابط بين فرزندان و كسـانـي كه مورد علاقه آنها هستند دخالت نموده و به صـورتـي منـطقـي بـا مـوضـوع بـرخـورد كنند.
دختران زياد اين تاكتيك را بكار مي بـرنـد. آنهـا شـوهـر آينده خود را مجبور مي كنند تا از ميـان يك سري معرفي هايي كه ممكن است ساده و معمولي بنظر برسند، اما بيشــتر شبيه امتحانات دانشگاه مي باشند، بگذرد. با اينـكـــه سنجش و ارزش گذاري آشنايان لزوما نمره نهايي ما را تعيين نميكند، اثرات زيادي در تغيير نتيجه بدنبال خواهد  داشت.
وقـتـي نامزدتان شما را براي صرف شام با فاميل خود دعوت ميكند، چه انتظاري داريـد؟
البته كه آن يك پيك نيك كنار ساحل نيست. آن شبيه يـك مصاحبه استخدامي است كه كـارفــرما (والـدين) از مـتقاضي (شما) سؤالاتي مي كند تا متوجـه شـود آيـا او بـراي آن موقعيت شغلي (دختر) مناسب است يا خير. پدر و مادر دختر شما را بـه عـنـوان كسي كـه قـرار اسـت مسـؤليت كار مراقبت از دختر كوچكشان را بعهده بگيرد نگاه مي كـنـنـد. بنابراين دليل اينكه اين كار مانند تجربه اي دشوار بنظر مي رسـد آن است كه مرحله اي تـعيـيـن كنـنـده و حــساس در يـك رابطه محسوب مي گـردد. اگـر پـدر و مـادر او شـمـا را نپسنديدند و يا برعكس، انتظار داريد ما بقي عمر شما با دختر آنها چگونه سپري گردد؟
از نقطه نظري ديگر، نمايشنامه "ملاقات با والدين" بيانگر احساس زياد بانويتان نـسبـت به شما ميباشد. اگر با پدر و مادر او ديدار كنيد، كاملا احتمال دارد كه او در حال عـاشـق شدن ميباشد.
 
خرده ريزهاي با اهميت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگر ترانه قديمي و رقص رومانتيك را براي يك لحظه كنار بگذاريـم، زنـان "چـيزهاي كوچك" را به عنوان محك و مبناي رابطه درنظر ميگيرند. آيا نوع بستني مورد علاقه او در روزهاي نخستين آشنايي را بياد مي آوريد؟ اسـم گربـه دوران كـودكي او چه بود؟ اولين باري كه هـمـديگر را بوسيديد چه آهنگي از ضبط صوت پخش مي شـد؟ اطـلاعـات خـرده ريـز كـه ممكن است به نظر شما بي اهميت و بي ربط برسند، براي او بـه مـوضـوعـاتي دلـتـنگ كننده و به يادماندني مبدل ميگردند، بنابراين دقت كنيد.
بـا اينكه ممكن است زوجين در يك رابطه بدون اينكه بگويند "دوستت دارم" زمـان زيـادي را سپري كنند، بسياري چيزهاي ديگري وجود دارند كه نشانگر ميزان معـيـنـي از مهــر و علاقه نسبت به ديگري ميباشند. نكته اين است كه چگونگي يافتن آنها را بياموزيد




تکامل ازدواج

اكثر كارشناسان عقيده دارند كه ازدواج و هرگونه رابطه دراز مدت طي مراحل مشتركي تكامل مي يابند:
 
1- مرحله عشق ورزي و ماه عسل: در اين مرحله زوجين سرخوش از شور و صميميت موجود در رابطه خود بسر ميبرند. همچنانكه آنها خود را معطوف كشف يكديگر و قسمت كردن لحظات زندگي با يكديگر ميكنند، تفاوتها و اختلافات نسبتا بي اهميت جلوه ميكنند. (و حتي ممكن است مهيج نيز باشند)در اين مرحله كشش جنسي معمولا نيرومند است. اغلب زوجين تصور ميكنند تمام مشكلات موجود در رابطه شان بطور طبيعي در طول زمان تنها توسط عنصر عشق به عنوان يك انگيزه مكفي به خودي خود حل خواهند گشت. برخي اوقات اين مرحله تا اوايل ازدواج تداوم مي يابد اما امكان دارد مرحله بعدي(واقعيت) حتي پيش از مراسم عروسي پا به عرصه وجود بگذارد و موجب دلسردي در زوجين گردد.
2- مرحله واقعيت: در اين مرحله زوجين با قرار گيري در موقعيتهايي كه بيشتر با آنها مواجه نگشته بودند، از خود و يكديگر به شناخت بيشتري دست مي يابند. برخي موقعيتهايي كه با آن روبرو ميگردند امكان دارد با تصورات و توقعات پيشين همخواني نداشته  و در تضاد باشد. درست پس از ازدواج موارد بسيار زيادي براي ناسازگاري و مخالفت بر خلاف دوران دوستي، نامزدي و يا زندگي مشترك پديدار ميگردد. احساساتي همچون ياس، تنهايي و ديگر واكنشها پس از پايان پذيرفتن دوران خوش اوايل ازدواج  كاملا طبيعي ميباشد.
به سبب طبيعت چالش انگيز اين مرحله، 2 سال نخست زندگي زناشويي از بالاترين ريسك روابط نامشروع و طلاق برخوردار ميباشد. بسياري از زوجين اين دوره گذار طبيعي را با ناسازگاري و عدم تفاهم سوء تعبير كرده و غالبا نگران آنند كه در گزينش خود مرتكب اشتباه گشته اند. و همچنين از در ميان گذاردن اين واكنشها با همسر خود شرمسار و نگران ميباشند، به خصوص زماني كه از طبيعي و هنجار بودن اين واكنشها آگاه نباشند.
در اين مرحله روابط جنسي به يك نوع فعاليت روزمره بدل ميگردد. برخي افراد احساس ميكنند كه آن"شور" و "بارقه" از رابطه شان رخت بر بسته است. اين يكي ديگر از فاكتورهايي ميباشد كه زوجين نسبت به آن دچار سوء تعبير ميگردند. زوجيني كه فعالانه سعي در حفظ صميميت و عشق در رابطه خود نداشته باشند ديري نميپايد كه احساس بيگانگي و از هم گسيختگي خواهند كرد.
3- مرحله سازگاري: در اين مرحله زوجين ميكوشند تا رابطه خود را با آگاهي يافتن از نيازهاي خويش و كنار آمدن با تفاوتها و زمينه هاي ناسازگاري، اين بار  بر پايه حقايق و منطق بنا نهند.
4- مرحله تحول و موفقيت: در اين مرحله زوجين از مزاياي ازدواج كه سبب برآورده ساختن نيازها و فراهم آوردن يك تكيه گاه و پشتيبان دو جانبه گشته شادمان و بر خوردار ميگردند. همچنانكه زوج  تجارب پر فراز و نشيب زندگي را با يكديگر قسمت ميكنند، اين خود منجر به يك صميميت عميق تر در بين آن دو خواهد گشت.



آیا مرد ایده آل وجود دارد؟ آیا می توان پیدایش کرد؟
پیدا کردن مرد ایده آل زندگی یکی از حیاتی ترین مسائل در زندگی بعضی از خانم هاست. آنها همواره امیدوار به یافتن او هستند. به عنوان مژده ای به این خانم ها باید بگویم که نگران نباشید، مرد ایده آل وجود دارد و شما می توانید پیدایش کنید. البته همه ی ما در زندگی هدف ها، جاه طلبی ها و آرزوهای کوچک و بزرگ داریم. همین هدفهاست که ما را مشغول نگاه می دارد. این سال ها عبارات مرد ایده آل و زن ایده آل بسیار استفاده می شوند. همه  برای این مرد ایده آل لیستی از خصوصیات تهیه می کنی.
بیشتر ما بدی های خودمان را نادیده می گیریم و انتظار داریم که  ایده آل از راه برسد و دستمان را بگیرد. با خود فکر می کنیم که لیستی که ما تهیه کرده ایم خیلی کوچک و ناچیز است. در طول سالیان سال، مردم در این زمینه ها خبره تر شده اند. می دانند که چطور ارضا شوند، درآمد خوب و خانه ای زیبا دارند و تحصیلات عالیه هم کرده اند. و اینجاست که تصمیم می گیرند کسی را پیدا کنند که از هر لحاظ با آنها جور باشد و حمایت و یاریشان کند. و مشکلات آغاز می شود.
نکته ی مهم اینجاست که آن مرد ایده آل شما هم برای خود یکی از این لیست ها دارد و برای زن ایده آل خود خصوصیاتی را تعیین کرده است. او زنی می خواهد جوان، تحصیل کرده، زیبا و خوش اندام. ناراحت می شوید. و می بینید که این مرد ایده آل چه انسان معمولی بوده است. به لیستتان با دقت نگاه کنید و خصوصیات مرد ایده آلتان را دوباره مرور کنید. آیا فکر می کنید چنین شخصی را می توان پیدا کرد؟ اگر از لیستتان راضی هستید، پس مشکل کجاست؟
حالا می خواهید خودتان بیرون بروید و مرد ایده آلتان را پیدا کنید یا در خانه می مانید تا او سراغ شما بیاید؟ اکثر زنان می گویند آنها منتظر می مانند تا مرد ایده آل خودش سراغشان برود. کلمه ی "منتظر ماندن" کمی توجهم را جلب می کند. منتظر ماندن به این معنی است که مردها به طور اتفاقی به سراغتان می آیند، شما آنها را یکی یکی مطابق با لیستتان بررسی می کنید. و آنهایی را که با لیست هماهنگ نبودند را دور می اندازید. بله، اما دوستان من همیشه بیاد داشته باشید که مرد ایده آل شما هم دنبای زن ایده آل خودش می گردد. شما چقدر برای این مسئله تلاش کرده اید؟ چقدر سعی کرده اید که زن ایده آل او باشید ؟ یا اینکه گفته اید شما را باید همینطور که هستید بپذیرد و تغییری نمی کنید؟
سوالی که این روزها مردها مکرراً از هم می پرسند این است که "این دخترهای خوب کجا رفته اند؟" به این کلمات خوب فکر کنید. ببینید مردها واقعاً دنبال چه هستند. آنها می پرسند که آن دخترهایی که از این لیست ها در دست ندارند کجا رفته اند. اکثر مردها دنبال کسی هستند که دوستش داشته باشند، احساس ویژه ای نسبت به او داشته باشند و همه چیز را با او شریک شوند. مشکل اینجاست که نمی توانند چنین شخصی را پیدا کنند چون زیر فشار این لیست ها قدرت عمل خود را از دست داده اند. به آنها گفته می شود که باید خود را با این لیستها تطبیق بدهند، آنها تلاششان را می کنند و بعد خودشان هم دیگر دنبال زن ایده آلشان می روند.
شما به عنوان یک زن ایده آل نگاهی به لیستتان بیندازید و ببینید که چقدر انعطاف به خرج داده اید. بعد نگاهی به مرد ایده آلتان بیندازید و ببینید که چقدر به دست آوردنی است. بعد نگاهی به خصوصیات و توانایی های خودتان بیندازید و ببینید چقدر با خصوصیات زن ایده آل سازگاری دارید. بعد از خانه بیرون بروید و دنبال مرد ایده آلتان بگردید.
در خانه منتظر آمدن مرد ایده آل نباشید، چون ممکن است یکدفعه ببینید که مرد ایده آلتان با زن دیگری ازدواج کرده در حالی که می توانست مال شما باشد. و در آخر بدانید که سازش اساسی ترین نکته در زندگی است. همانطور که از مرد ایده آلتان یکسری خصوصیات را انتظار دارید، سعی کنید خود را هم با خصوصیات زن ایده آل او هماهنگ کنید. 
+ نوشته شده در  یکشنبه 11 دی1384ساعت 1:57 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

  به شما می گوید که برای مهمانی شام همراهیتان می کند، و به نظر می رسد که واقعاً علاقه مند به این کار است. بعداً برای اینکه او را مجبور به این کار کرده اید عصبانی می شود. این به نظرتان آشنا نبود؟

مردها و زنها موجوداتی کاملاً متفاوت هستند. مردها معمولاً رک و راست هستند، اما به نظر نمی آید که زن ها آنقدرها هم مستقيم باشند. شما هیچوقت نمی توانید بفهمید که منظور و مقصود واقعیشان چیست و در دلشان چه می گذرد.
اما نا امید نشوید. در اینجا می خواهیم شما را با منظور واقعی خانم ها آشنا کنیم.
   
در جواب به دعوت دوستی شما
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

می گوید:
"نمی خواهم دوستیمان را خراب کنم."
منظورش این است که: "از تو به عنوان یک دوست پسر خوشم نمی آید و اینقدرها برایم جذاب نیستی که با تو بیرون بروم، اما به عنوان دوستی معمولی قبولت دارم."

چرا این کار را می کند:  احتمالاً می خواهد دوستی عادیش را با شما حفظ کند و نمی خواهد که با گفتن بی علاقگیش به شما احساساتتان را جریحه دار کند.
شما چه باید بکنید:  آن را به خود نگیرید. او فقط به اندازه ی شما بهتان علاقه ندارد. سعی کنید دوستی نرمالتان را با او ادامه دهید.

می گوید: " الان سرم از نظر کاری خیلی شلوغ است."
منظورش این است که: دوست ندارم تو را هم جزئی از برنامه ی روزانه ام قرار دهم.
چرا این کار را می کند:  می خواهد به راحت ترین شیوه شرتان را از سرش کم کند. به جای اینکه با بی ادبی این کار را بکند، طوری حرف می زند که خودتان موضوع را بگیرید.
شما چه باید بکنید:  اگر زنی یک مرد را دوست داشته باشد، همیشه می تواند برایش وقت پیدا کند. هر چقدر هم که برنامه ی کاریش سنگین باشد. پس خودتان را گول نزنید که ممکن است این وضعیت تغییر کند. دنبال کار خودتان بروید.
 
می گوید: "آیا در حال حاضر با کسی رابطه داری؟"
منظورش این است که: دوست دارم به عنوان نامزدت باشم.
چرا این کار را می کند:  می خواهد بداند که وقتش را برای مردی که کس دیگری را زیر سر دارد  تلف نمی کند.
شما چه باید بکنید:  صادقانه به او جواب دهید و بعد منتظر عكس العملش شويد.
   
هنگام قرار ملاقات
ـــــــــــــــــــــــــــــ
می گوید: "آیا واقعا می خواهی به آن رستوران/سینما/مهمانی بروی؟"
منظورش این است که: من آنجا را دوست ندارم.
چرا این کار را می کند:  نمی خواهد به آنجا برود ولی نمی خواهد سمج و لجباز هم به نظر بیاید. امیدوار است که شما احساس او را درک کرده و برنامه دیگری بریزید.
شما چه باید بکنید:  اگر واقعاً دوست دارید که به آن مکان بروید، سرسختی کنید. در غیر اینصورت مجبور خواهید بود که برای خوشحال کردن او از تصمیم خود منصرف شوید. اما همیشه این را به یاد داشته باشید که زمانی او شما را خوشحال خواهد کرد که شما نیز خوشحالش کرده باشید.
 
می گوید: "تو رابطه ی خیلی خوبی با بچه ها داری، آنها هم تو را خیلی دوست دارند."
منظورش این است که: دوست دارم بچه ای از تو داشته باشم و می خواهم نظر تو را هم بدانم.
چرا این کار را می کند:  می خواهد غیر مستقیم نظر شما را در مورد بچه دار شدن جویا شود بدون اینکه شما را عصبانی کند.
شما چه باید بکنید:  عصبانی نشوید. او احتمالاً منظورش آینده ی خیلی دور است. اما اگر فکر می کنید که هیچوقت قصد بچه دار شدن ندارید، بهتر است همان موقع آن را با او در میان بگذارید.

می گوید:  "این رابطه به کجا می رود؟"
منظورش این است که:  دوست دارم به رابطه مان حالت جدی تری بدهیم.
چرا این کار را می کند:  دوست دارد این شما باشید که پیشنهاد جدی کردن رابطه تان را می دهید.
شما چه باید بکنید:  این به نظر شما در مورد آینده ی رابطه تان بستگی دارد. اگر علاقه مند هستید، چنین پیشنهادی بدهید. اما اگر نمی خواهید، به او بگویید که دوستش دارید اما الان زمان این کار نیست.
 
می گوید:  "من احساس نزدیکی زیادی به تو می کنم. تو مرا خوب می شناسی."
منظورش این است که:  احساس علاقه مندی می کند و می خواهد که به شما بگوید دوستتان دارد اما نمی خواهد او اول این حرف را زده باشد.
چرا این کار را می کند:  برای کسی دفعه ی اول گفتن جمله ی "دوستت دارم" بسیار دشوار است. آسان تر است که کمی به این مسئله اشاره کند تا خودتان متوجه شوید.
شما چه باید بکنید:  اگر واقعا دوستش ندارید تحت هیچ شرایطی این جمله را به زبان نیاورید. اما اگر دوستش دارد، به او بگویید. اما به یاد داشته باشید که هیچوقت دروغ نگویید.
 
می گوید: "احساس می کنم که رابطه ی ما دچار یکنواختی شده است."
منظورش این است که:  می خواهم که تو کمی رمانتیک تر و با علاقه تر رفتار کرده، و گهگاهی من را غافلگیر کنی. می خواهم توجه بیشتری به نیازهای من داشته باشی.
چرا این کار را می کند:  او نمی خواهد احساساتتان را جریحه دار کند و بگوید که شما باعث این یکنواختی شده اید.
شما چه باید بکنید:  نیازی نیست که شخصیتتان را به کل تغییر دهید، اما اگر کمی هم در رابطه تان تغییراتی دهید مطمئناً صدمه اي نمي خوريد. سعی کنید ناراحتی های او را از بین برده و کمی غافلگیرش کنید.
می گوید:   "مردی در محل كارم گاهي به من خيره ميشود."
منظورش این است که:  باعث حسودیت می شود؟
چرا این کار را می کند:  می خواهد به شما بفهماند که مردان دیگر هم هستند که به او بسیار علاقه مند باشند. دوست دارد شما به اینکه با او هستید افتخار کنید.
شما چه باید بکنید:  آنطور که او می خواهد عکس العمل نشان ندهید. عصبانی نشده و حسودی هم نکنید. در عوض کمی تحسینش کنید، مطمئناً استقبال خواهد کرد.
 
می گوید:   "آیا تو با مادرت راه می آیی؟"
منظورش این است که:  آیا مرد خانواده دوستی هستی؟
چرا این کار را می کند:  مردی که می تواند با مادرش راه بیاید و رابطه ی خوبی با او دارد، فرد وفادارتر، احساسی تر و علاقه مند تر است.
شما چه باید بکنید:  در مورد رابطه ی خودتان با مادرتان با او صحبت کنید. و به او اطمینان دهید که رابطه ی خوبی با او دارید.
   
هنگام جدایي
ـــــــــــــــــــــ
می گوید: "الان آمادگی متعهد شدن برای یک رابطه را ندارم."
منظورش این است که:  نمی خواهم به تو تعهدی داشته باشم، هیچوقت هم نمیخواهم.
چرا این کار را می کند:  این کار را می کند تا کمی از ناراحت کنندگی جریان کم کند.
شما چه باید بکنید:  تا زمانی که آمادگی لازم برای رابطه با شما را پیدا نکرده است، دور و اطرافش نچرخید.   

می گوید: "فکر می کنم ما می توانیم دوستانی معمولی باقی بمانیم."
منظورش این است که:  می خواهم تو را کم کم از زندگیم خارج کنم.
چرا این کار را می کند:  به نظرش می رسد که کم کم خارج کردن شما از زندگیش بهتر باشد از اینکه یکدفعه رابطه اش را با شما قطع کند. شاید هم می خواهد شما را در آب نمک بخواباند.
شما چه باید بکنید:  اگر دوست دارید، دوست او باقی بمانید. اما اجازه ندهید که شما را توی آب نمک بخواباند. اگر دوباره بخواهد رابطه اش را با شما شروع کند، ممطئن باشید که به این دلیل است که کس دیگری را پیدا نکرده است.
 
ببینید چه در دل خانم هاست....
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
الان دیگر می دانید که حرف های خانم ها چقدر با منظور اصلیشان تفاوت دارد. زن ها برخلاف مردها برای حرف زدن معمولاً از اشاره ها استفاده می کنند و هیچوقت رک و پست کنده آنچه در دلشان است را بیان نمی کنند. نمی گویم کاری که او میکند اشتباه است یا کار شما، و کدامیک بهتر است. فقط می گویم که زن ها و مردها برای بیان احساساتشان راه های مختلف و متفاوتی دارند. سعی کردیم در اینجا کمی شما را با آنچه در دل خانم ها می گذرد آشنا کنیم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 دی1384ساعت 3:21 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

Acholi - Mot ki Yomcwing Botwo Me Mwaka Manyen
Adhola - Wafayo Chamo Mbaga & Bothi Oro Manyeni
Aeka- Keremisi jai be
Afrikaans - Geseende Kerfees en 'n gelukkige
nuwe jaar
Ahtna - C'ehwggelnen Dzaenh
Aklanon - Malipayon nga Paskwa ag Mahigugmaon nga Bag-ong Dag-on
 
Albanian - Gëzuar Krishlindjet Vitin e Ri!
Aleut - Kamgan Ukudigaa
Alsatian - E gueti Wïnâchte & E glecklichs Nej Johr!
Alur - Wafoyo Kado Oro & Wafoyo Tundo Oro manyeni
Alutiiq - Spraasnikam & Amlertut Kiaget!
Amharic - Melkam Yelidet Beaal
Amuesha - Yomprocha' ya' nataya
Angami - U kenei Christmas mu teicie kes a-u sie teicie
kesa-u sie niepete keluo shuzaie we
Apache (Western) - Gozhqq Keshmish
Arabic - I'D Miilad Said ous Sana Saida
Aragonese - Nabidà! & Goyosa Aٌada benién.
Aramaic - Edo bri'cho o rish d'shato brich'to!
Aranés - Bon Nadau!
Arawak - Aba satho niw jari da'wisida bon
Armenian - Shenoraavor Nor Dari yev Soorp Janunt
Aromanian - Crمciunu hمriosu shi unu anu nمu, bunu!
Araucanian - Wi tripantu in che
Asturian - Bones Navidaes & Gayoleru anu nuevu!
Assamese - Rongaali Bihur xubhessaa lobo
Ata - Maroyan na Pasko woy kaopia-an ng Bag-ong
Tuig kaniyo't langon mga sulod
Aukan - Wi e winsi i wan bun nyun yali
Aymara - Sooma Nawira-ra
Azeri - Tezze Iliniz Yahsi Olsun
Bafut - Mboni Chrismen & Mboni Alooyefee
Bahasa/Malaysia - Selamat Hari Natal dan Tahun Baru
Bamoun - Poket Kristmet & Poket lum mfe
Banen - Enganda ye hiono mes & Hion Hios Hes
Bandang - Mbung Mbung Krismie & Mbung Mbung Ngouh Suiie
Basque - Zorionak eta Urte Berri On!
Bassa - Ngand Nwi Lam & Mwi Lam
Batak Karo - Mejuah-juah Ketuahen Natal
Bemba - Kristu abe nenu muli ino nshiku nkulu ya Mwezi
Belorussian - Winshuyu sa Svyatkami i z Novym godam!
Bengali - Shuvo Baro Din - Shuvo Nabo Barsho
Bhojpuri - Naya Sal Mubarak Ho
Bicolano - Maugmang Capascuhan asin Masaganang Ba-gong Taon!
Bislama - Mi wisim yufala eerywan one gutfala Krismas
& mo wan hapi New Year long
Blaan - Pye duh di kaut Kristo klu munt ug Felemi Fali!
Blackfoot - I'Taamomohkatoyiiksistsikomi
Bohemian/Czech - Prejeme Vam Vesele Vanoce a Stastny novy rok
Brahui - Arkas caik xuda are
 
Breton - Nedeleg laouen na bloav ezh mat
Bulgarian - Chestita Koleda i Shtastliva Nova Godina
Bulu - Duma e bo'o
Bura - e be Zambe e Usa ma ka Kirisimassu
Catalan - Bon Nadal i feliç any nou!
Cantonese - Seng Dan Fai Lok, Sang Nian Fai Lok
Carib - Sirito kypoton ra'a
Carrier - Zoo dungwel & Soocho nohdzi doghel
Carolinian - Ameseighil ubwutiiwel Layi Luugh me raagh fee
Cebuano - Malipayong Pasko ug Bulahang Bag-ong Tuig!
Chamorro - Filis Pasgua & Filis Anu Nuebo
Chaha Bogem h n  mh m & Boxem as nana-h m
Chamba - Wi na ge nyare Su dome Kirismass
Cherokee - Danistayohihv & Aliheli'sdi Itse Udetiyvsadisv
Cheyenne - Hoesenestotse & Aa'e Emona'e
Chichewa - Moni Wa Chikondwelero Cha Kristmasi
Chiga - Mwebare khuhika - Ha Noel
Choctaw - Yukpa, Nitak Hollo Chito
Cornish - Nadelik looan na looan blethen noweth
Corsican - Bon Natale e Bon capu d' annu
Cree - Mitho Makosi Kesikansi
Creek - Afvcke Nettvcakorakko
Creole/Seychelles - Bonn e Erez Ane
Croatian - Sretan Bozic
Dagbani - Ni ti Burunya Chou & Mi ti yuun
Danish - Glوdelig Jul og godt nytهr
Dibabawon - Marayaw na Pasko aw Bag-ong Tui g kaniyo tibo na mga soon
Dinka - Miet puou yan dhiedh Banyda tene Yin
Dine/Navajo - Ya'at'eeh Keshmish
Divehi - Ufaaveri aa ahareh
Dschang - Chrismi a lekah Nguo Suieh
Duri - Christmas-e- Shoma Mobarak
Dutch - Vrolijk Kerstfeest en een Gelukkig Nieuwjaar!
Egyptian - Colo sana wintom tiebeen
English - Merry Christmas & Happy New Year
Eritrean - Rehus-Beal-Ledeat
Esperanto - Gajan Kristnaskon & Bonan Novjaron
Estonian - Rُُmsaid Jُulupühi ja Head uut aastat
ةwé - Blunya na wo
Ewondo - Mbemde abog abyali nti! Mbembe Mbu!
Faroese - Gledhilig jَl og eydnurikt n‎ggjلr!
Fali - Use d'h Krismass
Farsi - Sal-e no mubarak
Fijian - Me Nomuni na marau ni siga ni sucu dei na yabaki vou
Finnish - Hyvنن Joulua or Hauskaa Joulua - 0nnellista uutta vuotta
Flemish - Zalig Kerstfeest en Gelukkig nieuw jaar
French - Joyeux Noël et Bonne Année!
Frisian - Noflike Krystdagen en in protte Lok en Seine yn it Nije Jier!
Friulian - Bon Nadâl e Bon An Gnûf
Fulfulde - Jabbama be salla Kirismati
Gaddang - Mangamgam Bawa a dawun sikua diaw amin
Galician - Bon Nadal e Bo Ani Novo
Gari - !Soalokia God i gotu vasau, mi lao ke ba na
rago vanigira ara dou i matana!
Gciriku - Mfiyawidi yaKrisimisa & Marago ghaMwaka waUpe
Georgian - Gilotsavt Krist'es Shobas & Gilosavt akhal ts'els
German - Frِhliche Weihnachten und ein glückliches Neues Jahr!
Gikuyu - Gia na Thigukuu njega Na MwakaM weru wi Gikeno
Gitskan - Hisgusgitxwsim Ha'niisgats Christ gankl Ama Sii K'uuhl!
Golin - Yesu kule nongwa kaun umaribe ongwa ena mone di mile wai wen milo
Greek - Kala Christougenna Ki'eftihismenos O Kenourios Chronos
Greenlandic - Juullimi Ukiortaassamilu Pilluarit
Guahibo - Pexania Navidadmatacabi piginia pexaniapejanawai paxainaename
Guambiano - Navidadwan Tabig tugagunrrigay & Sru pilawan kasrag utunrrigay
Guarani - Avyaitete ahi ko Tupa ray arape qyrai Yy Kapyryin rira
Guarayu - Imboeteipri tasecoi Tupa i vave! & Ivve ava Tupa
rembiaisu toyuvirecoi turpi oyeaisusa pipe!
Gujarati - Natal ni shub kaamnao & Saal Mubarak
Gwere - Osusuku Omusa & Masuke Omwaka
Gwich'in - Drin tsal zhit shoh ohlii & Drin Choo zhit zhoh ohlii
Han - Drin tsul zhit sho ahlay & Drin Cho zhit sho ahlay
Hausa - Barka da Kirsimatikuma Barka da Sabuwar Shekara!
Hawaiian - Mele Kalikimaka & Hauoli Makahiki Hou
Haya - Waihuka na Noeli & Waihhuka n 'Omwaka
Hebrew - Mo'adim Lesimkha. Shanah Tova
Heiban - Ati kalo gathje uwa gigih
Herero- Okresmesa ombwa Ombura ombe ombwa
Hiligaynon - Malipayon nga paskua & Malipayon Nga Bag-ong tuig
Hindi - Shubh Naya Baras
Holo - Seng-tan khoai-lok! 
Hmong - Nyob Zoo Xyoo Tahiab
Hungarian - Kellemes karلcsonyi ünnepeket és Boldog ْjévet!
 
Hungduan - Maphon au nitungawan.  Apo Dios Kituwen baron di toon
Iban - Selamat Ari Krismas enggau Taun Baru
Ibanag - nga Pascua
Icelandic - Gleًileg Jَl og Farsaelt Komandi لr!
Igbo - Ekelere m gi maka Keresimesi na ubochi izizi afo ozo
Ikiribati - Te Mauri, Te Raoi ao Te Tabomoa nakoimi nte Kirimati ao te Ririki ae Bou
Ilocano - Naimbag a Pascua ken Naragsac nga Baro nga Tawen!
Imbongu - Gotenga malo Jisasi Karaist
Indonesian - Selamat Hari Natal & Selamat Tahun Baru
Inupiaq - Annaurri Aniruq & Paglaun Ukiutchiaq 
Inupiatun - Quvianaq Agaayuniqpak
Iraqi - Idah Saidan Wa Sanah Jadidah
Irish - Nollaig Shona Dhuit
Iroquois - Ojenyunyat Sungwiyadeson homungradon nagwutut & Ojenyunyat osrasay
Italian - Buon Natale e Felice Anno Nuovo
Japanese - Shinnen omedeto. Kurisumasu Omedeto
Javanese - Sugeng Natal lan warsa enggal
Kabyle - Assegwas ameggaz
Kadazan - Kotobian Tadau Do Krimas om Toun Vagu
Kahua - Na vagevageha surireua na Kirisimasi ma na harisi naoru
Kala Lagaw Ya - Ngi ngayka Koei trimal Kaz
Kambaata - eman haaro wegga illisholce
Kamba - Ithiwa na Kisimsi Kiseo & Na Mwaka Mweu Museo
Kannada - Hosa Varushada Subhasayagalu
Karelian - Rastawanke Sinun, Uvven Vuvenke Sinun
Kaqchiquel - Dios tik'ujie' avik'in
Kashmiri - Christmas Id Mubarak
Kawalib - Amirnar Krismas Gi
Khasi - Krismas basuk & Snem thymmai basuk
Kinyarwanda - Umunsi Mwiza
Kirundi - Noeli Nziza & Umwaka Mwiza
Kom - Isangle Krismen & Isangle beng i fue
Konkoni - Khushal borit Natalam
Korafe - Keremisi ewewa
Korean Sung Tan Chuk Ha
Kosraean - Tok Tapeng & Engan ya sasu
Koyukon - Denaahto' Hoolaank Dedzaanh Sodeelts'eeyh
Krio - Appi Krismes en Appi Niu Yaa
Kuanua - A Bona Lukara na Kinakava
Kurdish - Seva piroz sahibe u sersala te piroz be
Kwangali - Kerekemisa zongwa & Erago moMumvho gomupe
Kyrghyz - JangI jIlIngIz guttuu bolsun!
Ladin - Bon Nadel y Bon Ann Nuef
Lakota - Wanikiya tonpi wowiyuskin & Omaka teca oiyokipi
Lamnsَ - Kisheri ke Kisimen & Vijung ve kiya kefiyki
Lango - Afoyo Chamo Mwake & Apoyo Mwaka Manyeni
Latin - Pax hominibus bonae voluntatis
Latvian - Prieci'gus Ziemsve'tkus un Laimi'gu Jauno Gadu!+
Lausitzian - Wjesole hody a strowe nowe leto
Lebanese - Milad Saeed wa Sanaa Mubarakah
Lithuanian - Linksmu Kaledu ir laimingu Nauju metu
Livonian - Jovi talshpivdi un Vondzist uto aigasto
Lower Tanana - Bet'oxdilt'ayi bedena' ch'exulanhde dranh ninoxudedhet

Lozi - Kilisimasi ya nyakalalo & Silimo se sinca sa tabo
Luganda - Amazalibwa Agesanyu & N'Omwaka Omujaa Ogwemirembe  
Luhya - Isuguku Indahi & Nu Muhiga Musha
Luo - Sikuku Mar Higa Kod Mor & Mar Kiga Manyien

 Luritja - Wai! Nyuntu Larya?
Luxembourgeois - Schéi Krëschtdeeg an e Schéint Néi Joer
Macedonian - Srekan Bozik I Nova Godina
Madura - Pada salamet sabhala bengko areja
Makassar - Salama' Natal & Selamat Tahun baru
 
Malagasy - Arahaba tratry ny Krismasy
Mambwe - Kristu aye namwe umu nsikunkulu ino iya Mwezi
Malayan - Selamat Hari Natal
Malayalam - Christumas Mangalangalangal & Puthuvalsara Aashamsakal  
Maltese - Nixtieqlek Milied Tajjeb u Sena Tajba
 
Mandarin - Kung His Hsin Nien bing Chu Shen Tan
Mandobo - Mepiya Pagasaulog sa pagka-otawni Jesus aw maontong kaling Omay!
Mangyan - Mayad paq Pasko kag
Mansaka - Madyaw na Pasko aw malipayong Bag-ong Tuig kamayo, mga lumon
Manx - Nollick ghennal as blein vie noa
Maori - Kia orana e kia manuia rava i teia Kiritimeti e te Mataiti Ou
Marathi - Shub Naya Varsh
Margi - Use aga Kirismassi
Marshallese - Monono ilo raaneoan Nejin & Jeramman ilo iio in ekaal
Mataco-Mataguayo - Lesilatyaj ihi Dios ta i ppule ye, Letamsek ihi wichi ta Dios ikojejthi ta i honat e
Maya/Yucateco - Utzul mank'inal
Medlpa - Enim Mutuiyo!
Meithei - Krismas Hlomum & Kumthar Lawmum
Mingrelian - k'irses mugoxuamant & axal ts'anas mugoxuamant
Mongolian - Zul saryn bolon shine ony mend devshuulye
Monégasque - Festusu Natale e Bona ana noeva
Moro - Nidli pred naborete nano
Moru - Medu amiri ovuru Yesu opi amaro
Muyu - Lip Ki amun aa Natal Kowe
Naasioi - Tampara Kirisimaasi
Naskapi - miywaaitaakun mikusaanor & kiyaa maamiyupiyaakw minuwaach pipuun
 Ndjem - Mbeya mbeya Ebiel & Mbeya mbeya mbu
Ndogo - Esimano olyaKalunga gwokombandambanda! & Nombili kombanda yevi maantu e ya hokwa!
Ndonga - Okrismesa iwa & Omude Mupe wa Punikwa
Nepali - krist Yesu Ko Shuva Janma Utsav Ko Upalaxhma Hardik Shuva & Naya Barsa Ko harkik Shuvakamana
Newari - Nhu Da Ya Vintuna
Nii - Nim Ono
Niuean - Monuina a Aho Kilisimasi mo e Tau Foou
Norweigan/Nynorsk - Eg ynskjer hermed Dykk alle ein God Jul og Godt Nyttهr
Norweigan/Bokmهl -  God Jul og Godt Nyttهr
Notu/Ewage - Keremisi dave be
Nyanja - Kristu akhale ndi inu munyengo ino ya Christmas
Nyankore Mukhulukhe Omwaka
Occitan - Polit nadal e bona annada
Ojibwe (Chippewa) - Niibaa' anami'egiizhigad & Aabita Biboon
Oneida - Wanto'wan amp; Hoyan
Oriya - Sukhamaya christmass ebang khusibhara naba barsa
Orokaiva - Keremisi javotoho
Oromo - baga wagaa hara isinin gaye
Palauan - Ungil Kurismas
Pompangan - Malugud Pascu at saca Masayang Bayung Banua!
Pangasinan - Maabig ya pasko & Maliket ya balon taon
Papiamento - Bon Pasco i Feliz Aٌa Nobo
Pashto - De Christmas akhtar de bakhtawar au newai kal de mubarak sha.
Pennsylvania German - En frehlicher Grischtdaag unen hallich Nei Yaahr!
Pohnpeian - Peren en Krismas & Peren en Parakapw
Polish - Wesolych Swiat i Szczesliwego Nowego Roku.
Portuguese - Boas Festas e um feliz Ano Novo
Punjabi - Nave sal di mubaraka
Pashto - Christmas Aao Ne-way Kaal Mo Mobarak Sha
Q'anjob'al - chi woche swatx'ilal hak'ul yet yalji Komami'
Quechua - Sumaj kausay kachun Navidad ch'sisipi & Mosoi Watapi sumaj kausay kachun
Rapa-Nui - Mata-Ki-Te-Rangi & Te-Pito-O-Te-Henua
Rarotongan - Kia akakakaia te Atua i runga i te rangi Teitei,
e ei au to to teianei ao, e kia aroaia mai te tangata nei.
Rengma - Anu keghi Christmas nu amapi kethighi wa salam pi nthu chupenle
 Rheto-Romance - Bella Festas daz Nadal ed in Ventiravel Onn Nov
Romani - Bachtalo krecunu Thaj Bachtalo Nevo Bers
Romanian - Craciun fericit si un An Nou fericit!
Rongmei - Mei kathui nata neila mei Khrisrmas akhatni gai mei tingkum kathan tu-na arew we
Roviana - Mami tataru Kirisimasi koa gamu doduru meke qetu qetu vuaheni vaqura ia
 
Russian - Pozdrevlyayu s prazdnikom Rozhdestva i s Novim Godom
Salar - YangI yilingiz gotlI bulsIn!
Sambal - Maligayang Pasko at Masayang Ba-yon Taon!
Sلmi - Buorit Juovllat ja Buorre Oddajahki
Saamia - Muwule Omwaka Enjaya
Samoan - Ia manuia le Kilisimasi ma le tausaga fou
Santali - Raska nawa Serma
Saramaccan - Nuan wan suti jai o!
Sardinian -  Bonu nadale e prosperu annu nou
 Scots Gaelic - Nollaig chridheil agus Bliadhna mhath ur!
Secoya -Sihuanu'u Ejaerepa aide'ose'ere & Sihuana'u huaje ametecahue
Semandang - Selemat gawai Natal
Seneca - a:o'-e:sad yos-ha:-se:'
Serbian -  Sretan Bozic. Vesela Nova Godine
Sicilian - Bon Natali e Prosperu Annu Novu !
Sinhala - Subha nath thalak Vewa. Subha Aluth Awrudhak Vewa
Slavey - Teyatie Gonezu
Soga - Mwisuka Sekukulu
Songe - Kutandika kua Yesu kuibuwa! & Kipua kipia kibuwa!
Sorani - Newroz le to Piroz be
Sorbian - Wjesole hody a strowe Nowe leto.
Somali - ciid wanaagsan iyo sanad cusub oo fiican.
Sotho/North - Mahlatsi a Matswalo a Morena le Ngwaga o Moswa
Sotho/South - Litakalerso Tse Monate Tsa Kere Semese Le Mahlohonolo a Selemo Se Secha
Slovakian - Vesele Vianoce a stastny novy rok
Slovene - Vesele bozicne praznike in srecno novo leto
Sorbian - Wjesole hody a strowe Nowe leto
Spanish - Feliz Navidad y Prَspero Aٌo Nuevo
Sranan - Wan switi kresneti nanga wan bun nyun yari!
 
Subanen - Piak Pasko Pu Piag Bago Tawn
Sudanese - Wilujeng Natal Sareng Warsa Enggal
Suena - Kerisimasi kokopai
Surigaonon - Malipayon na pasko sanan bag-on tuig!
Swahili - ؛Krismas Njema Na Heri Za Mwaka Mpya؛
Swedish - God Jul och Gott Nytt إr
Tagalog - Maligayang Pasko at Manigong Bagong Taon
Tahitian - Ia ora i te Noere e ia ora na i te matahiti 'api
Tagakaulu - Madyaw Pagsalog sa Pagka-otaw ni Jesus & Aw mauntong na bago Umay!
Tala Andig - Maayad ha pasko daw bag-ong tuig
Tamazight - Asseggwas Ameggaz
Tarifit - Asuggas Asa'di
Tamil - Nathar Puthu Varuda Valthukkal
Tanaina - Natukda Nuuphaa
Tayal - Pqaquasta ta.  Pquasta hentang na Jesu
Telugu - Christmas Shubhakaankshalu & Nootana Samvatchara Subhakanshalu
Thai - Suksan Wan Christmas lae Sawadee Pee Mai
Tlingit - Xristos Khuwdziti kax sh kaxtoolxetl
Tok Pisin - Meri Krismas & Hepi Nu Yia
Tokelau - Ke whakamanuia te Kirihimahi & Tauhaga Fou fiafia
Tonga - Kristo abe anduwe muciindo ca Christmas
Tongan - Kilisimasi Fiefia & Ta'u fo'ou monu ia
Toraja - Salama' Natal & Selama' taun baru
Trukese - Neekirissimas annim oo iyer seefe feyiyeech!
Tshiluba -   Diledibua dilenga dia Mfumu - Tshidimu tshipia - tshipia th silenga
Tswana - Keresemose o monate le masego a ngwaga o montsha
Tubetube - Yayaliyaya Yesu sikabi kaiwena
Tumbuka - Kristu wabe namwe munyengo ya Christmas
Turkish - Noeliniz Ve Yeni Yiliniz Kutlu Olsun
Tutchone/Northern - Ut'ohudinch'i Hulin Dzenu & Eyum nan ek'an nenatth'at danji te yesohuthin ch'e hadaatle sh'o
Ukrainian - Veseloho Vam Rizdva i Shchastlyvoho Novoho Roku!
Umbundu - Natale, Natale, Oyo O Natale & Eteke Lio Bowano, Illimo Ciwa
Urdu - Naya Saal Mubarak Ho
Uvean - Italo fa ide tau fou nei eseke
Uyghur - YanghI yiling ahlqIs bolgey!
Valencian - Bon Nadal i millor any nou
Vespi - Rastvoidenke i Udenke Vodenke
Vietnamese - Chuc Mung Giang Sinh - Chuc Mung Tan Nien
Votian - Yvaa rashtagoa! & Yvaa uutta vootta!
Waray-Waray - Maupay nga Pasko ngan Mainuswagon nga Bag-o nga Tuig!
Warlpiri - Miri Kirijimiji & Nyuntunpa Ngurrju nyayirni yapa
Welsh - Nadolig LLawen a Blwyddyn Newydd Dda
 Yup'ik/Central - Alussistuaqegcikici
Yupik/Siberian - Quyanalghii Kuusma & Quyangalleq Nutaghamun Aymiqulleq
Xhosa - Siniqwenelela Ikrisimesi EmnandI Nonyaka Omtsha Ozele Iintsikelelo Namathamsanqa
Yiddish - Gute Vaynakhtn un a Gut Nay Yor
Yoruba - E ku odun, e hu iye' dun!
Zarma - Barka da Issa hay-yan hann & Barka da djiri barey-yan
Zaza - Newroz'a tu Piroz be
Zia - Kerisimasi wosewa
Zime - El ma ka bar vra aso vei Lu & El ma ka kim na mireu
Zulu - Sinifesela Ukhisimusi Omuhle Nonyaka Omusha Onempumelelo
+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 دی1384ساعت 1:49 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

سلام ، خدايي اگه دروغ وگوئم بگيد دروغ وگویی

 
       مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد.
      زن مکالمه را کشف کرد و شايعه اختراع شد!
 
      مرد قمار را کشف کرد و کارت‌هاي بازي را اختراع کرد.
      زن کارت‌هاي بازي را کشف کرد و جادوگري اختراع شد!
 
      مرد کشاورزي را کشف کرد و غذا اختراع شد.
      زن غذا را کشف کرد و رژيم غذايي را اختراع کرد!
 
      مرد دوستي را کشف کرد و عشق اختراع شد.
      زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد!
 
      مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد.
      زن پول را کشف کرد و « خريد کردن » اختراع شد!
 
      از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را کشف و اختراع کرد.
      ولي زن همچنان مشغول خريد بود!
 
      من هم درسته زنم ولی با زنای دیگه فرق فوکولمزج
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 دی1384ساعت 3:19 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

اگر در يافتن جفت خود منتهاي كوشش خود را نموده ايـد
و در اين زمينه بموفقيت چنداني دست نيافته ايد، ممكن
است وقت آن رسيده باشد كه درباره ديدگاهتان نسـبــت
بجستجوي عشق حقيقي تجديد نظر كنيد. در اين بخش
با پنج اشتباه متداول زنان در بازي عـشق آشنا ميشويد.
اگــر بـرخـي از ايـن دلايــل بــرايــتـان آشــنــا بــود، خـود را
سرزنش نكنيد. فقط بدانيد كه لياقتتان بيشتر بوده و عهد
ببنديد كه براي بهتر بودن تغيير نماييد.

 
1- اگر فكر كنيد كه عشق هرگز شما را پيدا نخواهد كرد، چنين نيز خواهد شد بسـيـاري از زنـان نـاامـيديـهــاي رومانتيكشان آنها را متقاعد نموده كه براي ايـنـكه مـورد محبت و توجه ديگران قرار بگيرند، به صـورت ذاتــي چيزي درونشان وجود ندارد. آنها مثلا ميگويند: "كي حاظر ميشه با من ازدواج كنه؟ مطمئنم كه تا آخر عمرم تنها ميمونم."
بطور واضح چنين زناني همانند من و شما شايسته و سزاوار عـشق هستند. ( بله، ما سزاواريم!) اما آنها داراي مشخصه اي ترسناك مي باشند كه مي تـوانـد بـراي سـالهاي متمادي باعث تنها ماندنشان گردد: "پيشگويي كامبـخش." يعني مسـئـلـه اي واقعـيـت مي يابد چون مردم  انتظار واقعـيتش را داشته و بگونه اي رفتار ميكـنند كـه باعث اتفاق افتادن آن گردد. پيشگويي كامبخش مسري نيست اما سبب ميگردد تا ارتـباطات بالقوه به سويي مخالف بحركت درآيـنـد. آن يـك بيـماري مـوذي اسـت. بـطور فيــزيكي، بيمار را دست نـخورده باقي ميگذارد. اما هر قدر فردي بيشتر بگويد، "من هرگز عشقي نخواهم يافت،" احتمال وقوع چنين انتظاري افزايش ميابـد. بـطور متـضـاد، هـر انــدازه افق ديدگاه كسي روشنتر باشد -- " من چنـان آدم شـاداب و بـا طــراوتي هستم كه حتما همدمي پيدا خواهم كرد" -- پيشگويي آينده رومانتيك او نيز روشنتر خواهد بود.
اگر شما جزء كساني هستيد كه افكارشان از دريغ و افسوس پر شده است،دست بكار شويد: مجله اي تاسيس كنيد. هر روز چيزي دوست داشتني درمورد خودتان بنويسيد. اين كار به مرور زمان آسان تر خواهد شد. حتي مي تـوانيد با برخي از دوستان نزديك يا اقوام خود هم فكري نماييد تا آنها بتوانند دلايلي كه فكر مي كـنند باعث خوشبختي يك مرد با داشتن شما ميگردد را بيان نمايند. علت اين تقاضاي خـود را براي آنها بيان كنيد، آنـها نـيـز احتمالا از كمك كردن به شما خوشحال خواهند شد. هرگـاه فـكـري مـنـفـي در شرف حمله به ذهنتان قرار گرفت، آنرا با فكري مثبت جايگزين نماييد.
2- ايده بد بودن همه مردان را لگد كوب كنيد
خبر خوب: نسل مردان خوب منقرض نشده است. آنها هنوز بطور وسيع يافت ميشوند. نـكتـه ايـن اسـت كـه بـيـاموزيـد يـك مرد شايسته را هم تشخيص دهيد و هم بخواهيد. سحر يكي از دوستان من ميگويد: "چنـدين سال جذب مرداني ميشدم كه ماموريتشان اذيـت كردن من بود. از زد و بندهايشان معلوم بود. وقتي ميگفتند با من تماس ميگيرنـد هيچگاه اين كار را انجام نميدادند، مرتب دروغهاي احمقانه به هم ميـبافتـند، مي گفتند كه مرا دوست دارند بعد به سراغ زنان ديگر مي رفتـنـد. حـتي يكي از آنهـا مي خواست بهترين دوست من را از راه بدر كند." سحر مرتب سرزنش ميكـرد كـه رابطه هايش مملو از تقلب و فريبكاري بوده است: هيچ مردي نمي تـواند خـوب و با وفا باشد. تا اينكه او در مراسم عروسي دختر عمويش شركت كرد. او گفت: "سـامان، داماد عسل، بهترين مرد دنياست او حـتما عسل را خوشبخت و براي خوشحال كردن او زندگي خواهد كرد. وقتي برق شيرين و دوست داشتني چشمان سامان را ديدم، بــا خـودم عهد بستم كه روزي با مردي آشنا شوم كه همانند گنجينه به من نگاه كند."
سحر وقفه اي در روابط خـود ايـجاد نموده و درباره وسـواس فـكريش نـسبت به مردان بد كمي به تفكر پرداخت. او ميگويد: "پدرم  آدمي خوشگذران و به عنـوان يـك شـوهر و يـك پدر سرد و بي مسؤليت بود. وقتي 10 سال داشتـم مـا را تـرك كـرد. بعد از آن گه گاهي كه او را ميديدم، براي جلب توجه او چرخ و فلك مـيرفتم. وقتي براي داشتن دوست پسر بـه انـدازه كـافي بـزرگ شـدم، بصورت مجازي با افرادي ارتباط برقرار مي كـردم كـه داراي اخلاقيات پدرم بودند. زمانيكه به خودم آمدم و فهميدم كه چه كاري دارم انجـام ميدهـم، بـا مرداني روبرو شدم كه آنچنان هم زرق و برقي و غير قابل اطمينان نبودند."
امروز سحر نامزد دارد -- شخصي هم تيپ سامان. او ميگويد: " نميتوانم باور كنم كه آن هـمه وقـت را با مرداني تلف كردم كه همانند يك شيء بي ارزش با من رفتار ميـكـردند. امـا ارزش آن را داشت، چون فكر ميـكنم در نهايت به من آموخت كه قدر يك مرد خوب را بطور حقيقي بدانم."
 

3- بعد از من تكرار كنيد: عشق مترادف با افسار به دست گرفتن نيست
وقتي سارا، يك گرافيست 29 ساله در مجله خانواده، با نامـزد خـود آشـنـا شـد، گـويـي رويايي به حقيقت پيوست. در تصورات سارا او و نامزدش سعيد ميبايست همه كارها را با هم انجام ميدادند. سعـيـد ايــده متفاوتي داشت. سارا ميگفت: " تصور ميكردم وقتي به هم رسيديم، سعيد بازي بيليارد دو بار در هفته و نيز بيرون رويهاي بعد از كار خـود را با دوستانش كنار خواهد گذاشت. شغل ما وقت آزاد زيادي برايمان باقي نمي گـذاشت. نبايد اين وقت اندك را تلف ديگران ميكرديم."
اينكه از شريك زندگي خود بـخواهيد 24 سـاعـت روز و 7 روز هـفـتـه بـا شـما بـاشد واقع گرايانه و منـصـفـانـه نـيـسـت، بـا ايـن وجـود مـانـنـد سـارا بـسيـاري از زنان اگر مردشان نيازهايي داشته باشند (مثلا كارها و يا خلوت هاي مردانه) كه نتوان بوسيله رابـطـه بـه آنها جامع عمل پوشاند، احساس دل شكستگي و ترك شدگي مينمايند.
سستي و نيازمندي سارا منجر شد به اينكه سعيد احساس كند گويي تحـت بازداشت خانگي قرار دارد. و فرقي ندارد كه زندان چقدر با شكوه و مـجلل بـاشـد، زنـداني بالاخره ميخواهد خود را رهايي دهد. بين زوجين شكاف و جدايي ايجاد ميشود.
شاداب ترين زن و شوهرها براي رشـد يـافتـن به يكديگر اجازه نفس كشيدن مي دهند. هرقدر جدايي زندگي آنها پوياتر باشد (در زمينه هاي مشاغل، سرگرمي ها، دوستان)، وقتي بهم ميرسند مجبور خواهند بود مقدار بيشتري را با يكديگر تسهيم كنند.
4- مرتكب عهدشكني عاطفي نشويد
اين حياتي است كه شريك زندگيتان فردي باشد كه شما در مورد او با نزاكت و مهرباني رفتار كنيد. اگر تمامي جوكهاي مورد عـلاقه و داستـانـهاي "روزهــاي بــد گذشته" خود را براي يكي از دوستان و يا همكاران مرد خود تعريف كنيد، وقتي به خانه برميگـرديـد بـراي شوهرتان چه چيزي باقي خواهد ماند؟ ممكن است عاقلانه به نـظـر نـرسـد، امـا وقـت و انرژي هر فردي داراي ارزش و اهميت ويژه اي است و مـقـدار زيـاد آن در يـك رابـطه باعث تداوم مي گردد -- و اگـر شما وقت و انرژي خود را با فرد ديگري صرف كنيد بطور بالقوه به رابطه خانوادگي خود لطعمه خواهيد زد. بـدتر آن اسـت كـه تـوسـط بـرقـراري رابطه با يك دوست و يا همكار مرد، اعـتـماد و اطـميـنـان شـوهرتان را از خود سلـب نـمـوده و بـديـن ترتيب با بي وفايي او را آزار دهيد. آذر يـك سرآشپز 34 سـالـه ميـگويد: "بعد از گذشت 6 سال از ازدواجمان شوهرم حميد و من شروع بـه فـاصـلـه گـرفـتـن نموديم. مشكل جدي نداشتيم، اما ديـگر او نـفـر اولي نبود كه وقتي اتفاقي خوب يا بد مي افتاد برايش تعريف ميكرم. اين افتخار نصيب رضا، همسايه مان، شده بود."

آذر هيچگـاه بـا رضـا رابطه جنسي نداشت اما آنها رابطه اي صميمي را آغاز كرده بودند، مثلا آذر به سعيد گفته بود كه شوهرش موي مصنوعي بر سرش ميگـذارد و سـعـيد اين موضوع را به عنوان جوك در خانه همسايه ديگرش در كنار باريكيو مـطـرح نـمـود. حـمـيـد وقتي شنيد بالاي سر كباب و مشروب در خانه همسـايـه در مـورد مسـائـل خصوصي او مضحكه مي شـود، شـوكـه شـد و احـسـاس كـرد بـه او خيانت شـده. او همسرش را به بي وفايي متهم نـمود و نـاگـهان بـزرگـتـرين دعواي ممكن بين زن و شوهر رخ داد. آن دو مسائل را حل و فصل كردند، اما به آذر به بهاي گـزافـي يـادآوري شد كه ازدواج بايد رابطه شماره يك او در زندگيش قلمداد گردد.
5- اگر فكر ميكنيد كه هميشه حق با شماست، در اشتباه هستيد
وقتي شيرين، يك دختر 29 ساله از شيراز، با نامزد خود علي آشنا شد، خوشحال بــود كه با او وجوه مشترك بسياري دارد. هر دو وكيل بودند، به ورزش شنا، اسكي و شطرنج عشق مي ورزيدند. همچنين هر دو سرسـختانه مـغـرور و پـرمـبـاهـات بـودنـد. شـيـريــن ميگويد: "همه چيز علي خوب و كامل بود بجز يك عيب بسيار بزرگ. هميشه فكر ميكرد حـق بـا اوسـت و ميخواست حرفش را به كرسي بنشاند -- خواه اين كه كدام رستـوران همبرگر بهتري دارد و خـواه كـدامـيـك از مـا بـخاطر دعواي قبلي اول عذرخواهي كرده. آن چيزي كه خيلي دير متوجه شدم اين بود كه من هم بهمان بدي هستم. نمي توانستم قبول كنم كه فراموش كرده ام پيغام مهم تلفنيش را بـه او بـدهـم و يـا خـواسـتـه منـتقل شدن او به تهران را بايد جدي مي گـرفــتم. من دوست داشتم در شيراز بمانم و اين كل موضوع بود. او يا بايد من را ترجيح ميداد يا تهران را."
علي تهران را تـرجيح داد. اگـر شـمـا و يـا شوهرتان هرگز نـتوانيد اشتباه خود را بپذيريد، ممكن است به كاميابيهاي كوچكي دست پيدا كنيد، اما هـرگز رضـايـت واقعي را بدست نخواهيد آورد. معذرت خواهي نشانه ضعف نيست بلكه عشق يعني گـهــگاهـي مجبور شويد بگوييد كه متاسفيد......

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 آذر1384ساعت 1:46 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

چيزي وجود دارد كه هر مردي لازم است درمورد همسرش از آن مطلع باشد: گفتن چه حرفهايي باعث خوشحالي اوميگردد. وقتي سخن از تعريف و تمجيد بميان مي آيد زنان تـبـديل به هيولاي خـون آشـام گـرسـنـه اي مي گـردند كه هميشه بيشتر و بيشتر و بيشتر طلب ميكنند! و اگر شما خواسته شان را برآورده نماييد، در عـوض بـسيـار بـيـشتـر از طرف همسرتان مورد محبت و توجه قرار خواهيد گرفت و آنها خوب مي دانند كه چطور اين كار شما را جبران كنند.

چه ازدواج كرده باشيد و چه در دوران نامزدي بسر ميبريد، اين قانون را بياد داشته باشيد: براي آمـاده نـگاه داشـتـن يك زن جهت ابراز مهر و محبت به شما، كافي است نكات مثبت بسياري از او را به وي يادآوري نماييد.

شماره 10

"روز خوبي داشتي؟" هـنـگاميـكه از همسر خود در مورد چگونگي گذراندن روزش پرسش ميكنيد، برداشت او اين خواهدبود كه شما انسان با فكري هستيد و مشتاقيد بدانيد وي ساعات كاري خود را چگونه سپري كرده است. اما يـك هشـدار: ايـن سـؤال بـه هـمـسـر شـمـا مجوز آن را خواهد داد كه چند ساعتي در مورد كوچكترين اتفاقاتي كه برايش افتاده صحبت نمايـد. پس براي مدت زماني طولاني آماده نشستن و شنيدن داستانهاي او شويد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: زنها به آنچه كه در فكر شما ميگذرد، توجه زيادي دارند. پرسش در مورد چگونگي روز او نشان مي دهد كـه شمـا پذيرا، مشتـاق و علاقمند به گوش دادن حرفهاي همسرتان هستيد. با اين عمل به او فرصتي مي دهيـد تا خودش را خـالي نـموده و شما را به عنوان همراز و محرم اسرار خود در نظر بگيرد. اگر چه ممكن است بيش از زماني كه انتظار داريد مجبور به شنيدن صحبتهايش شويد، اما وقتي تمام شد، او شروع به صحبت در مورد شما خواهد كرد.

شماره 9

"نمي تونم بگم چقدر دلربا و زيبا هستي" همانطور كه مشخص است، اين بـه او مـي رسـاند كه شما وي براي شما جذاب بوده و فرد ديـگري بـه چشمتان نمي آيد. از طرف ديگر باعث افزايش اعتماد بنفس در او خواهد شد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اين جمله بخصوص در روابط زناشويي بلند مدت مؤثر واقع مي شود چرا كه شما به همسر خود اطمينان ميدهـيد هنوز به او علاقه داريد. در عوض همسرتان نيز سعي خواهد كرد اين زيبايي و دلربايي را با شما تقسيم نماييد. سؤالي هست؟ اينجوري فكر نميكنيد؟

شماره 8

"در مورد ‌[ هر چيزي ] چه احساسي داري؟" پـرسيدن اين سؤال به همسرتان نشان مي دهد كه شما خالصانه براي احـساسـات او اهميت قائل هستيد. زنها عاشق بيان احساسات خود در مورد هر موضوع قابل تصوري مي بـاشند. با اين حـال بـدانيد كه خود را در دام گفـتگويـي طولاني و عميق در مورد آن موضوع گرفتار خواهيد كرد. بنابراين اگر شب تصميم ديدن مسابقه فوتبالي را داريد، اين سؤال را مطرح نكنيد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اين سؤال بيانگر جنبه مهرباني و دلسوزي يك فرد است. وقتي همسرتان در مي يابد كه شما توجهتان را به وي مبذول داشته ايد، او نـيـز متقابلا تمام احساسات خود را با شدتي بسيار بيشتر، اهدا خواهد نمود. يعني اگـر قـبـلا فـقـط فردي جذاب بشمار مي آمديد، اكنون همانند جواهري در چشم او جلـوه خواهيد كرد. متوجه منظورم مي شويد؟

شماره 7

"تو زيبا تر از دوستان ديگرت هستي" قرار دادن او از بين همتاهايش بر سكوي نخست زيبايي باعث بالا رفتن اعتمـاد بـنفـس وي شـده و سـبـب مي گـردد تا هـمـسر شمـا در تـصـوراتش بر دوستان هم جنس خود بتواند فرمانروايي كند. اين تحسين و تعريف بسيار مهمي در دنياي زنانه محسوب شده و امتياز شما را در نزد همسرتان ارتقاي چشمگيري خواهد داد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: گذشته از اينكه باعث مي گـردد او از لحاظ زيبايي ظاهري خود را برتر از اطرافيانش تصور كند، اين جمله كوتاه به همسرتان تفهيم ميكند كه شما تا چه حد براي وي ارزش قائل هستيد. بعلاوه زماني كه دوستانش پيش شـما هستند، كمتر احساس نگراني خواهد كرد. او در مـورد خـودش احـسـاس خـوبـي نموده و پاداش سليقه بخرج دادن شما را خواهد داد. با اينحال يك احتمال جانبي بالقوه وجود دارد: يك همسر حسود اين سخن را مدركي براي متهم نمودن شما به اينكه قصد برانداز نمودن و چشم دوختن به دوستانش را داريد، بشمار خواهد آورد.

شماره 6

" تو واقعا زرنگ و باهوشي" با تـصـديـق نـمودن هـوش و ذكـاوت وي، ايـن معـني را مي رسانيد كه علاوه بر محاسن ظاهري، متوجه ذهن و فكر توانمندش نيز شده ايد. هـمـسر شـما بـا شنيدن اين جمله در مورد همه جوانب زندگي خود احساس رضايت و خوشنودي خواهد نمود. اين سخـن نشانه احترام از طرف شما براي همسرتان محسوب ميگردد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: همسرتان اين مسئله را كه شما فقـط بـه فـكر روابط جنسي نيستيد و قادريد ماوراي چنين موضوعات فكر كنيد را تحسين خواهـد كرد. زنها عاشق مردان صـمـيمي و خـوش قـلب مـي بـاشند و هيچ چيزي بهتر از بيان و تشخيص هوش و ذكاوت آنها نمي تواند صفات آقا منشانه شما را آشكار نمايد

شماره 5

"در روابط زناشويي بسيار خوب هستي" بيان اين جمله باعث مي گـردد هـمـسرتان احساس كند كه يك الهه است. شنيدن اين عبارت به همسر شـما تفهيم مي كنـد كـه روابـط جنسي و زناشويي او به چشم شما بي عيب و نقص بوده و باعث مي گردد كه احساس نمايد واقعا مي داند كـه چگـونه بايد مرد خود را راضي نگاه دارد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: تحسين و تمـجيد از عملكرد او نشانگر اين است كه شما به روابط جنسي فقط به عنوان ابزاري براي ارضا نــمودن خود نگاه نكرده، بلكه همه جنبه هاي آنرا مورد ستايش قرار ميدهيد.

شماره 4

"مي خواهم همه عمرم را با تو سپري كنم" ايـن جمله اي سنگين است؛ معني آن فاصله زيادي با دادن پيشنهاد براي ازدواج نـدارد. بنابراين پيش از گفتنش به نامزدتان مراقب عواقبش باشيد. اما بخاطر داشته باشيد كه ريسك كردن اغلب پاداش و نتيجه مطلوب به دنبال خواهد داشت. هنگاميـكه اين جـمله را بيان مي داريد، او از لحاظ رواني بسيار سركيف مي گردد. جـمـلات ديـگـري كـه تقريبا همين نتيجه را داشته ولي تعهدآوري آنها كمتر مي باشد، عبارتند از: " فقط تو ميتوني تا اين حد منو خوشحال كني" و " من دوست ندارم با هيچ كس ديگري جز تو باشم."

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: همـه زنـها عاشق شنيدن جملاتي حاكي بر سرسپردگي ديرپا و با دوام از همسرشان هستند. مطمـئـن بـاشيـد كـه بـعد از گفتن اين جمله سلامي هميشگي را از او خواهيد شنيد.

شماره 3

"تو بهترين دوست مني" به او مي گوييد كه چگونه ماورا و فراسوي مسائل جنـسي مي انديشيد و به اين معني اسـت كه براي رابطه اتان ارزش قائل هستيد و مايليد كارهايي را بـهـمراه او انجام دهيد كه مردان ديگر ممكن است رغبتي به آن نداشته باشند. همسرتان بعد از شنـيـدن ايـن جمله پيوستگي مقاومت ناپذيري با شما پيدا خواهد نمود.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اين جـملات شـما را در نـظر وي بـجاي يـك فرد عادي كه مجبور به گذراندن وقتش با او است، به انساني معني دار و جذاب تـبـديـل ميكند. اين شما را به ابتداي ليست خواسـتگـاران پرتاب ميكند چراكه شما به مهمترين نكته اشاره كرده ايد: دوستي و رفاقت.

شماره 2

"تو يك مادر ايده آل خواهي شد" اغلب زنها به دنبال اين هستند كه روزي بچه دار شونـد. هـمـچـنين اكـثـرا با خود كلنجار مي روند كه آيا در اين راه مـوفـق خـواهد بـود يـا خـير. بـا گفـتن اين جمله به او اطمينان مي دهيد كه حتما به هدفش خواهد رسيد. به علاوه با ارضـاي نيازهاي دروني او باعث آرامش و تسكين وي مي شويد. بيان اين كلمات از زبان شما به عنوان يك همسر، او را تبديل به خوشحال ترين انسان روي زمين خواهد نمود.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اينـگونه بطور غير مستقيم به همسر خود مي فهمانيد كه مايليد از او بچه دار شويد. واضح است كه اين نوايي بسيار خوشايند در گوش او مي باشد. از اين نقطه، همسرتان بيشتر پذيراي پيشرفت و ترقي شما خواهد شد.

شماره 1

"تو زندگي منو كامل مي كني" اين به او مي گويد كه تنها فرد مورد علاقه شما است. همه زنها دوست دارند اين جمله را از شوهرشان بشنوند. بـيـان ايـن عبـارت بـه مفهوم آن است كه شما همسر خود را بصورت كامل پذيرفته ايـد و ايـنـكه او به صـورت موجودي اجتناب ناپذير و هميشگي براي شما در آمده است. در همسرتان احساس لـذت بـخش غير قابل تصوري بوجو آمده و تا چندين روز لبخند از لبانش جدا نخواهد شد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: اين جـمـله اسـاسـا مـي گـويد كه شما در زندگي به او نياز داشته و نميـتوانيد بدون او به زندگي ادامه دهيد. زنها از شنيدن چنين جملاتي بسيار مشعوف ميگردند.

اشاره باشكوه

"دوستت دارم" اين جمله "دو كلمه اي" معروف و كوتاه كـه هـمگي ما برايـش اهـميت بسيار زيادي قائل هستيم، مي تواند تاثير شگرفي به همراه داشته بـاشد. اگر ازدواج كرده ايد خوب است هر روزه چندين بار براي همسرتان تكرارش نماييد.

چرا باعث زيبا شدن وجهه شما ميگردد: گفتن اين عبارت بهـمسرتان بـاعث روشن نگاه داشتن شعله هاي آتشي مي گردد كه هميشه نياز به برافروزي دارند. اگـر در بـين شما كساني تـا حال اين جمله را به همسرشان نـگفـتـه انـد، هر گاه احساس آمادگي نموديد، ترديد به خود راه نداده و آن را بيان كنيد. هيچگاه از گفته خود پشيمان نخواهيد شد وقتي كه عكس العمل او را مي بينيد ( يا احساس مي كنيد ).

گفتگوي عشق

اكنون كه آموختيد كه چگونه مي توانيد همسر خود را خوشنود كرده و صورتش را سـرخ نماييد، اينكار را انجام دهيد! فقط به اين نكته فكر كنيد كه او در جواب كار شما در آينده چطور جبران خواهد نمود

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 آذر1384ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

اگر از پس انجام چنین کاری برایید بالطبع خیلی خوشحال می شوید. شاید این اتفاق به این خاطر روی داده که شما دهان خود را نا بجا باز کرده اید و حالا مجبور هستید با خانم دیگری ارتباط برقرار کنید که اصلا او را دوست نمی دارید. این کار واقعا احمقانه است. او شما را ترک کرده و شما تنها شده اید ولی هنوز هم احساس می کنید که او را دوست دارید.

پس باید سیاست خود را حفظ کنید و با او نرمی و صمیمیت گفتگو کنید. در مقابل او با تواضع رفتار کنید و از صمیم قلب از او عذر خواهي کنید تا شاید راضی شود و شما را برای بار دیگر بپذیرد. البته این امر در صورتی امکان پذیر است که او نیز شما را هنوز کمی دوست داشته باشد.

خوب از عنوان مقاله می توان هدف آنرا تشخیص داد. چون معمولا در این وضعیت شما نمیدانید که چه کاری باید انجام دهید ما به شما روش هایی را آموزش می دهیم تا کار را برای شما ساده تر کند، البته این کار مثل شرکت در یک مسابقه برای بدست آوردن کاپ قهرمانی نیست بلکه باید از او بخواهید که شما را ببخشد، متوجه شود که شما از اشتباهات گذشته خود پشیمان هستید و می خواهید مرد ایده آل او باشید. از او یک فرصت دوباره درخواست کنید.

ابتدا باید زمانی را صرف کنید تا خونسردی خود را مجددا بدست آورید. تمام ماجراهای احساسی و رمانتیکی را که در فیلم ها دیده اید فراموش کنید و بعد هم مقاله امروز ما را دنبال کنید:

ــــــــــــــــــــــ

شماره 10

ــــــــــــــــــــــ

بی ریا و صمیمی باشید

سعی نکنید که با تزور و ریا به درون قلب او نفوذ کنبد زیرا او در تشخیص دروغگویی تخصص ویژه ای دارد. پس بهتر است که صادق باشید. دلیل اشتباهات گذشته خود را برای او شرح دهید و به او بگویید که از آنها درس گرفته اید. به او بگویید که زندگی بدون وجود او برای شما غیر ممکن است.

ــــــــــــــــــــــ

شماره 9

ــــــــــــــــــــــ

یک هدیه ویژه برایش بخرید

اگرچه با خرید یک گردنبد جواهر تیفانی او بدون شک به نزد شما باز خواهد گشت، اما متاسفانه همه افراد قدرت خرید آنرا ندارند. پس به جای آن می توانید از یک هدیه دیگر که تصویر خاصی را در ذهن او ایجاد می کند، اسفاده کنید. چیزی پیدا کنید که یادآور لحظات شیرین گذشته باشد. این کار خاطرات خوش ایام قدیم را به یاد او می آورد و باعث می شود که او برای آن روزها دلتنگ شود.

آیا هر دوی شما به تئاتر علاقه دارید؟ او را به تماشای نمایش جذابی که به تازگی بر روی صحنه آمده دعوت کنید. آیا تا به حال برای پیدا کردن کلینیک دامپزشکی شبانه روزی برای گربه بیمار او خیابانها را در نیمه های شب گم کرده اید؟ برای گربه اش یک تخت خواب لوکس و تجملی خریداری کنید تا پیشی بتواند در آنجا با آرامش بخوابد. آیا او دیوانه یکی از لباس هایی است که کاترین زتا جونز در یکی از فیلم هایش پوشیده؟ پس بهتر است همان لباس را به عنوان هدیه به او کادو دهید. در این مرحله شما باید قدری از نیروی تفکر و تخیل و ابتکار خود استفاده کنید.

ــــــــــــــــــــــ

شماره 8

ــــــــــــــــــــــ

او را بیرون ببرید

اگر قرارهای ملاقات شما در یک جای سرد و یکنواخت برگزار می شوند باید فضای رمانتیک را دوباره برای او زنده کنید. او را به جایی ببرید که برای اولین بار او را ملاقات کرده بودید و باز هم همان غذاها را سفارش دهید و با او طوری صحبت کنید که گویی می خواهید در او تاثیر بگذارید و او را جذب خود کنید.

خاطرات خوش گذشته را باز آفرینی کنید. هر کاری که لازم است انجام دهید تا او هاله مثبت اطراف شما را واضح تر ببیند.

ــــــــــــــــــــــ

شماره 7

ــــــــــــــــــــــ

ظاهری آراسته داشته باشید

با ورزش ، رژيم غذايي مناسب و خوش لباسي به او نشان می دهید که برای او ارزش قائلید و تمام این کارها را برای جلب رضایت او انجام می دهید. دوباره به باشگاه ورزشی بروید و کمد خود را با لباس هایی که او می پسندد پر کنید تا او از علاقه شما با خبر شود.

سعی کنید همیشه زندگی خود را با یک کیفیت مطلوب دنبال کنید زیرا این امر باعث می شود که بر سر از دست دادن کسی که دوستش می داشتید بیش از حد دیوانه نشوید.

ــــــــــــــــــــــ

شماره 6

ــــــــــــــــــــــ

به بگویید که هنوز دوستش دارید

خانم ها همیشه منتظر شنیدن یک چنین کلماتی هستند و اگر آنرا در موقعیت مناسب مطرح کنید معمولا با روی باز مورد پذیرش واقع می شوید. باید توجه داشته باشید که این گونه حرف ها را به صورت آنی و بدون مقدمه چینی بیان نکنید. صبر کنید تا با او تنها شوید و بعد آن احساس سحرآمیز را منتقل کنید مثلا هنگامیکه که مشغول قدم زدن در زیر نور ماه هستید. سعی کنید در بیان احساسات خود منحصر به فرد عمل کنید.

البته منظور ما این نیست که کارهای عجیب و غریب ارائه دهید. مثل این که مثلا در یک مسابقه بیس بال عکس جانوران غول پیکر را تبلیغ کنند!

شما باید حرف هایتان را از صمیم قلب برای او بازگو کنید. آه، حالا آیا شما واقعا او را دوست دارید؟ اگر پاسخ منفی است او قطعا متوجه خواهد شد.

ــــــــــــــــــــــ

شماره 5

ــــــــــــــــــــــ

به او نشان دهید چه کسی را از دست می دهد

شما باید در اطراف خود شرایط مطلوبی را ایجاد کنید تا حس حسادت او بیدار شود. می توانید با خانم های جذاب و زیبا ارتباط برقرار کنید حال چه آنها معشوقه های قدیمی باشند چه دوست های مونث و چه آشنایان جدید. خود را در نظر او مانند یک انسان خواستنی جلوه دهید. مثل یک دوست ساده به او نزدیک شوید آن وقت او سریع تر از آنچه که فکرش را می کنید بدرفتاری ها و کارهای بد گذشته شما را فراموش خواهد کرد.

البته این کار از ریسک بالایی برخوردار است اما اگر بتوانید از عهده آن برایید نتیجه مثبتی را در بر دارد. توجه داشته باشید که نباید خودنمایی کنید، از خود راضی جلوه کنید و یا اینکه او را به طور کامل از محور توجه خود خارج کنید، فقط با کمال آرامش از جمعی که هستید استفاده کنید.

ــــــــــــــــــــــ

شماره 4

ــــــــــــــــــــــ

با او صحبت کنید

او احتمالا همیشه از این موضوع که شما همدم خوبی نیستید شکایت می کند. با صحبت کردن به او نشان دهید که در اشتباه است. علل ایجاد سوء تفاهم را ردیابی کنید و آنها را رفع کنید. او را با طرز تفکر خود آگاه سازید. بر روی مشکلات گذشته کار کنید و آنها را برطرف نمایید. از او بخواهید که در مورد سایر خواست هایش نیز با شما صحبت کند و با توجه کامل به آنها گوش دهید. با این کار به او ثابت می کنید که به اندازه کافی بالغ هستید که از پس رفع نیازهای او برایید.

ــــــــــــــــــــــ

شماره 3

ــــــــــــــــــــــ

مبارزه کنید

اگر می خواهید که او واقعا برگردد، برای این کار حد و مرز تعیین نکنید. شما باید به خاطر او به آخر دنیا بروید، حالا با هر وسیله ای شده، فقط باید در تمام مراحل خونسردی خود را حفظ کنید. از خود نا امید نشوید و نسبت به او بی توجهی نشان ندهید. زیرا این کار باعث می شود که شما در نظر او فرد بی احساسی جلوه کنید و او فکر می کند که دیگر برای شما اهمیت ندارد. به او نشان دهید که برایش ارزش قائل هستید اما به زانو نیفتید.

ــــــــــــــــــــــ

شماره 2

ــــــــــــــــــــــ

به او نشان دهید که تغییر کرده اید

گفتن " من عوض می شوم" دردی را دوا نمی کند. اعمال شما قدرت تاثیر گذاری بیشتری نسبت به گفته هایتان دارند و به عنوان اولین منبع تصمیم گیری او به شمار می روند. تشخیص دهید که او چه کارهایی را می پسندد و چه کارهایی را دوست ندارد سپس ذهن خود را بر روی انجام دادن و یا ندادن آنها متمرکز کنید.

برای مثال آیا او از شما گله دارد که هیچ وقت به حرف هایش گوش نمی دهید؟ پس کاری را انجام دهید که او می خواهد و از آن لذت می برد.

ــــــــــــــــــــــ

شماره 1

ــــــــــــــــــــــ

مرد ايده آل او باشید

شما می دانید که او از چه چیز شما خوشش می آید پس سعی کنید که آنها را افزایش دهید و در عوض کارهایی را که دوست ندارد متوقف کنید (حداقل در حضور خودش) مردی باشید که او در ابتدای کار عاشقش شده بود. به خاطر او جان فشانی و از خود گذشتگی کنید و برای بازگرداندنش تلاش کنید و زمان بگذارید تا او درک کند که تا چه حد برایش اهمیت قائل هستید.

امکان عدم موفقیت را بپذیرید

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در حالیکه این نکات موارد استراتژیک بسیار خوبی به شمار می روند، اما به هیچ وجه عاری از خطا و شکست نمی باشند. اگر او واقعا تصمیم خودش را گرفته باشد در اینصورت هیچ کاری نمی توان کرد و شما باید راه خودتان را بگیرید و بروید. اما اگر چنین نبود مصر باشید و به او ثابت کنید که هنوز هم ثانیه به ثانیه ای که با او می گذرانید برای شما ارزشمند است. شاید بتوانید بانوی خود را بازگردانید.

+ نوشته شده در  شنبه 26 آذر1384ساعت 4:39 قبل از ظهر  توسط مینا  | 

* اگر اعتقاد دارید همه پسر ها آشغال و عوضی هستند.

* اگر دوست پسرتان شما را سر کار گذاشته است.

* اگر برای تلافی و انتقام گرفتن همزمان با دو پسر تیریپ لاو میرید ولی چون خیلی احساساتی هستید در نهایت عاشق هر دو پسر می شوید.

* اگر وقتی به WC میروید به جای بوی ... بوی عطر و ادکلن و رژلب بیرون می آید.

* اگر قیافه تان قبل و بعد از ازدواج 180 درجه تفاوت دارد.

* اگر قبض موبایلتان ماهی 200 هزار تومان پایینتر نمی آید.

* اگر هر لباسی را فقط یک بار می پوشید.

* اگر خیلی [...] و تو کف هستید اما به همه می گویید از این کار ها متنفری و اهلش نیستی.

* اگر در حل مسائل ساده و پیش پا افتاده زندگی دچار مشکل می شوید.

* اگر هنگام رانندگی فقط از روی چاله چوله ها رد می شوید و هفته ای یکبار تصادف میکنید.و اگر 30 دقیقه طول می کشد تا ماشین 2 متری تان را در یک جای پارک 5 متری پارک کنید.

* اگر هیچ وقت از اشتباهات خودتان درس نمیگیرید.

* اگر خیلی راحت گول می خورید.

* اگر آشپزی شوهرتان از شما بهتر است.

* اگر اسمتان خیلی فاجعه آمیزاست ولی همه جا خودتان را سرو ناز معرفی می کنید.

* اگر بعد از خوندن این مطلب به فرستنده اون فحش میدید و یه میل خفن و فحش آمیز میفرستید واسش

+ نوشته شده در  جمعه 25 آذر1384ساعت 9:52 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

 

هنگامي كه عشق از يك عامل رشد دهنده و سازنده خود
خارج شـده و جنبه اعتياد به خود ميگيرد بسيار آزار دهنده
و مخرب مي گـردد. اعتياد به عشق يك دلبستگي ناسالم
(خودآگاه و يا ناخوداگاه) به شخص، رابـطـه و يا خود عشق
اطلاق ميگردد. اعتياد به عشــق انواع گوناگوني داشته كه
يكايك به آنها ميپردازيم
 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- اعتياد به عشق هم وابسته
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ايـن نـوع اعـتـيـاد متداولترين نوع اعتياد به عشق ميباشد.
خـصـوصيـات افـراد مـعـتـاد هــم وابسته به شرح زير است:
  • فرد معتاد به عشق، زمان، تـوجه و ارزش مفـرطـي بـراي فردي كـه به وي اعتياد دارد اختصاص ميدهد.
  • به خود بي توجه بوده و براي خودش ارزشي قائل نميباشد.
  • قادر به تحمل همه چيز ميباشد غير از ترك شدگي و تنهايي.
  • داراي اعتماد بنفس  پـايـيـن اسـت. در تـعيين هويت خـويـش، دفـاع از خـويش و مراقبت از خويش دچار مشكل ميباشد.
  • با آنكه محتـاج يـك رابـطـه صمـيـمانـه اسـت امـا به طـور نـاخودآگاه قادر به تحمل صميميت و نزديكي نميباشد.
  • با كنترل منفي قصد كنترل رابطه را دارد: به شريك خود ميگـويـد چگونه بايد رفتار كند تا رضايت وي را تامين كند و يا بالعكس.
  • رابطه يك جانبه ميباشد. تمايل دارد عشق را با ترحم اشتباه بگيرد.
  • مسئـوليـت اعــمال ديگران را به طرز اغراق آميزي به عهده مي گـيـرد و بـيـش از وظايف قانونيش كار انجام ميدهد.
  • نياز شديدي به پذيرش و تصديق ديگران دارد. نيازمند به كنترل ديگران است.
  • هنگامي كه ميخواهد حق خود را مطالبه كند احساس گناه ميكند.
  • از تـنـهايي هـراسـان اسـت. بـه خـود و ديـگران اعتماد ندارد. دروغ گـو و هـمـواره خشمگين بوده و در تصميم گيري داراي مشكل ميباشد.
  • معمولا به سيگار، كار زياد، الكل و داروهاي مسكن اعـتـيـاد داشـتـه و يـا قمـارباز ميباشد.
  • تمام توجـه و دغـدغـه هاي زنـدگيش را به حل مشكلات شريك زندگيش معطوف مي كند و از علايق و منافع خودش صرفنظر مي نمايد.
  • براي تقويت اعتماد بنفس اندك خود به عوامل خارجي پناه ميبرد.
  • اعتماد بنـفـس وي با حـل مشكـلات و تسـكيـن درد و رنج هـاي شـريك زندگيش تقويت ميگردد.
  • هنگامي كه شريك زندگيش وي را دوست مي دارد احسـاس خـوشـايـنـدي پيدا ميكند و بالعكس.
  • ترس از خشم شريك زندگي و طرد شدن مبنا و تعيين كننده اعمال و رفتار معتاد ميباشد.
  • تمام آمال و آرزوهاي آينده معتاد به شريك زندگيش وابسته و عجين شده است.
  • براي جلب رضايت و مـراقـبـت از شـريـك زنـدگـي خـود دسـت بـه هـر گـونـه عمل فداكارانه اي مي زننـد. زيـرا از آن وحشت دارد كه نـكنـد شـريـك زنـدگيــش از وي ناخوشنود گردد چون فكر ميكند شريك ناراضي وي را ترك خواهد كرد.
  • نـاتـوانـي در تـعـيين حد و مرزهاي معقول: خـود را بـا شـريـك زنـدگـيـش يـك فـرد ميپندارد.
  • هنگامي كه شريك زندگيش خواهان رشد فردي ميباشد هراسان ميـگـردد چـون اين عمل را تهديد تلقي ميكند.
  • راه حلهاي مشكلاتش را در خودش جستجو نميكند بـلـكه در شـريكش ميجويد.
  • براي حس كامل بودن به شريك خود محتاج است.
  •  در واقع اين اعتياد ريشه در كودكي فرد معتاد دارد زماني كـه مـورد بـي مهري و طرد شدگي والدينش قرار مي گرفته است. بنابراين دنيا را مكاني نا امن يافته و ميپندارد نميتواند فردي دوست داشتني باشد. وي دست بـه هر عملي ميزند تا شريك زندگيش را كـنـار خـود حـفـظ كـنـد حـتـي اگـر شريـك زنـدگيـش مـعـتاد به مواد مخدر باشد. بنابراين ممكن است در برابر اعتياد وي سـكوت كـنـد تـا شريك زندگيش وي را ترك نكند بنابراين يك نوع معامله با يكديگر مي كنند. بـه عبـارتي ديگر به يكديگر "هم وابسته" ميگردند.
چهار نوع ديگر اعتياد به عشق...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
2- اعتياد به رابطه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پـيـوستن و ارتـبـاط بـا يـك فـرد بـراي پرهيز از تنهايي و احساس دوست داشتني نبودن. معتاد به رابطه حتي ممكن است با شخصي رابـطه بـرقـرار كـنـد كـه دوسـتـش نـداشته و كمترين عشقي نسبت به وي نداشته باشد و حـاضر اسـت هـرگـونه رنـج و عــذابي را تحمل كند اما تنها نماند. حتي اگر شريكش يك فرد سوء استفاده كننده و بد رفتار باشد نه تنها وي را ترك نميكند، بلكه مورد پذيرش نيز قرار ميدهد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
3- اعتياد به عشق رمانتيك
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عشـق فـرد مـعـتاد رومـانـتـيك، سـر خـوش كننــده، پــر از روابــط جنـــسـي پــرحــرارت و خيالپردازيهاي شهواني مي باشد. فـرد مـعـتاد تـنها براي مدت كوتاهي شيفته فرد ديگر ميگردد و از نظر او هدف مورد علاقه آنها قابل تعويض ميباشد. هرچه تعداد شريك زندگي بيشتر بهتر. ايـن گونه افراد از فعل و انـفـعالاتي كـه در پـي احسـاس عـاشـقـي بـه آنــها دست مي دهد سرمست شده و پس مدتي كه اين احساسات و هيجانات فروكش كرد فرد معتاد نيز سرد شده و معشوقش را ترك ميكند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
4- اعتياد به عشق خودشيفته
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اينگونه افراد خودمحور، كنترل كننده، تملك جو، داراي تـوهم خود بزرگ بيني و احساس كامل بودن دارند، مصون از خطاي انساني. ايـن عاشقـها بـنـظر غـير صـميـمـي و از هـم گسيخته مي آيند. ممـكن است با افراد ديـگري بـه غـيـر از شـريـك زنـدگـي خـود رابـطـه جنسي برقرار كند. داراي اعتماد بنفس پاييني ميباشند. از اغوا، سـلطه گري و مضايقه كردن براي كنترل شريك خود استفاده مي كنند.ايـنگونه افراد عقيده دارند فرد مقابلشان از حق انتخاب و يا تغيير در رابطه برخوردار نميباشد. امـا اشتباه نكنيد آنان نيز به شريك خود اعتياد داشته و وابسته هستند. آنـان نيز از تنهايي و جدايي وحشت دارند. اين امر هنگامي نمود پيدا ميكند كه شريك زندگي ايـن افراد تصميم به جـدايي ميـگيرد آن زمان است كه معتاد خود شيفته دست به عملي ميزند تا رابطه را حفظ كند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
5- اعتياد به عشق وسواس گونه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تجربه دلبستگي و خيالپردازيهاي محرمانه نسبت به يك فرد ميباشد. در واقـع يك عشق يك جانبه. فرد معتاد با قرار ملاقاتها و مناسبات مفرط (تماسهاي تلفني و درخـواستهاي ازدواج در همان ابتداي آشنايي) با فرد مـورد نـظرش قـصـد دارد وي را از آن خـود كند. يك شيدايي و عشق مسموم كه از اعتماد بنفس پايين و احتياج معتاد نشات ميـگيرد. بايد توجه داشت كه ريشه اعتياد بـه عشـق در اعـتـماد بـــنفس پايين ميباشد كه فرد معتاد بايد براي تقويت آن تلاش كند
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 آذر1384ساعت 5:37 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

» نویسنده ای آنقدر خودش را سانسور کرد تا دیگر اثری از او باقی نماند

» مغز زبان باز ، کنترلی بر زبان او ندارد

» فرق گدا با فقیر در این است که فقیر هنوز گدا نشده است

» چشمها همه چیز را می بینند ، جز خودشان را .

» چشم دل چشمها را شرمنده می کند.

» در فکری افتادم که هیچ فکری نتوانست بیرونم بیاورد

» " ملک الموت " اولین آشنا در فصل دوم زندگی است .

»  نمی دانم چرا بعضی افراد با داشتن دو تا چشم همه چیز را یکی میبینند

» زنبور عسل با دیدن این همه عسل تقلبی انگشت به دهان مانده است

» برای اینکه سریعتر فکر کنم به مغزم روغن می زنم

» از همه چیز سیر شدم به جز صبحانه ، ناهار و شام

» وقتی می خواهم حرف پنهانی بزنم گوشهایم را می گیرم

» برای اینکه حرفهای بزرگی بزنم دهانم را زیر میکروسکوپ می گذارم

» هر لقمه ای که قورت می دهم معده ام فریاد می زند : « خوش آمدی »

» آدم دو رو همیشه یک رویش را قایم می کند

» جنس بد ، جنس خوب شدنی نیست !

» توقف طولانی در سالنهای غذاخوری بین راهی فرصت را از مسافر جاده کمال می گیرد

» تعادل هم آبروی افراط را حفظ می کند هم تفریط را

» مشغله تنبل بیکار بیشتر از آن است که بخواهد به کارکردن بیندیشد

» تو فکری افتادم که هیچ فکری نتوانست بیرونم بیاره

» بعضی چنان کم فروشی می کنند که براحتی می توان محصولشان را دانه به دانه شمرد

» از روزی که گوشت ماهی خورده ام ، موج روی دلم سنگینی می کند

» گاهی وقتها برای خواندن یک مجله دو تا عینک می زنم

» ماهی چشمم در اشکهایم شنا می کند!

» چای تلخم را با طنز های عبید زاکانی شیرین می کنم

» خروس برای گفتن قوقولی ... قوقو از صاحبخانه اجازه نمی گیرد

» ماه به کرم شبتاب حسودی می کند

» جای پاش از قدش بزرگتر است!

» کمتر معده ای تحمل هضم غصه را دارد

» اندیشه مثبت ، فرزند خلف ذهن آدمی است

» وقتی حس نوشتنم گل می کند، قلمم روی کاغذ گل می کند!

» آینده ام آن قدر روشن است که تاریکی هایش را می بینم

» هیچ یخی یختر از یخ در تابستان نیست

» گرانی آن قدر بیداد می کند که صدای پای ارزان فروش را نمی شنوم

» دلگیرترین پائیز پائیزی است که در آن برگهای درختان زرد نشده بریزد

» آن قدر تپش قلبم زیاد است که مرکز لرزه نگاری را به اشتباه انداخته ام !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 7:45 بعد از ظهر  توسط مینا  | 

دعاي قبل از اتصال به اينترنت:.. اللهم اتصلنا الاينترنت اللهم اعتني کانکشن في دنيا والاخرت انا نعوذبک من کله ويروس الخبيس اللعين والملعونيه و انا نعوذبک من الديسکانکشن في دنيا والاخرت امين يا رب العالمين )

600 : یك عمليات معلق  
601 : يك پورت نا معتبر تشخيص داده شده است مودم نصب نيست
602 : پورت مورد نظر در حال حاظر باز است مودم در حال حاظر توسط نرم افزار ديگري مورد استفاده است
603 : بافر شماره گير خيلي كوچك است
604 : اطلاعات نادرست تعيين شده شده است
605 : اطلاعات پورت قابل تنظيم نيست
606 : پورت مورد نظر وصل نيست
607 : يك رويداد نا معتبر تشخيص داده شده است
608 : ابزار تعيين شده وجود ندارد  
609 : نوع ابزار تعيين شده وجود ندارد
610 : يك بافر نا معتبر تشخيص داده شده است
611 : يك Route تعيين شده است كه وجود ندارد
612 : يك Route تعيين شده است كه تعيين محل نشده است
613 : يك فشرده سازي نا معتبر تعيين شده است
614 : بافر كافي موجود نيست
615 : پورت تعيين شده پيدا نشد

616 : يك درخواست نا همزمان در حال اجراست
617 : مودم در حال حاظر در حال قطع شدن است
618 : پورت تعيين شده باز نيست  
619 : پورت تعيين شده وصل نيست  
620 : نقطه پاياني قابل تشخيص نيست
621 : سيستم قادر به باز كردن دفترچه تلفن نيست
622 : سيستم قادر به بار كردن دفترچه تلفن نيست
623 : سيستم قادر به پيدا كردن مدخل دفترچه تلفن براي اين اتصال نيست
624 : سيستم قادر به بروز رساني فايل دفترچه تلفن نيست
625 : سيستم اطلاعات نا معتبري در دفترچه تلفن پيدا كرده است
626 : رشته قابل بار شدن نيست
627 : كليد قابل پيدا شدن نيست
628 : اتصال بسته شده است
629 : اتصال توسط كامپيوتر مقصد بسته شد
630 : مودم به خاطر مشكلات سخت افزاري قطع شده است
631 : كاربر مودم را قطع كرده است
632 : يك اندازه ساختار نا معتبر تشخيص داده شده است
633 : مودم در حال حاظر در حال استفاده است يا براي تماس پيكر بندي نشده است
634 : كامپيوتر شما قادر به ثبت شدن در شبكه كامپيوتر مقصد نيست
635 : يك خطاي نا شناخته
636 : ابزار وصل شده به پورت چيزي كه تشخيص داده شده است نيست
637 : رشته اي تشخيص داده شده است كه قادر به تبديل نيست
638 : در خواست تعيين شده از محدوده زماني فرا تر رفته است
639 : هيچ شبكه نا هم زماني وجود ندارد
640 : يك خطا در نت بايوس اتفاق افتاده است
641 : سيستم سرور قادر به تعيين منابع نت بايوس مورد نياز براي پشتيباني كلاينت ها نيست
642 :يكي از نام هاي نت بايوس شما در حال حاظر بر روي كامپيوتر مقصد ثبت شده است
643 : كارت شبكه سيستم سرور خراب است
644 : شما پيامي از طرف شبكه دريافت نمي كنيد
645 : يك خطاي داخلي در سيستم شما
646 : حساب شما قادر به اتصال به شبكه در اين زمان از روز نيست
647 : حساب شما غير فعال است
648 : كلمه رمز وارد شده براي اين حساب از اعتبار ساقط شده است
649 : اين حساب داراي دسترسي به شماره گيري نيست
650 : سرور مقصد قادر به پاسخگويي نيست
651 : مودم يك خطا گزارش نموده است
652 : يك پاسخ نا شناس از طرف مودم
653 : ماكرو مورد نياز براي مودم در داخل فايل پيدا نشد
657 : فايل ابزار قادر به باز شدن نيست
659 : فايل به يك ابزار نا شناخته اشاره دارد
660 : فايل داراي هيچ پاسخي براي دستور نيست
661 : دستورات فايل گم شده است
664 : سيستم خارج از حافظه در حال فعاليت است
665 : مودم به خوبي پيكر بندي نشده است
666 : مودم به خوبي عمل نميكند
667 : سيستم قادر به خواندن فايل نيست
668 : اتصال پايان يافت
674 :سيستم قادر به خواندن حداكثر سرعت نيست
675 : سيستم قادر به خواندن حداكثر سرعت نيست
676 : خط تلفن مشغول است
677 : به جاي مودم يك نفر جواب شما را داد
678 : سيستم به شما پاسخ نميدهد سرور گوشي تلفن را بر نميدارد
679 : سيستم شما قادر به تشخيص سيگنال اتصال نيست
680 : بوق آزاد وجود ندارد يا خط تلفن وصل نيست
691 : دسترسي شما به دليل ورود نام يا كلمه عبور اشتباه بسته شده است
692 : يك خطاي سخت افزاري در مودم
699 : مودم با خطاي سر ريزي بافر مواجه شده است
715: خطاهاي بسيار زيادي اتفاق افتاده است زيرا خط تلفن كيفيت بسيار بدي دارد
716 : پيكر بندي IP سيستم سرور قابل استفاده نيست
717 : IP  بيشتري براي اختصاص به شما وجود ندارد
718 : زمان تعيين شده براي پاسخگويي تمام شده است
719 : اتصال توسط كامپيوتر سرور قطع شد
720 : سيستم شما و سيستم سرور قادر به توافق بر سر پروتوكل كنترلي نيستند
722 : شماره تلفن ورودي سيار طولاني است
732 : سيستم شما و سيستم سرور قادر به توافق بر سر پروتوكل كنترلي نيستند
733 : سيستم شما و سيستم سرور قادر به توافق بر سر پروتوكل كنترلي نيستند
735 : آدرس درخواستي توسط سرور ناديده گرفته شد
737 : لوپ بك تشخيص داده شده است
738 : سرور آدرسي تعيين نكرد
740 : قاعده شماره گيري نا معتبر
741 : سيستم شما قادر به پشتيباني از مخفي سازي اطلاعات مورد نياز نيست  
742 : كامپيوتر مقصد قادر به پشتيباني از مخفي سازي اطلاعات مورد نياز نيست
756 : اين اتصال در حال حاظر در حال شماره گيري است
769 : مقصد تعيين شده قابل دسترسي نيست
770 : ماشين مقصد تلاش براي اتصال را ناديده گرفت
777 : تلاش براي تماس ناكام ماند زييرا مودم كامپيوتر مقصد غير قابل استفاده است
797 : اتصال به كامپيوتر مقصد قابل برقراري نيست زيرا مودم پيدا نشد يا مودم مشغول است

خوشت امده بیدپس نظر بیدی 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 آبان1384ساعت 1:7 بعد از ظهر  توسط مینا  | 


اصولا در بسياری از کشورهای دنيا مردم برای رهبران و سياستمداران شان جوک می سازند، يک موسسه تحقيقاتی به نام « بنياد  پژوهش در موارد عجيب» نتيجه تحقيقات خود را در مورد اين که مردم جهان در چه حالتی برای رهبران و سياستمداران شان جوک  می سازند، به اين شرح منتشر کرد:
۱) شما در حال رانندگی هستيد و در حالی که داريد اخبار مربوط به ميزان جاده های آسفالت شده در کشور را می شنويد ماشين  تان توی يک چاله می افتد، اگر آدم بی ادبی باشيد به وزير راه فحش می دهيد، اما اگر آدم مودب و باهوشی باشيد برای رئيس  جمهور جوک می سازيد.


۲) شما يک همکلاسی داشتيد که هميشه در دانشکده او را به دليل حماقت هايش دست می انداختيد، يک روز اين خبر را می شنويد  که او وزير شده است، اگر آدم فرصت طلبی باشيد با او تماس می گيريد و تلاش می کنيد برای خودتان شغلی پيدا کنيد، اما اگر  آدم شريفی باشيد برای نخست وزيری که آن وزير احمق را انتخاب کرده است، جوک می سازيد.


۳) يک مامور پليس بدون هيچ دليلی پسرتان را کتک زده است و شما قصد داريد تا در اين مورد مقاله ای بنويسيد و در روزنامه  معروفی منتشر کنيد، اما آن روزنامه حاضر به چاپ نوشته شما نمی شود، شب شما در خانه تان نشسته ايد و داريد به سردبير آن  روزنامه فحش می دهيد که در اخبار تلويزيون می شنويد که سردبير همان روزنامه به دليل شکايت پليس زندانی شده و آن روزنامه  توقيف شده است، بلافاصله چهار جوک ناب در مورد دادستان کل کشور می سازيد.


4) ميزان تورم به ۸ درصد رسيده است، شما عليه دولت در تظاهرات شرکت می کنيد. ميزان تورم به ۱۵ درصد می رسد، شما تصميم  می گيريد دولت را استيضاح کنيد. ميزان تورم به ۲۲ درصد می رسد، شما تصميم می گيريد دولت را سرنگون کنيد. ميزان تورم به  ۳۰ درصد می رسد، تنها کاری که می توانيد بکنيد اين است که جوک بسازيد.


5) روزنامه می خريد و در صفحه اول آن عکس گروهی را می بينيد، ابتدا فکر می کنيد که تصوير مربوط به گروهی ازخلافکاران  است که دستگير شده اند، اما وقتی خبر را می خوانيد متوجه می شويد که تصاوير مربوط به کابينه جديد است، در همين حالت  چند نفر از دوستان تان به شما زنگ می زنند و آخرين جوک هايی را که در مورد کابينه جديد ساخته شده است برای شما تعريف  می کنند.


نتيجه گيری: آدم ها در اثر خشم جوک نمی سازند، در اثر عجز جوک می سازند

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آبان1384ساعت 1:14 قبل از ظهر  توسط مینا  | 

اگر گفتيد فرق محمود احمدي نژاد با حسين فهميده چه بید؟ فرق شان اين بید که احمدي نژاد فهميده نبید  

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 آبان1384ساعت 12:17 بعد از ظهر  توسط مینا  |